روزنامه صبا

روزنامه صبا

جواد حکمی در گفت‌وگو با صبا:

نقد قانونی است که انسان‌ها را درگیر می‌کند


اکران فیلم کوتاه «متولد تهران» در بسته نمایشی «قرار»، فرصتی است برای تماشای اثری که برخلاف برداشت اولیه، بیش از آنکه درباره مهاجرت باشد، نقدی بر یکی از قوانین مدنی است.

سروین دهقان – اکران فیلم‌های کوتاه در قالب «قرار» را می‌توان گامی در مسیر پیوند دوباره مخاطب عمومی با سینمای کوتاه دانست؛ سینمایی که سال‌ها بیش از هر چیز در جشنواره‌ها جریان داشت. روزنامه صبا در گفت‌وگو با کارگردانان این مجموعه، از دغدغه‌های آثار، ظرفیت‌های فیلم کوتاه و آینده این جریان پرسیده‌ است.

اکران فیلم کوتاه «متولد تهران» در بسته نمایشی «قرار»، فرصتی است برای تماشای اثری که برخلاف برداشت اولیه، بیش از آنکه درباره مهاجرت باشد، نقدی بر یکی از قوانین مدنی است. جواد حکمی در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دغدغه‌های اجتماعی فیلم، نسبت سینمای کوتاه با مخاطب عمومی، ضرورت صنعتی شدن این گونه سینمایی و نقش قصه‌گویی در روزهای دشوار جامعه می‌گوید.

  

 در نگاه اول، «متولد تهران» درباره مهاجران به نظر می‌رسد. دغدغه اصلی فیلم همین است؟

خیر. موضوع فیلم مهاجران هستند، اما دغدغه اصلی من مهاجرت نیست. «متولد تهران» در واقع نقد یکی از قوانین مربوط به اتباع است؛ قانونی که اتفاقاً فقط مهاجران را درگیر نمی‌کند و می‌تواند بر زندگی شهروندان ایرانی هم اثر بگذارد. همان‌طور که در فیلم قبلی‌ام هم چنین نگاهی داشتم، اینجا نیز از زاویه قوانین و آیین‌نامه‌های مدنی به یک آسیب اجتماعی نگاه کرده‌ام.

 داستان فیلم بر اساس یک اتفاق واقعی شکل گرفته است؟

خیر. داستان کاملاً حاصل تخیل است و بر پایه یک روایت واقعی نوشته نشده است.

 سال‌ها فیلم کوتاه بیشتر در جشنواره‌ها دیده می‌شد. فکر می‌کنید اکران‌هایی مثل «قرار» می‌توانند فیلم کوتاه را به مخاطب عمومی نزدیک کنند؟

فیلم کوتاه ذاتاً یک هنر نخبه‌گراست و با سینمای بلند تفاوت دارد. سینمای بلند علاوه بر جنبه هنری، مؤلفه‌های صنعت و تجارت را هم در خود دارد، اما فیلم کوتاه بیشتر بر پایه دغدغه‌های شخصی و نگاه هنرمند شکل می‌گیرد. به همین دلیل شاید هیچ‌وقت نتواند ارتباطی کاملاً فراگیر با مخاطب عمومی برقرار کند. البته بخش مهمی از فیلم‌های کوتاه ایران، آثار اجتماعی هستند و ظرفیت ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبان را دارند. اکران «قرار» و تجربه‌هایی مثل «هنر و تجربه» یا نمایش‌های خصوصی در کافه‌ها و نشست‌های فرهنگی، همگی به دیده شدن فیلم کوتاه کمک می‌کنند، اما هنوز برای تبدیل شدن به یک جریان کافی نیستند. مخاطب باید به دیدن فیلم کوتاه عادت کند؛ همان‌طور که امروز در سبد فرهنگی‌اش فیلم سینمایی، سریال یا محتوای آموزشی وجود دارد، فیلم کوتاه هم باید جای خودش را پیدا کند. «قرار» می‌تواند آغاز این مسیر باشد، اما به تنهایی این فرهنگ را ایجاد نمی‌کند.

