امیرابراهیم جلالیان در گفتوگو با صبا:
«استخر» ادامه جهان سروش صحت است، اما تجربهای تازه نیست
جلالیان معتقد است «استخر» بیش از داستان و کشمکش دراماتیک، بر لحن، جهانبینی و امضای شخصی سروش صحت متکی است؛ فیلمی که احتمالاً نمیتواند به اثری ماندگار در حافظه جمعی سینمای ایران تبدیل شود.

سروین دهقان – «استخر» تازهترین فیلم سروش صحت در حالی روی پرده آمده که بیش از هر چیز، ادامه جهان آشنای این فیلمساز را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ جهانی سرشار از تنهایی، فقدان، گذر زمان، روابط انسانی و طنزی که اغلب از دل روزمرگی بیرون میآید. امیرابراهیم جلالیان، رضا صائمی و حسام فروزان، سه منتقد سینما، در گفتوگو با روزنامه صبا از زوایای مختلف به این فیلم پرداختهاند؛ از میزان فاصله گرفتن آن از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» تا نسبت میان فیلمنامه و اجرا، شخصیتپردازی، زبان بصری و جایگاه فیلم در سینمای امروز ایران. حاصل این سه نگاه، تصویری دوگانه از «استخر» است: فیلمی که برای برخی بیش از اندازه در جهان آشنای صحت باقی میماند و برای برخی دیگر، همان جهان را پختهتر و عمیقتر میکند.
به باور امیرابراهیم جلالیان، نویسنده و منتقد سینما، فیلم سینمایی «استخر» در مقایسه با دو اثر پیشین صحت، «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها»، تجربهای ضعیفتر و کمریسکتر محسوب میشود. جلالیان معتقد است «استخر» بیش از داستان و کشمکش دراماتیک، بر لحن، جهانبینی و امضای شخصی سروش صحت متکی است؛ فیلمی که اگرچه ظرفیت خوانشهای اجتماعی و فلسفی دارد، اما احتمالاً نمیتواند به اثری ماندگار در حافظه جمعی سینمای ایران تبدیل شود.
فیلم «استخر» را نسبت با جریان امروز سینمای ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
به طور کلی فیلم «استخر» را میتوان واکنشی به سینمای پرهیاهوی این سالها دانست فیلمی که بهجای اتکا به تعلیقهای مرسوم یا شوخیهای دمدستی، بر روابط انسانی و جزئیات زندگی روزمره تمرکز میکند. اگر فیلم را صرفاً بهعنوان داستان نگاه کنیم، ممکن است اثری ساده یا حتی کماتفاق به نظر برسد. اما اگر آن را در امتداد جهان فکری سروش صحت ببینیم، میتوان فیلمی درباره مواجهه انسان با تنهایی، گذر زمان و ناتوانی در فرار از خود، دانست. در واقع هسته مرکزی فیلم چنین ایدهای است. اصولا سروش صحت همچنان مسیر شخصی خود را دنبال میکند و از جریان غالب سینمای تجاری فاصله میگیرد.
آیا این فیلم را میتوان اثری مؤلف دانست یا بیشتر ادامه مسیر فیلمهای پیشین سروش صحت است؟
«استخر» بیش از آنکه تجربهای متفاوت باشد، تکامل جهان سینمایی سروش صحت است. همان دغدغههای همیشگی او، یعنی تنهایی، دوستی، مرگ، امید و زیستن در دل روزمرگی، این بار در قالبی پختهتر بازنمایی شدهاند. معمای مرگ در آثارش مخاطب را به جزئیترین لذتها و اتفاقات روزمره سوق میدهد و به اعتقاد من ادامه مسیر گذشته صحت است، البته با یک رنگ و لعابی دیگر.
فیلم چه تصویری از انسان و جامعه امروز ارائه میدهد؟
فیلم اساسا، جامعهای را به تصویر میکشد که در آن آدمها بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر فاصله گرفتهاند. انسانهایی که حرف میزنند اما کمتر شنیده میشوند. فیلم، بحران امروز را نه در بیرون، بلکه در تنهایی و آشفتگی درونی شخصیتها جستوجو میکند. بطورکلی کاراکترها در آثار سروش صحت ، قهرمان یا ضدقهرمان نیستند، بلکه انسانهایی معمولیاند که ضعفها، ترسها و تناقضهایشان بیشتر از موفقیتهایشان دیده میشود. انسانهای جا مانده از زندگی که در گذشته گیر کردهاند و حسرت فرصتهای از دسترفته را میخورند. آنها که از بیرون عادی به نظر میرسند اما از درون، سرشار از حسرت، نوستالژی، تنهایی و ضعفِ شخصیتی هستند. کسانی که با طنزی تلخ و آرام، بارِ زندگی را به دوش میکشند. این مهمترین ویژگی شخصیتهای جامعهای است که سروش صحت ترسیم میکند.
آیا « استخر» ظرفیت خوانشهای اجتماعی و فلسفی مختلف را دارد یا معنای آن بیش از حد مستقیم است؟
از ویژگیهای مهم فیلم، پرهیز از قطعیت است. سروش صحت معنای اثر را به مخاطب تحمیل نمیکند و همین باعث میشود که فیلم قابلیت خوانشهای مختلف اجتماعی، روانشناختی و حتی فلسفی داشته باشد. هر مخاطب میتواند برداشت شخصی خود را از فیلم داشته باشد.
آیا « استخر» میتواند در حافظه سینمای ایران ماندگار شود؟
حقیقتا اگر قرار باشد فیلم «استخر» ماندگار شود، ماندگاری بیش از آنکه مدیون داستان باشد، حاصل لحن، جهانبینی و امضای شخصی سروش صحت خواهد بود. که اساسا در هر سه اثر سینماییاش به یک شکل بوده، اما فیلمهایی از این جنس معمولاً با گذشت زمان بیشتر کشف میشوند تا در زمان اکران فیلم. به اعتقاد من «استخر» فیلمی نخواهد بود که حتی به مرور زمان در حافظه جمعی مخاطبان بماند و تاثیرگذاری داشته باشد.
ه نظر شما جای خالی چه چیزی در «استخر» احساس میشود که میتوانست آن را به فیلم کاملتری تبدیل کند؟
در برخی بخشها، فیلم بیش از اندازه به فضای خود تکیه میکند و از کشمکش دراماتیک فاصله میگیرد. اگر شخصیتهای فرعی پرداخت عمیقتری پیدا میکردند و ریتم روایت در نیمه دوم منسجمتر میشد، یا حتی در بخشهایی سناریو و دیالوگها پخته و قویتر نوشته میشد، تأثیرگذاری بیشتری میداشت.
اگر بخواهید در یک جمله مخاطبان را به دیدن یا ندیدن «استخر» ترغیب کنید، چه خواهید گفت؟
«استخر» در واقع ادامه همان نگاه و جهانبینی صحت است. تجربهای تازه و جدیدی نیست و فیلمی نیست که با هیجان غافلگیرتان کند. اساسا در قیاس با دو اثر قبلی او، نسبتا ضعیفتر به نظر میآید و بیشتر از اسم و ستاره بهره برده است. اما اگر به سینمای شخصیتمحور با ریتمی کند علاقه داشته باشیم، احتمالاً از فیلم لذت خواهیم برد. از طرفی، اگر انتظار تعلیق، اتفاقات پیدرپی یا پایانبندی کاملاً روشن داشته باشیم، ممکن است فیلم آنچنان رضایتبخش نباشد.




