ابراهیم شفیعی در گفتوگو با صبا:
سینمای کودک نباید فقط در حد شعار حمایت شود
ابراهیم شفیعی معتقد است سینمای کودک بیش از هر زمان دیگری به حمایت واقعی نیاز دارد. او از «سفر به لیمونیا»، دغدغههایش درباره نگاه کلیشهای به بازیگران و ضرورت توجه جدیتر به سینمای کودک سخن میگوید.

سروین دهقان – «سفر به لیمونیا» در شرایطی روی پرده رفته که سینمای کودک سالهاست با چالشهایی مانند کمبود تولید، ضعف اکران و نبود حمایت مؤثر دستوپنجه نرم میکند. تهیهکننده و بازیگران این فیلم در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه ساخت این پروژه، دشواریهای تولید، استقبال مخاطبان و چشمانداز سینمای کودک در ایران سخن گفتهاند؛ گفتوگوهایی که تصویری روشن از وضعیت امروز این ژانر ارائه میدهد.
ابراهیم شفیعی معتقد است سینمای کودک امروز بیش از هر زمان دیگری به حمایت واقعی نیاز دارد. او که سالها در آثار کودک و کمدی حضور داشته، در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه حضور در «سفر به لیمونیا»، دغدغههایش درباره نگاه کلیشهای به بازیگران و ضرورت توجه جدیتر به سینمای کودک سخن میگوید.
چه شد که بازی در «سفر به لیمونیا» را پذیرفتید؟
چیزی که برای من از همان ابتدا جذاب بود، فضای فانتزی و متفاوت فیلم و البته نگاه آقای کمال مقدم به سینمای کودک بود. احساس کردم با اثری روبهرو هستم که هم میتواند برای بچهها سرگرمکننده باشد و هم در دل قصه، پیامهای ارزشمندی برای مخاطب داشته باشد.
از طرف دیگر، شخصیت «هوشنگ» برایم کاراکتر دوستداشتنی و جذابی بود. احساس کردم ظرفیت خوبی برای بازی دارد و میتوانم تجربه متفاوتی را با این نقش پشت سر بگذارم. همین عوامل باعث شد با علاقه حضور در این پروژه را بپذیرم.
شما سالها در ژانر کودک و کمدی دیده شدهاید و حتی پیشتر از محدود شدن بازیگران در این فضا گلایه کرده بودید. «سفر به لیمونیا» ادامه همان مسیر است یا تلاشی برای شکستن آن تصویر؟
من هیچوقت از حضور در آثار کودک و کمدی ناراحت نبودهام، چون معتقدم بازی برای کودک یکی از سختترین و در عین حال ارزشمندترین شاخههای بازیگری است. مخاطب کودک بسیار صادق است؛ اگر چیزی را دوست نداشته باشد یا باور نکند، خیلی راحت از آن عبور میکند و نمیتوان او را فریب داد.
اما همیشه یک دغدغه جدی داشتهام و آن هم این است که متأسفانه در سینمای ما بازیگران را براساس ژانری که بیشتر در آن دیده شدهاند، دستهبندی میکنند. در حالی که یک بازیگر واقعی باید توانایی حضور در هر ژانری را داشته باشد؛ از کمدی و کودک گرفته تا اجتماعی، تاریخی، درام یا حتی نقشهای منفی.
امیدوارم این نگاه در سینمای ایران تغییر کند و بازیگرها صرفاً به خاطر سابقهشان در یک ژانر، از فرصتهای دیگر محروم نشوند. بازیگر باید فرصت تجربه کردن داشته باشد.
سختترین بخش بازی در یک دنیای فانتزی چیست؛ واقعی کردن تخیل یا باورپذیر کردن احساسات؟
به نظر من مهمترین بخش، باورپذیر کردن احساسات است. اگر احساسی که بازیگر منتقل میکند واقعی باشد، مخاطب دنیای فانتزی را هم میپذیرد و با آن همراه میشود. در فیلمهای فانتزی، مخاطب قرار نیست صرفاً جلوههای ویژه را ببیند؛ او باید شخصیتها را باور کند. این اتفاق زمانی میافتد که بازیگر با تمام وجود نقش را زندگی کند. اگر احساسات درست منتقل شود، تخیل هم برای تماشاگر واقعی میشود.
«سفر به لیمونیا» برای شما فقط یک نقش بود یا تجربهای که نگاهتان را هم تغییر داد؟
هر پروژهای برای یک بازیگر تجربه تازهای است و قطعاً چیزهایی به او یاد میدهد. یکی از جذابترین بخشهای این فیلم برای من، همکاری با حدود پانزده تا بیست بازیگر کودک و نوجوان بود.
کودکان با صداقت بازی میکنند و انرژی فوقالعادهای دارند. همین موضوع باعث میشود خودت هم با انگیزه و تمرکز بیشتری مقابل دوربین حاضر شوی. فضای پشت صحنه هم کاملاً متفاوت بود و همین تجربه برای من ارزشمند و ماندگار شد.
