روزنامه صبا

روزنامه صبا

سیاوش گرجستانی در گفت‌وگو با صبا:

 امروز سینما بیش از آنکه تربیت کند، تلنگر می‌زند


سیاوش گرجستانی، کارگردان فیلم کوتاه «آدمک» از دغدغه‌های اجتماعی، تجربه مواجهه با متهمان در اداره آگاهی، خطر شعارزدگی در سینمای اجتماعی و آینده اکران فیلم کوتاه می‌گوید.

سروین دهقان – اکران فیلم‌های کوتاه در قالب «قرار» را می‌توان گامی در مسیر پیوند دوباره مخاطب عمومی با سینمای کوتاه دانست؛ سینمایی که سال‌ها بیش از هر چیز در جشنواره‌ها جریان داشت. روزنامه صبا در گفت‌وگو با کارگردانان این مجموعه، از دغدغه‌های آثار، ظرفیت‌های فیلم کوتاه و آینده این جریان پرسیده‌ است.

اکران فیلم کوتاه «آدمک» در بسته نمایشی «قرار»، فرصتی است برای بازخوانی فیلمی که تقابل وجدان و منفعت را دستمایه روایت خود قرار داده است. سیاوش گرجستانی، کارگردان این اثر، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دغدغه‌های اجتماعی، تجربه مواجهه با متهمان در اداره آگاهی، خطر شعارزدگی در سینمای اجتماعی و آینده اکران فیلم کوتاه می‌گوید.

 

در «آدمک» با مفاهیمی مثل وجدان و منفعت روبه‌رو هستیم. به نظر شما چرا انتخاب اخلاقی در جامعه امروز دشوارتر شده است؟

نمی‌شود گفت این چالش فقط مختص امروز است. از اسطوره‌ها تا ادبیات کلاسیک و حتی تاریخ معاصر، همیشه داستان‌هایی درباره انتخاب میان خیر و شر داشته‌ایم. شخصیت‌های منفی هم معمولاً برای منفعت یا بقای خود دست به شرارت می‌زنند و از نگاه خودشان حق دارند. اما واقعیت این است که زندگی امروز هزینه‌های سنگینی دارد؛ حتی نفس کشیدن هم بی‌هزینه نیست. پدری را تصور کنید که شب دیرتر به خانه می‌رود تا بچه‌هایش خواب باشند و مجبور نشود شرمنده خواسته‌های ساده آن‌ها شود؛ خواسته‌هایی که شاید تا همین چند سال پیش برآورده کردنشان دشوار نبود. این یک تراژدی است و درست در چنین موقعیت‌هایی است که قهرمان واقعی شناخته می‌شود. از نگاه من، قهرمان کسی است که نگذارد آب در دل فرزندش تکان بخورد.

 آیا «آدمک» را می‌توان روایتی از فاصله گرفتن انسان امروز از ارزش‌های انسانی دانست؟

بله. شخصیت اصلی فیلم برای بقا ناچار شده برخلاف روحیه و باورهایش قدم بردارد و تا حدی هم این مسیر را پذیرفته است. او چیزی برای از دست دادن ندارد، جز مادر سالخورده‌اش. مادر تنها دلیل ادامه دادن اوست و تنها چیزی است که حاضر است برایش هزینه بدهد. اگر مادر نبود، شاید ترجیح می‌داد در زندان بماند. در مقابل، شخصیت هاشم هم احتمالاً چیزهایی برای حفظ کردن دارد؛ خانواده، دارایی یا منافعی که می‌خواهد هر طور شده از آن‌ها محافظت کند. در جامعه امروز، هاشم‌های زیادی می‌توان پیدا کرد.

 هنگام ساخت فیلم، بیشتر دغدغه طرح یک مسئله اجتماعی را داشتید یا بحران درونی انسان؟

من اساساً به سینمای اجتماعی علاقه دارم و فکر می‌کنم مسیر کاری‌ام هم همین خواهد بود. در کنار آن، مسئله وجدان همیشه ذهنم را درگیر کرده است. اگرچه داستان «آدمک» تجربه شخصی من نیست، اما دو راهی شخصیت اصلی برایم کاملاً ملموس است. زمانی که در سریال «الگوریتم» بازی می‌کردم، حدود پنج ماه لوکیشن اصلی ما اداره آگاهی بود. آنجا با متهمان و مجرمان زیادی روبه‌رو می‌شدم؛ آدم‌هایی که وقتی به چهره‌شان نگاه می‌کردی، باور نمی‌کردی مرتکب جرم شده باشند. آن‌ها از دل همین جامعه آمده بودند. حتی برای بعضی از آن‌ها اشک ریختم. همین تجربه‌ها باعث شد بیشتر به پیچیدگی مفهوم وجدان فکر کنم.

