جبار آذین در گفتوگو با صبا:
مردم آرامش و امید میخواهند، نه تکرار خیانت و جنایت
چون شبکه نمایش خانگی بهدرستی مدیریت نمیشود، درهای آن به روی تولید هر نوع اثری باز شده است؛ آثاری که اغلب مضامینشان را موضوعهای تلخ، تباه، سیاه و ویرانی و خیانت و خون و جنایت تشکیل میدهد.

زهرا طاهریان – سریال «بیستویک» در حالی به پخش خود ادامه میدهد که واکنشهای متفاوتی را میان منتقدان برانگیخته است. پریسا ساسانی، محمد مرشدلو و جبار آذین، سه منتقد سینما و تلویزیون، در گفتوگوهایی جداگانه به بررسی ابعاد مختلف این سریال پرداختهاند؛ از ساختار معمایی و جنایی و شیوه روایت و شخصیتپردازی گرفته تا بازی بازیگران، میزان ارتباط اثر با دغدغههای جامعه امروز و جایگاه سریالهای شبکه نمایش خانگی در تولید آثار ایرانی. در میز نقد این هفته روزنامه صبا، این سه منتقد هرکدام از زاویهای متفاوت، نقاط قوت و ضعف سریال«بیستویک» را بررسی کردهاند.
برخی معتقدند شبکه نمایش خانگی، فراتر از سرگرمی، مسئولیتی فرهنگی و اجتماعی نیز بر عهده دارد. با این نگاه، «بیست و یک» را تا چه اندازه اثری تأثیرگذار و همسو با دغدغههای امروز جامعه میدانید؟
صحبت کردن درباره یک فیلم یا سریال خاص و مشخص، با مضامین یا محتوایی شناختهشده یا به نوعی آشنا، نمیتواند بهتنهایی مشکلی از فرهنگ جامعه یا دغدغههای اجتماعی را حل کند، آنها را هدایت کند، جهت بدهد، شکل بدهد یا کاستیهایی را جبران کند. ما میتوانیم، مثل کلیشهای که اغلب دوستان معتقدند، عنوان کنیم که همین سریال در حال پخش «بیست و یک» ویژگیها و داستانهایی دارد که میتوان گفت در مجموع خوب نوشته شده و کارگردانی جمعوجوری دارد. چهار بازیگر هم دارد که تلاش کردهاند نقشهایشان را ایفا کنند. اما مسئله این است که این اثر کجای فرهنگ و دغدغههای مردم ما میگنجد؟ با آن چه میتوان کرد؟ خوب است که به هر حال آثاری تولید میشوند؛ حالا با هر هزینه و با هر نوع حمایتی. اما این حمایت و هزینه، در واقع پشتوانه اصلیاش مردم هستند. سرمایههای مادی و معنوی، متعلق به مردم ماست. مردم انتظار دارند که در آثار هنری و فرهنگی، چه سریال، چه فیلم، چه تئاتر یا هر اثر دیگری، بخشهایی از دغدغهها، مسائل و مشکلات زندگی خودشان را ببینند. نمیگوییم که همیشه باید آنچه مدنظر و مورد پسند مسئولان است مورد توجه قرار بگیرد و همانها در قالبهای هنری دیکته شوند. اما مسئله مهمتر این است که ببینیم هنرمندی که رسالتش فرهنگسازی است، رسالتش دستگیری از جامعه است و میخواهد تأثیرگذار باشد، آیا واقعاً در این مسیر حرکت میکند یا نه. بحث خودنمایی، شهرتطلبی یا در مراحل دیگر، کسب ثروت مطرح است؛ اینکه به هر حال یک سریال ساخته شود تا مقداری از دغدغههای شخصی سازنده آن کاسته شود. مسئله این است که شبکه نمایش خانگی یک امکان اجتماعی و فرهنگی فراهم آورده تا بتواند در جهت اهداف و آرمانهای اجتماعی حرکت کند. اما چون بهدرستی مدیریت نمیشود، درهای آن به روی تولید هر نوع اثری باز شده است؛ آثاری که متأسفانه اغلب مضامینشان را موضوعهای تلخ، تباه، سیاه و ویرانی و خیانت و خون و جنایت تشکیل میدهد. اینها دغدغههای خانوادههای ایرانی نیست. اینها مسائل و مشکلات جامعه ما نیست. این آثار عمدتاً برگرفته و کپیبرداریشده از انواع سریالهای خارجی، بهویژه سریالهای ترکیهای هستند. این اتفاق، خدمت به فرهنگ محسوب نمیشود. این به نوعی هدر دادن بودجه و ایجاد یک اختلال فرهنگی است و در یک درجه بالاتر، همان تهاجم فرهنگی است.
منتقدان بارها از فاصله گرفتن برخی آثار شبکه نمایش خانگی از هویت و زیست ایرانی سخن گفتهاند. به اعتقاد شما، یک سریال ایرانی تا چه اندازه باید بازتابدهنده فرهنگ، مناسبات اجتماعی و سبک زندگی جامعه ایران باشد؟
اگر قرار است برای ایرانی سریال بسازیم، باید برای ایرانی بسازیم؛ یعنی زندگی ایرانی، فرهنگ ایرانی، آداب و رسوم ایرانی و مشکلات و مسائل ایرانی را در آن ببینیم. نه اینکه شخصیتهای سریالهای اینگونه یا شبهغربی، همانگونه زندگی کنند و روابطشان همانگونه باشد که در آثار خارجی میبینیم؛ در حالی که بسیاری از چیزهایی که در آنجا مطرح میشود، در فرهنگ خانوادگی ما جایگاهی ندارد. ما برای ملت خودمان، برای فرهنگ خانواده و برای مناسبات اجتماعیای که ترکیبی از آیینهای ملی و دینی است، باید اثر تولید کنیم. اسلام و ارزشهای آن جایگاه فوقالعادهای دارند. اما در این سریالها این مسائل کجا هستند؟ از آیینهای ملی خبری هست؟ از آیینهای دینی و مذهبی خبری هست؟ اینها چه ارتباطی با جامعه ایران دارند؟ درست است که نیازهای نسلهای جوان و نوجوان ما بسیار فراتر از انتظارهای نسلهای گذشته است، اما این نوع آثار پاسخگوی نیاز فرهنگی و هنری این نسل نیستند؛ بلکه برعکس، عاملی برای انحراف آنها هستند. بیاییم در شبکه نمایش خانگی سریالهایی بسازیم که موضوعشان ایرانی باشد، شخصیتهایشان ایرانی باشند، مشکلات و مسائلشان ایرانی باشد و راهکارهای ایرانی ارائه دهند؛ آن هم با هدفنمایی از امید، شادمانی، خنده، دوستی و رفاقت. اینها چیزهایی هستند که امروز در جامعه ما کم است. مردم دنبال همین چیزها هستند. مردم آرامش میخواهند، آسایش میخواهند، رفاه میخواهند، خوبی و نیکی میخواهند. خیانت و جنایت و چندهمسری و مواد مخدر و قاچاق انسان و اینجور مسائل، بیشتر به جوامع غربی مربوط است که آنها از این موضوعات در جهت فرهنگ خودشان استفاده میکنند. اما اینها ارتباطی با فرهنگ ما ندارد.