موفقیت چنین اکران‌هایی می‌تواند نگاه سرمایه‌گذاران را به فیلم کوتاه تغییر دهد؟

قطعاً. اگر فیلم کوتاه بتواند هزینه تولید خودش را از طریق مخاطب برگرداند، سرمایه‌گذار با رغبت بیشتری وارد این حوزه می‌شود. تولید فیلم کوتاه هم هزینه و زمان کمتری نسبت به فیلم بلند دارد و هم فضای حرفه‌ای آن به نظرم سالم‌تر و صمیمانه‌تر است. اما شرط اصلی این است که چرخه اقتصادی شکل بگیرد. تا زمانی که فیلم کوتاه فقط با جوایز جشنواره‌ها به حیاتش ادامه دهد، وارد صنعت نشده است. روزی که فیلم کوتاه بتواند درآمدش را مستقیماً از مخاطب به دست بیاورد، آن وقت می‌توان گفت وارد صنعت سینما شده است.

اگر این چرخه شکل نگیرد، چه آسیبی متوجه فیلم کوتاه خواهد بود؟

در آن صورت مسیر فیلمسازی کاملاً شخصی می‌شود. ممکن است فیلمسازی به واسطه روابط و ارتباطاتش بتواند فیلم بسازد، اما فیلمساز مستعد دیگری که چنین ارتباطاتی ندارد، از این چرخه حذف شود. صنعت دقیقاً برای جلوگیری از همین اتفاق شکل می‌گیرد؛ تا امکان فعالیت برای همه بر اساس کیفیت اثر فراهم باشد، نه صرفاً روابط.

این روزها مردم زیر فشار مشکلات اقتصادی و اجتماعی هستند. در چنین شرایطی سینما چه مسئولیتی دارد؟

به نظرم اولین و مهم‌ترین وظیفه سینما سرگرم کردن است. وقتی مخاطب بلیت می‌خرد و وارد سالن می‌شود، می‌خواهد برای مدتی از دغدغه‌های روزمره فاصله بگیرد؛ فرقی هم نمی‌کند این سرگرمی با خنده باشد یا با درگیر شدن در یک داستان جدی. گاهی تصور می‌کنیم سرگرمی نقطه مقابل هنر است، در حالی که هنر دقیقاً در دل همین سرگرمی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که فیلم بتواند در کنار جذب مخاطب، زاویه نگاه تازه‌ای نسبت به یک مسئله به او بدهد. در روزهای سخت، حتی در دوران جنگ، اگر مخاطب به سینما می‌آید، به دنبال قصه‌ای است که او را وارد جهان خودش کند. اگر فیلم نتواند این ارتباط را برقرار کند، حتی در بهترین شرایط اقتصادی هم مخاطبش را از دست خواهد داد.

اگر امروز دوباره «متولد تهران» را می‌ساختید، تغییری در آن ایجاد می‌کردید؟

خیر. مسئله‌ای که «متولد تهران» درباره آن حرف می‌زند، محدود به یک مقطع زمانی نیست. فیلم درباره یک مسئله حقوقی و اجتماعی صحبت می‌کند و همچنان همان نگاه را حفظ می‌کردم.

 بعد از تجربه فیلم کوتاه، باز هم به این قالب برمی‌گردید یا مسیرتان به سمت سینمای بلند است؟

فیلم کوتاه برای من همیشه جذاب است و ایده‌هایی هم برای ساخت دارم، اما با شرایط فعلی ترجیح می‌دهم مسیر ساخت فیلم بلند را ادامه بدهم.

 دوست دارید مخاطب بعد از تماشای «متولد تهران» با چه حسی یا پرسشی سالن را ترک کند؟

برای من مهم‌ترین اتفاق این است که پایان فیلم، آغاز قصه در ذهن مخاطب باشد. «متولد تهران» سال گذشته جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت و فکر می‌کنم یکی از دلایلش همین بود که پایان فیلم، مخاطب را رها نمی‌کند. دوست دارم تماشاگر بعد از خروج از سالن، همچنان به شخصیت‌ها و سرنوشتشان فکر کند، خودش ادامه داستان را حدس بزند و در نهایت، بدون اینکه فیلم مستقیم چیزی را به او تحمیل کند، به جانِ مسئله برسد. به نظرم لذت کشف، بسیار ماندگارتر از بیان مستقیم پیام است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی