یادداشت امیر افشارفتوحی
تئاترشهر؛ قربانی مدیریتهای کوتاهمدت
تغییر مدیران در ساختار فرهنگی کشور سالهاست از یک جابهجایی معمول اداری فراتر رفته و به مسئلهای جدی تبدیل شده است؛ مسئلهای که به نبود یک مسیر روشن و برنامهای پایدار بازمیگردد.

امیر افشارفتوحی- تغییر مدیران در ساختار فرهنگی کشور سالهاست از یک جابهجایی معمول اداری فراتر رفته و به مسئلهای جدی تبدیل شده است؛ مسئلهای که بیش از آنکه به رفتوآمد افراد مربوط باشد، به نبود یک مسیر روشن و برنامهای پایدار بازمیگردد. در چنین شرایطی، هر مدیر تازه واردی ناچار است بخشی از زمان خود را صرف شناخت مشکلات انباشته گذشته کند و گاه پیش از آنکه فرصت اجرای برنامههایش را پیدا کند، جای خود را به مدیری دیگر میدهد.
مجموعه تئاترشهر نمونهای روشن از این وضعیت است؛ مجموعهای که نه فقط یک ساختمان فرهنگی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی تئاتر ایران به شمار میرود و هر تصمیم مدیریتی درباره آن، بر گروههای نمایشی، هنرمندان و مخاطبان اثر میگذارد.
کورش سلیمانی در دورهای مسئولیت مدیریت این مجموعه را پذیرفت که شرایط سادهای پیش روی هیچ مدیر فرهنگی نبود. مشکلات قدیمی مانند وضعیت حریم تئاترشهر، مسائل زیرساختی، دشواریهای اجرایی سالنها و کاهش تمایل برخی هنرمندان برای حضور در این مجموعه، در کنار شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی کشور، اداره این مجموعه را دشوارتر کرده بود.
او در مدت کوتاه حضورش تلاش کرد نگاه متفاوتی به مدیریت تئاترشهر داشته باشد؛ از توجه به کیفیت اجراها و پرهیز از نگاه صرفاً گیشهمحور گرفته تا ایجاد فضاهایی برای گفتوگو و ارتباط بیشتر میان خانواده تئاتر. برگزاری نشستهای تخصصی، توجه به وضعیت ظاهری مجموعه و پیگیری موضوع حریم تئاترشهر از جمله اقداماتی بود که در این دوره دنبال شد.
با این حال، مسئله اصلی شاید نه ارزیابی کارنامه یک مدیر، بلکه پرسشی بزرگتر باشد. آیا در چنین بازه زمانی کوتاهی میتوان درباره موفقیت یا ناکامی یک مدیر فرهنگی قضاوت کرد؟ مدیریت فرهنگی، بهویژه در مجموعهای با پیچیدگیهای تئاترشهر، نیازمند زمان، برنامهریزی و امکان پیگیری تصمیمهاست. تغییرات پیدرپی، پیش از آنکه فرصتی برای اصلاح ایجاد کند، گاه باعث میشود هر مدیر، پروژههای نیمهتمام مدیر پیش از خود را تحویل بگیرد و خود نیز پیش از به نتیجه رساندن برنامههایش کنار برود.
تئاترشهر در سالهای گذشته مدیران متعددی را تجربه کرده است؛ مدیرانی با نگاهها، تجربهها و شیوههای متفاوت که هر کدام بخشی از مسیر این مجموعه را شکل دادهاند. اما آنچه بیش از نام افراد اهمیت دارد، ضرورت داشتن یک برنامه بلندمدت و مستقل از تغییر مدیران است؛ برنامهای که با رفتن یک فرد متوقف نشود و آینده این مجموعه را به تصمیمهای مقطعی وابسته نکند.
اکنون اصغر خلیلی، مدیر تازه تئاترشهر، مسئولیت اداره این مجموعه را بر عهده گرفته است. او نیز از بدنه تئاتر آمده و بیتردید با دغدغههایی برای ارتقای این مجموعه وارد میدان شده است. اما موفقیت او بیش از هر چیز به فراهم بودن شرایط، حمایتهای لازم و داشتن اختیارات کافی برای اجرای برنامههایش وابسته است.
تئاترشهر بیش از آنکه به یک مدیر جدید نیاز داشته باشد، به ثبات مدیریتی، برنامه روشن و فرصتی برای به ثمر نشستن تصمیمها نیاز دارد؛ چرا که در نهایت، بیشترین آسیب از نبود این ثبات نه متوجه مدیران، بلکه متوجه هنرمندان و تماشاگرانی خواهد بود که این مجموعه را خانه تئاتر ایران میدانند.





