روزنامه صبا

روزنامه صبا

امین موحدی‌پور در گفت‌وگو با صبا:

 کیفیت شرط لازم است، اما برای موفقیت تئاتر کافی نیست


امین موحدی‌پور در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دلایل ورود به این پروژه، چالش‌های تولید تئاتر در شرایط امروز، نقش تبلیغات، وضعیت بازگشت سرمایه و استقبال مخاطبان گفت.

سروین دهقان –  نمایش «خطرنج» به نویسندگی و کارگردانی نگین ضیایی، روایتی از پیچیدگی روابط انسانی، مرز میان دوست داشتن و قضاوت و لحظه‌های دشوار انتخاب است؛ اثری که با بازخوانی رمان «تصرف عدوانی» تلاش می‌کند به جای قضاوت شخصیت‌ها، مخاطب را به تماشای لایه‌های خاکستری انسان امروز دعوت کند. نگین ضیایی کارگردان، امین موحدی‌پور تهیه‌کننده و شادی ضیایی بازیگر این نمایش در گفت‌وگو با روزنامه صبا از فرآیند شکل‌گیری اثر، چالش‌های تولید تئاتر در شرایط امروز و مواجهه مخاطبان با «خطرنج» می‌گویند.

امین موحدی‌پور در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دلایل ورود به این پروژه، چالش‌های تولید تئاتر در شرایط امروز، نقش تبلیغات، وضعیت بازگشت سرمایه و استقبال مخاطبان گفت.

 

این روزها خیلی‌ها از تولید تئاتر فاصله گرفته‌اند. شما چرا به سمت تهیه‌کنندگی «خطرنج» رفتید؟ چه چیزی باعث شد پای این پروژه بایستید؟

تولید تئاتر مثل هر تولید دیگری امروز با ریسک‌های زیادی همراه است، اما معتقدم در سبد فرهنگی جامعه باید برای چنین آثاری سرمایه‌گذاری کرد. آنچه مرا به «خطرنج» علاقه‌مند کرد، دغدغه اجتماعی و معاصر متن بود. احساس کردم مخاطبان با هر پیشینه‌ای می‌توانند بخشی از خود یا تجربه زیسته اطرافیانشان را در این نمایش پیدا کنند. همین ظرفیت همذات‌پنداری، مهم‌ترین دلیل حضور من در این پروژه بود.

نخستین مواجهه شما با این پروژه چگونه شکل گرفت؟

من عضو گروه تئاتر «باسمانی» هستم و پیش از تهیه‌کنندگی، بازیگر تئاتر بودم. از همان روزهای نخست که نگین ضیایی تصمیم گرفت رمان «تصرف عدوانی» را بازخوانی و اقتباس کند، در جریان روند شکل‌گیری پروژه قرار داشتم. این همراهی تدریجی باعث شد کم‌کم به این نتیجه برسم که در جایگاه تهیه‌کننده نیز کنار گروه باشم. همان‌طور که خود نمایش مرحله به مرحله شکل گرفت، علاقه من به این همکاری هم در طول مسیر ایجاد شد.

در انتخاب این پروژه، بیشتر روی متن حساب کردید، کارگردان یا گروه بازیگران؟

به نظرم موفقیت یک اثر حاصل مجموعه‌ای از عوامل است. متن، کارگردانی، بازی‌ها، طراحی صحنه، نور، لباس و حتی نحوه معرفی و عرضه اثر، همه در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. برای من هیچ‌کدام به‌تنهایی تعیین‌کننده نبود؛ آنچه اهمیت داشت، هماهنگی این مجموعه بود که می‌توانست پروژه را هم از نظر هنری و هم در ارتباط با مخاطب به نتیجه برساند.

پیش از نخستین اجرا، مهم‌ترین دغدغه شما چه بود؟

مهم‌ترین دغدغه ما رسیدن به کیفیتی بود که به تصویر ایده‌آل ذهنمان نزدیک باشد. باور داشتیم اگر اثر به آن سطح کیفی برسد، ادامه مسیر هم هموارتر خواهد شد. به همین دلیل، تمام تمرکزمان در تمرین‌ها و حتی در طول اجراها بر ارتقای کیفیت بود.