 چرا این ایده را در قالب فیلم کوتاه روایت کردید؟

اتفاقاً معتقدم این داستان ظرفیت یک فیلم بلند را هم داشت و شاید در زمان بیشتر می‌شد ابعاد اجتماعی، روان‌شناختی و آسیب‌شناسانه آن را عمیق‌تر بررسی کرد. واقعیت این است که «آدمک» از دل یک ایده بلند بیرون آمد و برای قالب فیلم کوتاه بازنویسی شد. البته مثل هر فیلم دیگری، بعد از پایان کار بارها با خودم فکر کردم که ای کاش بعضی بخش‌ها را تغییر می‌دادم یا روی بعضی لحظه‌ها بیشتر تأکید می‌کردم.

چقدر از واقعیت‌های جامعه در شکل‌گیری «آدمک» الهام گرفتید؟

بخش زیادی از شخصیت هاشم را از دل جامعه برداشتم؛ آدم‌هایی که با ظاهری خیرخواهانه به تو نزدیک می‌شوند، اما در نهایت از چاله به چاه هُلَت می‌دهند. ایده شهادت دروغ را هم ابتدا در فضای مجازی دیدم. اطلاعات کاملی درباره آن وجود نداشت و تحقیقات میدانی هم نتیجه‌ای نداد، بنابراین از همان نقطه، تخیل را با دغدغه شخصی‌ام ترکیب کردم و داستان شکل گرفت.

در جامعه‌ای که سرعت زندگی بسیار زیاد شده، سینما چه نقشی در یادآوری وجدان انسانی دارد؟

سینمای اجتماعی ذاتاً باید چنین نقشی داشته باشد، اما امروز شرایط تغییر کرده است. زمانی جوان‌ها بعد از دیدن فیلم‌های فردین، دوست داشتند شبیه او باشند. امروز سرعت زندگی از قدرت فرهنگ‌سازی سینما جلو زده است. فکر می‌کنم سینما هنوز می‌تواند تلنگر بزند، اما این تلنگر بیشتر همان لحظه داخل سالن سینماست. وقتی فیلم تمام می‌شود و مخاطب دوباره وارد واقعیت دشوار زندگی می‌شود، چالش‌های معیشتی دوباره خودش را نشان می‌دهد. حتی بعد از موفقیت «آدمک» و نامزدی سیمرغ، خودم به این نتیجه رسیدم که شاید بهتر بود پایان فیلم را باز می‌گذاشتم و اجازه می‌دادم مخاطب خودش تصمیم بگیرد.

فکر می‌کنید سینمای کوتاه باید بیشتر به مسائل اجتماعی نزدیک شود یا از شعار فاصله بگیرد و تجربه انسانی خلق کند؟

سینمای اجتماعی برای من جذاب‌ترین گونه سینمایی است، اما اگر فیلمساز فقط به آن محدود شود، ممکن است از صنعت سینما عقب بماند. در سینمای اجتماعی همیشه خطر شعار وجود دارد؛ چون یا به آسیب‌های اجتماعی می‌پردازید و مخاطب انتظار پاسخ دارد، یا وارد تقابل خیر و شر می‌شوید که معمولاً به یک قهرمان ختم می‌شود. در «آدمک» خودم آگاهانه این مسیر را انتخاب کردم و می‌خواستم فیلم پیام مشخصی داشته باشد. اما امروز اگر دوباره آن را می‌ساختم، احتمالاً پایان را باز می‌گذاشتم.

اگر دوست داشته باشید مخاطب بعد از دیدن «آدمک» فقط با یک پرسش از سالن بیرون برود، آن پرسش چیست؟

اگر من جای شخصیت اصلی بودم، چه می‌کردم؟

اکران‌هایی مانند «قرار» چه نقشی در آینده فیلم کوتاه دارند؟

مهم‌ترین اتفاق، آشنا شدن مخاطب عمومی با قالب فیلم کوتاه است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، فیلم کوتاه بیش از گذشته وارد صنعت سینما می‌شود و سرمایه‌گذاری روی آن هم برای تهیه‌کنندگان کم‌ریسک‌تر خواهد شد.

یکی از مشکلات فیلم کوتاه، دیده نشدن بعد از جشنواره‌هاست. «قرار» تا چه اندازه می‌تواند این فاصله را از بین ببرد؟

طبیعتاً این فقط یک شروع است و به زمان نیاز دارد. اگر «قرار» استمرار داشته باشد، به مرور فرهنگ تماشای فیلم کوتاه هم شکل می‌گیرد و این قالب جایگاه خودش را در صنعت سینما پیدا می‌کند. حتی بعید نیست در آینده فیلمسازان شناخته‌شده سینمای ایران هم به ساخت فیلم کوتاه روی بیاورند. مهم‌ترین شرط، استمرار این جریان است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی