روزنامه صبا

روزنامه صبا

سرمقاله امیر افشارفتوحی

حقیقت، همیشه خبرنگار می‌خواهد


هفدهم مرداد را به تقویم سپرده‌ایم تا خبرنگار را فراموش نکنیم؛ اما حقیقت این است که خبرنگار را نه یک روز، که در هر روزی باید به یاد آورد؛ زیرا حقیقت، تعطیلی ندارد.

امیر افشارفتوحی- هفدهم مرداد را به تقویم سپرده‌ایم تا خبرنگار را فراموش نکنیم؛ اما حقیقت این است که خبرنگار را نه یک روز، که در هر روزی باید به یاد آورد؛ زیرا حقیقت، تعطیلی ندارد.

ما در روزگار عجیبی زندگی می‌کنیم؛ روزگاری که هیچ‌گاه تا این اندازه خبر تولید نشده، اما شاید هیچ‌گاه یافتن حقیقت تا این اندازه دشوار نبوده است. هر تلفن همراه یک رسانه است، هر کاربر یک روایتگر و هر تصویر می‌تواند پیش از آنکه راستی‌آزمایی شود، میلیون‌ها بار دیده شود. در چنین جهانی، مسئله کمبود خبر نیست؛ مسئله، فراوانی روایت‌هایی است که گاه حقیقت را زیر آوار خود دفن می‌کنند.

در چنین شرایطی، برخی گمان کردند دوران خبرنگاری حرفه‌ای به پایان رسیده است؛ اما واقعیت، درست برعکس است. هرچه هیاهوی فضای مجازی بیشتر شود، ارزش خبرنگاری که مسئولیت یک واژه را می‌پذیرد، آشکارتر می‌شود. تفاوت میان منتشر کردن و خبرنگاری دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ یکی تنها انتقال اطلاعات است و دیگری، تعهد به حقیقت.

جنگ تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، صرف‌نظر از همه ابعاد سیاسی و نظامی آن، یک آزمون بزرگ برای رسانه‌ها نیز بود؛ آزمونی که بار دیگر نشان داد در لحظه‌های بحران، جامعه بیش از هر چیز به روایت معتبر نیاز دارد. در روزهایی که انبوهی از تصاویر، تحلیل‌ها و اخبار تأیید نشده با سرعتی بی‌سابقه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد، بسیاری از مخاطبان برای اطمینان از درستی اخبار، دوباره به رسانه‌هایی رجوع کردند که خبرنگار، دبیر و مسئولیت حرفه‌ای داشتند. این بازگشت، شاید مهم‌ترین دستاورد رسانه‌های حرفه‌ای در آن روزها بود؛ بازگشت سرمایه‌ای به نام اعتماد.

البته این به معنای بی‌نقص بودن رسانه‌ها نیست. رسانه نیز مانند هر نهاد دیگری، اگر از نقد فاصله بگیرد، از مخاطب فاصله خواهد گرفت. خبرنگاری زمانی معنا پیدا می‌کند که قدرت پرسیدن را حفظ کند، از شتاب‌زدگی بپرهیزد و میان رقابت برای «اول بودن» و مسئولیت «درست گفتن»، دومی را انتخاب کند. اعتبار رسانه، نه با سرعت انتشار، بلکه با صحت انتشار ساخته می‌شود.

امروز روزنامه‌نگاری با چالش‌هایی روبه‌روست که شاید در هیچ دوره‌ای چنین هم‌زمان نبوده‌اند؛ فشارهای اقتصادی، کاهش امنیت شغلی، تغییر الگوی مصرف خبر، کوچ مخاطبان به شبکه‌های اجتماعی و ظهور هوش مصنوعی که مرز میان متن انسانی و متن ماشینی را باریک‌تر کرده است. اما درست در همین نقطه، مزیت خبرنگار آشکار می‌شود. هوش مصنوعی می‌تواند متن تولید کند، اما نمی‌تواند مسئولیت یک خبر را بپذیرد؛ نمی‌تواند در میدان حادثه بایستد، اعتماد یک منبع را جلب کند یا برای پرسیدن یک سئوال دشوار، هزینه بدهد. فناوری، ابزار روزنامه‌نگاری است؛ اما جایگزین وجدان حرفه‌ای آن نخواهد شد.

خبرنگار، حافظه زنده جامعه است. اگر این حافظه تضعیف شود، روایت‌ها جای واقعیت را می‌گیرند و افکار عمومی بیش از آنکه بر حقیقت استوار باشد، بر موج احساسات و شایعات بنا خواهد شد. هیچ جامعه‌ای با انبوه اطلاعات آگاه نمی‌شود؛ جامعه زمانی آگاه است که بتواند میان حقیقت و هیاهو تمایز قائل شود و این همان وظیفه‌ای است که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بر دوش دارد.

هفدهم مرداد، تنها یادآور نام شهید محمود صارمی نیست؛ یادآور بهای سنگینی است که گاه برای روایت حقیقت پرداخت می‌شود. نام او، بیش از آنکه نماد یک حادثه باشد، نماد مسئولیتی است که خبرنگاری را از یک حرفه به یک رسالت تبدیل می‌کند؛ رسالتی که ارزش آن، نه در دیده شدن، بلکه در وفاداری به حقیقت است.

شاید بزرگ‌ترین احترام به خبرنگار، نه در لوح‌های تقدیر و پیام‌های تبریک، بلکه در ساختن فضایی باشد که در آن خبرنگار بتواند بدون دغدغه معیشت، بدون هراس از آینده شغلی و با اتکا به اخلاق حرفه‌ای، رسالت خود را انجام دهد. زیرا حقیقت، تنها زمانی شنیده می‌شود که کسی باشد تا مسئولیت روایت آن را بر عهده بگیرد.

هفدهم مرداد، بیش از آنکه روز بزرگداشت یک شغل باشد، یادآور یک نیاز دائمی است؛ اینکه حقیقت، هرگز خود سخن نمی‌گوید. حقیقت، همیشه خبرنگار می‌خواهد.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی