جواد قارایی در گفتوگو با صبا:
از توقف یک برنامه تا شایعه بودجههای میلیاردی/ آنچه مخاطب نیاز دارد، در تلویزیون نیست
روزنامه صبا، در گفتوگو با جواد قارایی، دلایل توقف تولید فصل جدید، وضعیت بودجه این مجموعه، احتمال خروج آن از تلویزیون و آینده یکی از پرمخاطبترین مستندهای سالهای اخیر را بررسی کرده است.


پگاه زارعی – در روزگاری که بسیاری از کارشناسان رسانه بر ضرورت تولید محتوای هویتمحور، امیدآفرین و ایرانشناسانه تأکید میکنند، جای خالی مستندهایی که بتوانند تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و سبک زندگی مردم ایران را برای مخاطبان روایت کنند، بیش از گذشته احساس میشود. مجموعه مستند «ایرانگرد» در سالهای گذشته یکی از معدود تولیدات تلویزیونی بود که با تکیه بر همین رویکرد، توانست مخاطبان گستردهای از نسلهای مختلف را پای قاب تلویزیون بنشاند و تصویری متفاوت از ظرفیتها و تنوع فرهنگی و طبیعی ایران ارائه دهد.
با این حال، حدود ۹ ماه از مطرح شدن خبر تولید فصل جدید «ایرانگرد» میگذرد، اما این پروژه همچنان در مرحله توقف قرار دارد و هنوز فیلمبرداری آن آغاز نشده است. بلاتکلیفی یکی از شناخته شدهترین مجموعههای مستند تلویزیون، پرسشهایی را درباره آینده این برنامه و همچنین جایگاه مستندهای ایرانشناسی در رسانه ملی ایجاد کرده است؛ آثاری که بسیاری معتقدند، نبود آنها، خلأیی جدی در میان برنامههای فرهنگی و هویتی تلویزیون به وجود میآورد.
همزمان، انتشار شایعاتی درباره بودجه «ایرانگرد» و احتمال ادامه مسیر این مجموعه در شبکه نمایش خانگی، توجهها را بیش از گذشته به سرنوشت آن جلب کرده است. روزنامه صبا، در گفتوگویی تفصیلی با جواد قارایی، مستندساز، تهیهکننده و کارگردان «ایرانگرد»، دلایل توقف تولید فصل جدید، وضعیت بودجه این مجموعه، احتمال خروج آن از تلویزیون و آینده یکی از پرمخاطبترین مستندهای سالهای اخیر را بررسی کرده است.
پیش از هر چیز، درباره خبری که پیشتر منتشر شد مبنی بر اینکه تولید فصل جدید «ایرانگرد» به نتیجه نرسیده و آغاز نشده، توضیح دهید. شما پیشتر گفته بودید که ممکن است این مجموعه در یک پلتفرم دیگری پخش شود. دلیل اصلی تأخیر در تولید فصل جدید «ایرانگرد» چه بوده است؟
به گمان من، دلیل اصلی این تأخیر، مشکلات مالی سازمان صدا و سیماست. طرح تولید فصل جدید از مدتها پیش ارائه شده بود، اما در مرحله تأمین بودجه با مانع جدی رو به رو شد و همین موضوع باعث شد پروژه در وضعیت تعلیق باقی بماند.
یعنی طرح را ارائه داده بودید، اما در مرحله تأمین بودجه با مشکل مواجه شدید؟
بله، دقیقاً همینطور است. طرح از پیش تدوین و ارائه شده بود، اما در بخش تأمین اعتبار مالی، سازمان با محدودیت رو به رو شد و این محدودیت مانع از پیشرفت پروژه شد.
پس از انتشار این خبر، ظاهراً واکنش چندانی از سوی مسئولان دریافت نکردید و کسی موضوع را پیگیری نکرد. آیا اینطور بود که این مسئله برایشان چندان مهم تلقی نشده است؟
بله، متأسفانه به نظر میرسد که این موضوع در آن مقطع اهمیت چندانی برای مسئولان نداشت. البته باید بگویم که خودم هم پیش از این با چنین وضعیتی مواجه نشده بودم و همچنان برایم قابل باور نیست که چرا تولید مستندی مانند «ایرانگرد» که مردم بهشدت به دیدن آن نیاز دارند، متوقف شده است. ما در این مستند از زیباییهای ایران میگوییم، از مردم ایران میگوییم و از اتفاقات خوب این سرزمین سخن میگوییم. در شرایطی که حال عمومی جامعه چندان مساعد نیست، مردم واقعاً نیازمند برنامههایی هستند که حالشان را خوب کند و به آنها امید بدهد.
برای خودم نیز بسیار شگفتانگیز بود که به من گفته شد فعلاً تولید «ایرانگرد» متوقف بماند یا اینکه بودجهای برای آن وجود ندارد؛ چرا که اساساً بودجه این برنامه رقم قابل توجهی نیست. بودجه «ایرانگرد» در قیاس با بسیاری از سریالها و برنامههای دیگر تلویزیونی، عددی به حساب نمیآید. با این حال، واقعاً نمیدانم چه بگویم؛ خودم نیز از این تصمیم شگفتزده شدهام که گفته شد شرایط مالی سازمان اجازه تولید این برنامه را نمیدهد. به نظر من، شاید بتوان گفت که در این تصمیم، به سلیقه و نیاز مخاطب چندان احترام گذاشته نشده است. من معتقدم مخاطب واقعاً به «ایرانگرد» و برنامههایی از این دست نیاز دارد؛ برنامههایی که حال آدمها را خوب میکنند، از هویت ملی ایران سخن میگویند، از زیباییها و داراییهای این سرزمین میگویند و از مقاومت و پایداری مردم ایران روایت میکنند. مردم نیاز دارند این برنامهها را ببینند و از آنها لذت ببرند. با این حال، سازمان صدا و سیما چنین تصمیمی گرفته و این تصمیم برای من قابل احترام است و با آن مشکلی ندارم.
به هر حال، «ایرانگرد» را – شاید با نامی دیگر، اما با همان محتوا، چرا که محتوای این مجموعه متعلق به خود من است – به امید خدا تولید خواهم کرد؛ حالا با نامی دیگر و در پلتفرمی دیگر، مهمان خانههای مردم خواهد شد. اما نکته تلخ ماجرا این است که صدا و سیما همان رسانهای است که روستاییان، عشایر و بسیاری از مردم شهرهای مختلف ایران که اساساً به هیچ پلتفرمی دسترسی ندارند، اشتراک نمیخرند، بودجه کافی برای آن ندارند، اینترنت مناسب در اختیار ندارند یا ماهواره تماشا نمیکنند، تنها به همین تلویزیون چشم دوختهاند.
اگر به سالهای فعالیتتان در تلویزیون نگاه کنید، چه چیزی بیش از همه در تصمیم شما برای ادامه این مسیر نقش داشته است؟
دلیل اصلی اینکه من در تمام این سالها با وجود همه سختیها و ناملایمات – چه از سوی خود سازمان صدا و سیما و چه از سوی برخی منتقدان که میپرسیدند چرا با این سازمان همکاری میکنم – همچنان به کار خود ادامه دادم، مردم ایران بودهاند. پیشنهادهای متعددی نیز از جاهای دیگر داشتم، اما همواره با خود گفتم که این مردم چه گناهی دارند؟ این تلویزیون متعلق به یک گروه خاص نیست؛ تلویزیون متعلق به مردم است، بهویژه مردمی که در روستاها، میان عشایر و در شهرستانهای مختلف زندگی میکنند و تنها چشم امیدشان به همین تلویزیون است.
فکر میکنید ادامه این مسیر چه ضرورتی دارد و چرا همچنان خود را نسبت به آن مسئول میدانید؟
من هر طور که شده باید این زیباییها را از ایران روایت کنم؛ چه زیباییهای طبیعی، چه تاریخ این سرزمین و چه هویت ملیمان را. باید این محتوا به بچهها، نوجوانان و جوانان ما برسد، ساخته شود و پخش شود تا مردم شناخت بیشتری از کشورمان پیدا کنند. من همواره خود را در قبال این موضوع مسئول میدانستم و تلویزیون را متعلق به خودم و آن مردم میدانستم. حال که مدیران و مسئولان سازمان چنین تصمیمی گرفتهاند، برای من قابل احترام است و مشکلی با آن ندارم؛ تنها میدانم که وقتی این مجموعه در جای دیگری ساخته و پخش شود، آن بخش از مردم که نه اشتراک پلتفرمهای ویدیویی دارند، نه دسترسی به پلتفرمهای دیگر و نه ماهواره، دیگر امکان دیدن آن را نخواهند داشت و همین موضوع برایم بسیار دردآور است.
وگرنه من میتوانم برنامه خودم را بهراحتی بسازم و آن را در پلتفرمهای مختلفی که پیشتر از من خواسته شده، پخش کنم؛ اما تمایلی به این کار نداشتم و ترجیح میدادم این کار را برای تلویزیون انجام دهم تا مردم کوچه و بازار و ساکنان بسیاری از روستاهایی که دسترسی به رسانههای دیگر ندارند، بتوانند آن را ببینند.
میخواهم کمی تخصصیتر به این موضوع بپردازیم. «ایرانگرد» واقعاً یکی از مستندهای برند تلویزیون بود؛ با بررسی حوزه مستندسازی، به نظر شما تلویزیون در تولید مستند چه ضعفی دارد؟ ما معمولاً میبینیم که تلویزیون متناسب با فضا و مناسبتها، مستندهایی درباره وقایع تاریخی پخش میکند؛ اما مستندی با محوریت جغرافیا، فرهنگ، هویت و ایرانشناسی که هم برای مخاطبان سن بالاتر جذاب باشد و هم برای نسل زد، وجود نداشته است. نظر شما چیست؟
نهتنها جزو برندهای شاخص، بلکه بنا به آنچه به من گفته شده، جزو چهار یا پنج برنامه پرمخاطب کل سازمان صدا و سیما از نظر میزان بیننده بوده است. بله، دقیقاً همینطور است. «ایرانگرد» تنها مستندی درباره تاریخ نبود، بلکه ترکیبی از جغرافیا، فرهنگ، هویت ملی و ایرانشناسی را در خود داشت؛ ترکیبی که پیش از آن در تلویزیون به این شکل وجود نداشت. این برنامه تلاش میکرد هم برای مخاطبان سن بالاتر جذاب باشد و هم برای نسل زد. جالب اینجاست که مخاطبان «ایرانگرد» تنها به نسل زد و مخاطبان میانسال و کهنسال محدود نمیشدند، بلکه بسیاری از کودکان و نوجوانان نیز این برنامه را دنبال میکردند.
مادران و پدران بسیاری برای من فیلم و عکس میفرستادند و مینوشتند که فرزندشان از ابتدا تا دقیقه پایانی برنامه، با تمام تمرکز نشسته و مستند را تماشا میکند. این موضوع برای من بسیار جذاب و دلگرمکننده بود و نشان میداد این نوع محتوا میتواند طیف گستردهای از مخاطبان را با خود همراه کند.

به نظر شما، اکنون که چنین مستندی در دسترس نیست، صدا و سیما در حوزه مستندسازی و پخش مستند با چه معضلی روبهرو خواهد شد؟ این معضل را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بودجهای برای «ایرانگرد» در نظر گرفته نشده، فکر میکنم برای بسیاری از سازندگان دیگر نیز چنین بودجهای وجود ندارد. وقتی میگویم هیچ بودجهای برای ساخت این مجموعه در اختیار نداریم، طبیعتاً این محدودیت مختص «ایرانگرد» نیست و احتمالاً دامنه گستردهتری دارد. در نتیجه، در حوزه ایرانگردی، ایرانشناسی، هویت ملی و معرفی جاذبههای کشورمان، قطعاً یک خلأ بزرگ در تلویزیون شکل خواهد گرفت که جبران آن به این سادگی ممکن نیست.