بعضیها معتقدند سینمای کودک در روزگار امروز دیگر «ضرورت» نیست. شما چه نظری دارید؟
من دقیقاً برعکس فکر میکنم. اتفاقاً امروز که کودکان با حجم زیادی از اخبار تلخ، استرس و نگرانیهای مختلف روبهرو هستند، بیشتر از هر زمان دیگری به قصه، خیال، شادی و امید احتیاج دارند.
سینمای کودک فقط وسیلهای برای سرگرمی نیست؛ این سینما میتواند در رشد فکری، روحی و حتی فرهنگی بچهها نقش مهمی داشته باشد. به همین دلیل معتقدم هرچه شرایط جامعه سختتر باشد، اهمیت سینمای کودک هم بیشتر میشود.
اکران فیلم کودک همیشه دشوار بوده است. با وضعیت اقتصادی امروز، «سفر به لیمونیا» چگونه باید برای دیده شدن بجنگد؟
به نظرم مهمترین مسئله، حمایت واقعی در حوزه اکران و تبلیغات است. اگر خانوادهها اصلاً از وجود یک فیلم خوب باخبر نشوند، طبیعی است که آن فیلم دیده نخواهد شد. سینمای کودک بیش از هر ژانر دیگری نیازمند معرفی درست و حمایت جدی است. خوشبختانه «سفر به لیمونیا» تا امروز فروش خوبی داشته و تا آخرین آماری که من اطلاع دارم، حدود هشت میلیارد تومان فروش کرده است، اما اگر تبلیغات و حمایت گستردهتری وجود داشته باشد، قطعاً ظرفیت جذب مخاطب بیشتری هم خواهد داشت.
شما سالها در فضای کودک فعالیت کردهاید. فکر میکنید امروز سینمای کودک واقعاً برای مدیران فرهنگی مهم است یا فقط در حد شعار از آن حمایت میشود؟
امیدوارم مهم باشد، اما واقعیت این است که هنوز فاصله زیادی میان حرف و عمل وجود دارد. اگر واقعاً سینمای کودک اولویت باشد، این موضوع باید در تولید، اکران، تبلیغات، بودجه و حمایت از فیلمسازان و بازیگران این حوزه هم دیده شود. صرف صحبت کردن کافی نیست؛ این حمایت باید در عمل اتفاق بیفتد.
بعضیها معتقدند بازی در آثار کودک، بازیگر را از سینمای جدی دور میکند. نظر شما چیست؟
من اصلاً با این نگاه موافق نیستم. بازیگر، بازیگر است. احساس، تکنیک و توانایی بازیگری در همه ژانرها یکسان است؛ فقط جنس بیان و فضای اجرا تفاوت دارد. اتفاقاً بازی برای کودک گاهی سختتر هم هست، چون کودک اگر چیزی را باور نکند، خیلی راحت واکنش نشان میدهد و ارتباطش را با فیلم قطع میکند. بنابراین این تصور که بازیگر کودک از سینمای جدی فاصله میگیرد، از نظر من کاملاً اشتباه است.
چرا هنوز بعضی خانوادهها فیلم کودک را جدیتر از خود بچهها نمیگیرند؟
شاید چون تصور میکنند فیلم کودک فقط وسیلهای برای سرگرمی است، در حالی که بخش مهمی از شخصیت، فرهنگ، تخیل و حتی نگاه کودکان به جهان از همین آثار شکل میگیرد. اگر برای آینده بچهها اهمیت قائل هستیم، باید برای سینمای کودک هم اهمیت قائل باشیم. این سینما نقش تربیتی و فرهنگی مهمی دارد و نباید آن را دستکم گرفت.
اگر امروز بخواهید یک مطالبه جدی درباره سینمای کودک مطرح کنید، آن مطالبه چیست؟
بزرگترین مطالبه من این است که سینمای کودک از حالت شعاری خارج شود. حمایت واقعی از تولید، اکران مناسب، تبلیغات مؤثر و همچنین احترام به هنرمندانی که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند، اتفاقی است که باید به شکل جدی رخ بدهد. اگر این حمایتها وجود داشته باشد، قطعاً کیفیت آثار هم بالاتر خواهد رفت.
واکنش مخاطبان، بهویژه کودکان، نسبت به فیلم را چگونه ارزیابی میکنید؟
هر بازخورد مثبتی که از کودکان و خانوادهها دریافت کردهایم، برای من ارزشمند بوده است. وقتی یک کودک با لبخند از سالن سینما بیرون میآید و خانوادهها از فیلم ابراز رضایت میکنند، احساس میکنم تمام زحمات گروه به نتیجه رسیده است. این بهترین پاداش برای همه کسانی است که در تولید یک فیلم کودک تلاش میکنند.





