سرمقاله امیر افشارفتوحی
آیا «سینماحقیقت» آماده ورود به دهه سوم است؟
بیستمین دوره جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» در حالی فراخوان خود را منتشر کرده که شاید بیش از هر زمان دیگری، نام «حقیقت» خود به یک پرسش بزرگ تبدیل شده است؛ این که «حقیقت» در جهان امروز دقیقاً چیست؟

امیر افشارفتوحی- بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» در حالی فراخوان خود را منتشر کرده که شاید بیش از هر زمان دیگری، نام «حقیقت» خود به یک پرسش بزرگ تبدیل شده است؛ این که «حقیقت» در جهان امروز دقیقاً چیست؟ آیا حقیقت همان چیزی است که دوربین ثبت میکند یا آن چیزی است که فیلمساز از دل انبوه تصاویر، روایتها و دادهها بیرون میکشد؟
دو دهه از تولد مهمترین رویداد تخصصی سینمای مستند ایران میگذرد. بیست سال زمان کمی نیست؛ آنقدر طولانی هست که بتوان از یک جشنواره انتظار داشت نهتنها میزبان آثار مستند باشد، بلکه در شکلگیری جریانهای تازه، کشف استعدادها و حتی تعریف دوباره نسبت سینمای مستند با جامعه نقشآفرینی کند. به همین دلیل، بیستمین دوره «سینماحقیقت» نباید تنها یک مناسبت تقویمی یا فرصتی برای مرور خاطرات باشد؛ این دوره میتواند نقطهای برای بازاندیشی درباره آینده مستندسازی ایران باشد.
در سالهای نخست، مستند بیش از هر چیز رسانه ثبت واقعیت بود. دوربین به میان مردم میرفت، حادثه را ثبت میکرد، چهرهها را نشان میداد و مخاطب به تصویر اعتماد میکرد. اما امروز جهان دگرگون شده است. در عصر هوش مصنوعی، دیپفیک، بازنماییهای دیجیتال و جنگ روایتها، تصویر دیگر بهتنهایی سند نیست. آنچه دیده میشود الزاماً آن چیزی نیست که رخ داده است. در چنین شرایطی، نسبت میان «دیدن» و «دانستن» پیچیدهتر از گذشته شده و همین مسئله جایگاه مستندساز را نیز تغییر داده است.
اما شاید مهمتر از همه این باشد که امروز تفاوتی بنیادین میان «ثبت واقعیت» و «کشف حقیقت» وجود دارد. واقعیت، آن چیزی است که در برابر دوربین رخ میدهد؛ اما حقیقت، لایههای پنهانی است که در دل همان واقعیت پنهان شدهاند. حقیقت میتواند در سکوتها، حذفها، تناقضها و حتی در انتخاب زاویه دید مستندساز شکل بگیرد. از همینجاست که وظیفه مستندساز دیگر صرفاً ثبت جهان نیست، بلکه فهم و بازسازی معنای آن است.
با این نگاه، جشنوارهای مانند «سینماحقیقت» که نام خود را بر این مفهوم بنیادین بنا کرده، صرفاً یک رویداد نمایش فیلم نیست؛ بلکه باید به یک نهاد فکری در حوزه مستند تبدیل شود. نهادی که بتواند درباره آینده این سینما سؤال طرح کند، مسیرهای تازه را تشویق کند و نسبت میان واقعیت و روایت را به چالش بکشد.
نکته مهم این است که این انتظار، به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای جشنواره نیست. اتفاقاً «سینماحقیقت» در سالهای گذشته توانسته مهمترین ویترین سینمای مستند ایران باشد، آثار قابل توجهی را معرفی کند و به بسیاری از فیلمسازان جوان فرصت دیده شدن بدهد. اما دقیقاً به دلیل همین جایگاه تثبیتشده است که میتوان از آن انتظار بیشتری داشت؛ انتظاری فراتر از نمایش آثار و نزدیکتر شدن به نقش جریانساز.
یکی از مهمترین چالشهای امروز سینمای مستند ایران، فاصله گرفتن تدریجی از تجربهگرایی و جسارت فرمی است. بخش قابل توجهی از تولیدات مستند به سمت قالبهای گزارشی، توضیحی یا سفارشی حرکت کردهاند؛ آثاری که اگرچه ممکن است از نظر محتوایی ارزشمند باشند، اما کمتر در پی کشف زبان تازه یا شکستن ساختارهای تثبیتشده هستند. در چنین شرایطی، نقش جشنوارهها نه فقط انتخاب بهترین آثار، بلکه حمایت از مسیرهای کمتر طیشده است.
اگر «سینماحقیقت» قرار است همچنان مهمترین جشنواره مستند ایران باقی بماند، باید بیش از پیش به فیلمسازانی میدان دهد که چه در انتخاب سوژه، چه در فرم روایت و چه در شیوه مواجهه با واقعیت ریسک میکنند. مستندهایی که از نگاههای کلیشهای فاصله میگیرند و تلاش میکنند تجربهای تازه از دیدن و فهمیدن ارائه دهند، همان آثاری هستند که میتوانند آینده این سینما را شکل دهند.
در این میان، نباید فراموش کرد که جهان امروز نیز جهان روایتهای متکثر و گاه متناقض است. در چنین جهانی، مستندساز دیگر تنها راوی واقعیت نیست، بلکه کسی است که میان انبوه روایتها، به دنبال معنا میگردد. همین مسئله، مسئولیت او را سنگینتر و جایگاه جشنوارهها را حساستر میکند. جشنوارهای که بتواند این مسئولیت را درک کند، از سطح نمایش آثار فراتر میرود و به یک مرجع فکری تبدیل میشود.
بیستمین دوره «سینماحقیقت» از این منظر، صرفاً یک عدد در تقویم جشنوارهها نیست؛ بلکه فرصتی است برای پرسیدن یک سؤال جدیتر: آیا سینمای مستند ایران آماده ورود به مرحلهای است که در آن، «حقیقت» نه امری بدیهی، بلکه امری قابل جستوجو، قابل بحث و قابل بازتعریف است؟
پاسخ به این سؤال، مسیر آینده جشنواره را نیز روشن میکند. اگر «سینماحقیقت» بتواند در دهه سوم فعالیت خود، به جای اتکای صرف به ثبت واقعیت، به سمت حمایت از کشف حقیقت حرکت کند، آنگاه نهتنها نام خود را حفظ کرده، بلکه معنای آن را نیز عمیقتر کرده است. و این دقیقاً همان نقطهای است که یک جشنواره از «رویداد» به «جریان» تبدیل میشود.