اگر بخواهید عملکرد تلویزیون را از منظر محتوا و ارتباط با مخاطب ارزیابی کنید، مهمترین نقد شما چیست؟
در شرایط کنونی، بیشتر شبکههای تلویزیونی باید برنامههایی جذاب و امیدبخش تولید کنند؛ برنامههایی که حال مردم را خوب کند، روحیه بدهد، امید و انگیزه ببخشد، از قدرت و توانمندیهای ما بگوید، از داراییها و افتخارات ما سخن بگوید. اما من چنین چیزی را نمیبینم. آنچه بیشتر میبینم، گزارشهای مرتبط با جنگ، گزارشهای سیاسی و افرادی است که تنها سخن میگویند. اینها را میبینم، اما آنچه واقعاً باید ببینم و مخاطب نیز نیازمند دیدن آن است، در برنامههای تلویزیونی حضور ندارد. آن نوع محتوایی که باید وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند به بیشترین شکل ممکن از تلویزیون بهرهمند شود، بسیار کم است و حتی اگر وجود داشته باشد، حجم آن بسیار ناچیز است.
اگر قرار باشد «ایرانگرد» در پلتفرم شبکه نمایش خانگی پخش شود و قرار باشد با همین روند پیش برود، ایده و طرح شما در آن فضا بازتر خواهد بود؟
بله، دقیقاً همینطور است. در آن فضا دست ما بازتر است و شاید برنامه شادتر و جذابتر از کار دربیاید؛ چراکه دست ما در آنجا بازتر است و میتوانیم راحتتر درباره محتوا صحبت کنیم و آن را به تصویر بکشیم.
آیا با پلتفرم خاصی برای این کار مذاکره کردهاید؟ آیا پیشنهادی به شما داده شده است؟
بله، پیشنهادی به من داده شده و در حال حاضر در حال بررسی و فکر کردن روی آن هستیم. اگر در نهایت به این جمعبندی برسیم که تلویزیون تمایل چندانی به تولید و پخش «ایرانگرد» ندارد، قطعاً به سمت همان پیشنهاداتی خواهم رفت که به من داده شده است.
در طول این سالها، موقعیتهایی وجود داشته که «ایرانگرد» با وقفه مواجه شده، اما شما با تلاش خودتان آن را به سازمان رساندید. با توجه به دلبستگی قلبیتان به این مجموعه میپرسم؛ به نظر شما اصلاً امکان دارد این پروژه محقق شود و ما همچنان بتوانیم آن را در تلویزیون ببینیم، یا دیگر کاملاً از این احتمال قطع امید کردهاید؟
نه، هنوز قطع امید نکردهام. احتمال آن را پنجاهپنجاه میدانم.
سؤال دیگری هم دارم که البته قصد نداشتم بپرسم، اما به نظرم اکنون جای طرح آن هست؛ چراکه خودتان نیز در صحبتهایتان به آن اشاره کردید. مدتی پیش شایعاتی درباره بودجههای کلان ساخت «ایرانگرد» مطرح شد؛ نظرتان درباره این ادعاها چیست؟
از جمله یکی از احمقانهترین ادعاهایی که دیدهام، اظهارات فردی در اینستاگرام بود که مدعی شده بود آخرین فصل «ایرانگرد» شما ۱۸۰ میلیارد تومان هزینه داشته است. خیلی دوست داشتم به او بگویم که یک صفر از این رقم را کم کند تا دقیقاً به هدف نزدیک شود. البته درست نیست که فرد قراردادهای خود را افشا کند؛ اساساً مفاد قرارداد محرمانه است و سازمان صدا و سیما نیز اجازه افشای آن را به ما نمیدهد. اما خیلی دوست داشتم به او بگویم که یک صفر از عدد اعلامیاش کم کند تا رقم درست شود؛ آن هم برای بیست و شش قسمت پنجاه دقیقهای، در بازه زمانی دو سال و نیم.