استقبال مخاطبان از «خطرنج» را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خوشبختانه استقبال مخاطبان نزدیک به همان چیزی بود که پیش‌بینی می‌کردیم. تصورمان این بود که به دلیل دغدغه‌های امروزی متن، تجربه زیسته مشترک مخاطبان و شیوه اجرای نمایش، تماشاگر با اثر ارتباط برقرار می‌کند و همین اتفاق هم افتاد. البته در این مسیر با مشکلاتی هم روبه‌رو بودیم. گرمای سالن و تهویه نامناسب سالن چهارسو، با وجود پیگیری‌های فراوان، تا پایان اجرا برطرف نشد و این موضوع در بازخوردهای مخاطبان هم دیده می‌شد. از سوی دیگر، شرایط اجتماعی و آغاز دوباره تنش‌ها در جنوب کشور نیز از نظر روحی و اقتصادی بر تصمیم مخاطبان برای خرید بلیت تأثیر گذاشت. همچنین قرار بود نمایش در ۳۰ اجرا روی صحنه باشد، اما به دلیل تعطیلی‌ها و شرایط پیش‌آمده، اجراها به ۲۴ شب کاهش پیدا کرد که طبیعتاً بر برنامه‌ریزی اقتصادی پروژه اثر گذاشت. با وجود همه این مسائل، از استقبال مخاطبان رضایت داریم. 

امروز کیفیت یک اثر به‌تنهایی برای موفقیت کافی است یا تبلیغات و بازاریابی هم به همان اندازه اهمیت پیدا کرده‌اند؟

کیفیت، شرط لازم است اما شرط کافی نیست. امروز در همه حوزه‌ها با انبوهی از محصولات و خدمات روبه‌رو هستیم. اگر اثر خوبی تولید کنید اما مخاطب از وجود آن مطلع نشود، طبیعتاً دیده نخواهد شد. معرفی درست اثر و رساندن آن به مخاطب، یک تخصص مستقل است. نمی‌توانم بگویم تبلیغات مهم‌تر از کیفیت است یا برعکس، اما این دو باید در کنار هم حرکت کنند تا مخاطب اصلاً فرصت مواجهه با آن کیفیت را پیدا کند.

در طول این پروژه هیچ‌وقت از انتخابتان پشیمان نشدید؟

نه، هیچ‌وقت. البته لحظاتی بود که به دلیل برخی بی‌مهری‌ها نسبت به پروژه، دلسرد شدم، اما حتی یک لحظه هم احساس نکردم که نباید وارد این مسیر می‌شدم. برعکس، امروز خوشحالم که کنار این گروه بودم و هستم.

از نگاه شما، بازگشت سرمایه در تئاتر امروز یک هدف واقعی است یا بیشتر شبیه آرزو؟

به نظر من کاملاً امکان‌پذیر است. اگر برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت درست و توجه به جزئیات وجود داشته باشد، نه‌تنها بازگشت سرمایه بلکه حتی سودآوری هم دور از دسترس نیست. مشکل اینجاست که در کشور ما عوامل زیادی بر فروش تأثیر می‌گذارند که خارج از اختیار گروه اجرایی هستند؛ مسائلی که نه می‌توان آن‌ها را مدیریت کرد و نه از وقوعشان جلوگیری کرد. همین موضوع شرایط را پیچیده می‌کند.

مرز دخالت تهیه‌کننده در تصمیم‌های هنری کجاست؟

اعتقاد دارم تهیه‌کننده نباید در تصمیم‌های هنری دخالت کند. در تئاتر، صاحب اصلی پروژه نویسنده و کارگردان هستند و تهیه‌کننده بعداً به گروه اضافه می‌شود. وظیفه او این است که تا حد توان، امکانات لازم را برای تحقق نگاه کارگردان فراهم کند. شاید بتواند در حوزه‌هایی مثل تبلیغات پیشنهادهایی ارائه دهد، اما در تصمیم‌های هنری نباید دخالت کند.

اگر بخواهید «خطرنج» را نه با یک شعار تبلیغاتی، بلکه با یک حس توصیف کنید، آن حس چیست؟

برای من «خطرنج» روایت رنج، سرگشتگی و تنهایی انسان مدرن است.

 بسیاری از تهیه‌کننده‌ها این روزها ترجیح می‌دهند سراغ کمدی‌های پرفروش بروند. انتخاب «خطرنج» ریسک نبود؟

به نظرم امروز اساساً تولید هر نمایش، حتی یک کمدی پرفروش، ریسک است؛ چون از ابتدا نمی‌دانید شرایط تا پایان اجرا چگونه پیش خواهد رفت. اما درباره «خطرنج»، احساس می‌کردیم موضوع آن به دغدغه‌های روز جامعه نزدیک است و مخاطب می‌تواند با آن همذات‌پنداری کند. تصورمان این بود که چنین آثاری علاوه بر همراه کردن مخاطب، می‌توانند سلیقه تماشاگر را هم گسترش دهند. البته این به معنای نفی کمدی نیست. کمدی نیاز بخشی از جامعه را پاسخ می‌دهد و آثاری مانند «خطرنج» هم نیاز دیگری را. مهم این است که این تنوع وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند انتخاب کند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی