مجید پتکی در گفتوگو با صبا:
مردم امروز دنبال شنیدن حقیقتاند
مجید پتکی معتقد است سینمای امروز برای تأثیرگذاری بیش از هر چیز به حقیقت و واقعیت نیاز دارد. او از تجربه بازی در فیلمی با حالوهوای مستند و تفاوت نگاه مخاطب امروز با زمان ساخت این اثر صحبت میکند.

سروین دهقان/ فیلم «لباس شخصی» ساخته امیرعباس ربیعی پس از سالها انتظار به اکران رسیده؛ اثری که در زمان ساخت، روایتی امنیتی از نفوذ، اعتماد و پیچیدگی روابط انسانی ارائه میداد و امروز در شرایط تازه جامعه پیش روی مخاطب قرار گرفته است. امیرعباس ربیعی، توماج دانشبهزادی و مجید پتکی در گفتوگو با روزنامه «صبا» از جهان این فیلم، شخصیتهای خاکستری، دشواری روایت یک موضوع حساس و تغییر نگاه مخاطب امروز به این اثر میگویند.
مجید پتکی معتقد است سینمای امروز برای تأثیرگذاری بیش از هر چیز به حقیقت و واقعیت نیاز دارد. بازیگر «لباس شخصی» در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه بازی در فیلمی با حالوهوای مستند، نقش تمرین در شکلگیری شخصیتها و تفاوت نگاه مخاطب امروز با زمان ساخت این اثر صحبت میکند.
شخصیت شما در فیلم مدام بین وظیفه، تردید و تصمیمگیری حرکت میکند. برای رسیدن به این تعادل، بیشتر به فیلمنامه تکیه کردید یا تجربه شخصیتان از شناخت آدمها؟
بله، کاملاً درست است. آن کاراکتر مدام بین وظیفه، تردید و تصمیمگیری حرکت میکرد. برای رسیدن به این تعادل، من از آن دسته بازیگرانی هستم که به فیلمنامه خیلی پایبندم، اما در کنار آن به توضیحات کارگردان درباره فیلمنامه هم بسیار توجه میکنم و تا حد زیادی سعی میکنم خواسته کارگردان را پیاده کنم. در مشورتها و تمرینهایی که با آقای ربیعی داشتیم، صحبت میکردیم که از کاراکتر دور نشویم، بلکه به آن نزدیکتر شویم و در نهایت همان چیزی ارائه شود که ایشان در ذهن خود داشت و همان میزان بازی ارائه شود که تعادل میان بازیگران، با توجه به جایگاه و نوع مسئولیتشان در فیلمنامه، حفظ شود.
اگر بخواهید شخصیتتان را بدون اشاره به شغل یا جایگاهش معرفی کنید، با سه کلمه او را چطور توصیف میکنید؟
متفکر، صبور، دلسوز.
امیرعباس ربیعی در اولین فیلم بلندش سراغ موضوعی حساس رفت. به عنوان بازیگری که با کارگردانهای مختلف کار کردهاید، چه ویژگیای در هدایت بازیگران داشت که توجه شما را جلب کرد؟
یکی از بارزترین ویژگیهای آقای امیرعباس ربیعی، این بود که در انتخاب بازیگرانش از بچههای تئاتر استفاده کرده بود و به تمرین بسیار مقید بود. تقریباً ۲۰ تا ۲۵ روز قبل از کلید خوردن فیلم، بازیگران با حضور ایشان جمع میشدند و تمرین میکردند که این اتفاق بسیار خوبی بود. از طرف دیگر، بیشتر بچهها بازیگر تئاتر بودند و طبیعتاً به تمرین پایبند بودند. ویژگی مهم دیگر آقای ربیعی این بود که ارتباط بسیار خوبی با همه بازیگران برقرار کرد. اگر اطلاعات تاریخی یا سیاسی بعضی از بازیگران، از جمله خود من، درباره قصه کم بود، ایشان مستندهایی تهیه میکرد و با هم مینشستیم و آنها را میدیدیم و درباره تکتک اتفاقاتی که در آن مستندها رخ داده بود، بحث میکردیم. به این ترتیب، علاوه بر اینکه در فیلم لباس شخصی بازی کردیم، خودمان هم با بخشی از تاریخ معاصر سیاسی و امنیتی کشور از نزدیک آشنا شدیم و آن را لمس کردیم.
آیا در طول فیلمبرداری، درباره شخصیت یا یکی از صحنهها با کارگردان اختلاف نظر داشتید که در نهایت نتیجه بهتری از آن بیرون آمده باشد؟
بله، البته نه درباره شخصیت، بلکه درباره حد و اندازه بازی در یکی از پلانها اختلاف نظری داشتیم. طبق همان جمله معروفی که بین خودمان بود و در تمرینها هم همیشه میگفتیم، قرار شد مشکل را با گفتمان حل کنیم و همین هم شد. بعدها خود آقای ربیعی، بعد از پخش فیلم، به من گفت: «مجید، آنجا که میگفتی حد بازی در این پلان باید این اندازه باشد، درست بود.»
در روزهایی که اخبار و اتفاقات بیرونی ذهن مردم را درگیر کرده، فکر میکنید سینما باید پناهگاهی برای فاصله گرفتن از واقعیت باشد یا اتفاقاً فیلمهایی مثل «لباس شخصی» میتوانند مخاطب را به تأمل درباره تاریخ و جامعه دعوت کنند؟
فکر میکنم مخاطب ایرانی امروز به اندازه کافی با واقعیتها آشناست. بنابراین فیلمسازهای امروز باید از پرداختن به مسائل غیرواقعی یا تحمیل چیزی که نظر عامه نیست، پرهیز کنند. مردم امروز دنبال شنیدن حقیقت، بدون واسطه هستند، چون از اتفاقات و تجاوزات اخیر زجر کشیدهاند و نسبت به خونهایی که ریخته شده، در دل خودشان درد و کینه دارند. فیلمهایی مثل «لباس شخصی» که عاملان اصلی جنایتها را شناسایی میکنند و به دست مردم میسپارند، میتوانند بسیار تأثیرگذار باشند. به نظرم این روزها آثار هنری، چه در سینما، چه در تئاتر و چه در مستند، باید تأثیرگذار باشند و این تأثیرگذاری فقط میتواند از حقیقت، واقعیت و راستگویی نشئت بگیرد. فیلمساز موفق در این روزها کسی است که فیلمنامهای را انتخاب کند که مردم آن را بپذیرند، چون گفتار واقعی در آن نوشته و به تصویر کشیده شده است.