واقعا ماجرای رقم قرارداد شما با این مجموعه از کجا شکل گرفت و اگر برایتان مقدور هست بفرمایید چه میزان از بودجه تولید به شما تعلق گرفته است؟
این رقم، دستمزد شخص من نیست؛ این مبلغ، بودجه تولید کل مجموعه مستند است. دستمزد من در این پروژه چیزی در حدود ششصد تا هفتصد میلیون تومان در طول دو سال و نیم بوده است؛ رقمی که تقریباً معادل چهل تا پنجاه میلیون تومان در ماه میشود. من اگر روزی در جایی مهم و پرمخاطب قرار بگیرم که چنین ادعایی مطرح شود، خیلی دوست دارم قراردادهایم را بردارم و آنجا رو کنم و نشان دهم که من نیز مانند یک فرد عادی حقوق دریافت میکنم؛ بهگونهای که به نظر میرسد دستمزد من بسیار پایین است.
به نظر شما چرا مستندسازان و فعالان این حوزه با وجود سالها فعالیت و تولید آثار پرمخاطب، همچنان با چنین قضاوتها و واکنشهایی مواجه میشوند؟
من مانند بازیگران نیستم که ده میلیارد، بیست میلیارد یا پنجاه میلیارد تومان دستمزد دریافت میکنند؛ دستمزد من بسیار بسیار کمتر از این ارقام است. متأسفانه مستند همیشه حوزهای مهجور بوده است. اما وقتی میبینند فردی پای مملکت خود ایستاده، وقتی میبینند فردی موفق است و با عشق برای کشورش تلاش میکند، دوست دارند به او حمله کنند و همینگونه او را میزنند.
در مواجهه با ادعاهایی که درباره مسائل مالی و قراردادهای شما مطرح میشود، چه انتظاری از رسانهها و افکار عمومی دارید؟
قطعا انتظار دارم مردم فهیم کشورم با آگاهی، معرفت و انصاف این گونه اخبار را دنبال و پیگیری کنند و از گوینده چنین ادعاهایی بخواهند که سند و مدرک ارائه دهد؛ چرا که من نیز میتوانم بگویم فلان بازیگر برای بازی در یک سریال یا فیلم، هزار میلیارد تومان دریافت کرده است، اما تا زمانی که مدرکی ارائه ندهم، این حرف تنها یک ادعای بی پایه است. متأسفانه چنین حرفهای بیپایهای زیاد مطرح میشود.
آیا فکر میکنید این ادعاها روزی آنقدر جدی شوند که بخواهید بهصورت مستند به آنها پاسخ دهید؟
البته برای من این موضوع اهمیت چندانی ندارد و توجه زیادی به آن نمیکنم؛ این حرفها در حد کف روی آب هستند. اما اگر روزی لازم شود، حتماً برای اینکه پاسخ چنین ادعاهایی را به درستی بدهم، تمام قراردادهایم را ارائه خواهم داد تا مشخص شود دستمزد واقعی من چقدر است؛ دستمزدی که شاید حتی یکهزارم دستمزد برخی بازیگران مطرح کشورمان هم نیست.
اگر بخواهید صحبتهایتان را با یک نکته خطاب به مخاطبان و مسئولان به پایان برسانید، چه میگویید؟
امیدوارم اولاً سازمان صدا و سیما و تمام شبکههای آن برنامههایی تولید کنند که واقعاً حال مردم را خوب کند، برنامههایی که مردم آنها را دوست داشته باشند و بپسندند. همچنین امیدوارم مسئولان کمی هم با خود مردم مشورت کنند. البته حتماً باید در محتوا نیز دقت لازم صورت گیرد؛ محتوا باید جذاب و عمیق باشد و چیزی به هموطنان و مخاطبان ما اضافه کند.
خیلی دوست دارم چنین اتفاقی رخ دهد، ما حتما نیاز به تولید برنامههایی داریم که مخاطب را پای تلویزیون بنشاند و جذب کند؛ بهگونهای که در خلال آن برنامههای جذاب و فوقالعاده، محتوایی که باید به مخاطب برسد نیز منتقل شود؛ محتوایی که برای رشد او، برای تکامل او، برای افزایش آگاهی او، برای حال خوب و شادی او و برای امیدبخشی و انگیزهدادن به او باشد، تا مردم بتوانند در کشور عزیزمان ایران با انگیزه زندگی کنند و تلاش کنند. امیدوارم این محتوا نیز در خلال این برنامهها به مخاطب منتقل شود.




