فرزانه متین در گفتوگو با صبا:
«کوری» در همه لحظات به یک اندازه موفق نیست
سریال «کوری» با تکیه بر یک پرونده واقعی، روایتی جنایی را به موضوعاتی چون فساد، پنهانکاری و مناسبات قدرت پیوند میزند. فرزانه متین، در میز نقد روزنامه صبا به بررسی نقاط قوت و ضعف این سریال پرداخته است

زهرا طاهریان – سریال «کوری» که با الهام از یک حادثه واقعی روایت خود را آغاز کرده، در قسمتهای ابتدایی با واکنشها و نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان همراه شده است. مینو خانی، فرزانه متین و احسان طهماسبی در گفتوگو با روزنامه صبا، از زاویههای مختلف به این سریال پرداختهاند؛ از ظرفیت آن برای تبدیل یک حادثه واقعی به یک مسئله اجتماعی و عملکرد بازیگران گرفته تا تصویر دستگاه قضایی، انتخاب بازیگران، میزان باورپذیری روایت و نقاط قوت و ضعف سریال. حاصل این سه نگاه، تصویری نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی از «کوری» است؛ سریالی که به باور این منتقدان، سوژهای جذاب و کمتر دیده شده را انتخاب کرده، اما در مسیر پرداخت به آن با چالشهایی در روایت، شخصیتپردازی و فاصله گرفتن از کلیشهها مواجه شده است.
سریال «کوری» با تکیه بر یک پرونده واقعی، روایتی جنایی را به موضوعاتی چون فساد، پنهانکاری و مناسبات قدرت پیوند میزند؛ روایتی که در کنار نقاط قوت، با نقدهایی درباره شخصیتپردازی، بازیها و باورپذیری مواجه است. در ادامه، فرزانه متین، منتقد سینما، در میز نقد این هفته روزنامه صبا به بررسی نقاط قوت و ضعف این سریال پرداخته است.
سریال «کوری» از یک پرونده واقعی الهام گرفته است. به نظر شما توانسته از بازسازی صرف یک حادثه فراتر برود و به یک اثر تأثیرگذار اجتماعی تبدیل شود؟
هسته اولیه داستان به حادثه مسمومیت گروهی پزشکان در استان فارس در اردیبهشت ۱۴۰۳ شباهت بسیار زیادی دارد.
به نظرم «کوری» تا حد قابلتوجهی توانسته از بازسازی صرف یک حادثه واقعی عبور کند، چون حادثه اولیه فقط نقطه شروع روایت است و سریال تلاش میکند آن را به موضوعاتی مثل مسئولیت اجتماعی، فساد، پنهانکاری و مناسبات قدرت گسترش دهد. اما مابقی ماجرا و پرونده شمس زائیده تخیل نویسنده است که بهخاطر انتقام گرفتن، یکسری اتفاقات رخ میدهد و در نتیجه تبدیل به موضوعی تکراری در سریالهای نمایش خانگی شده است.
به نظرم «کوری» در همه لحظات به یک اندازه موفق نیست و در بعضی بخشها، پیچشهای داستانی و تأکید بر جنبه معمایی، از عمق اجتماعی اثر کم میکند. اما انتخاب چنین سوژهای و تبدیل آن به یک درام جنایی، باعث شده «کوری» فراتر از بازگویی یک پرونده واقعی، تصویری انتقادی از بخشی از مناسبات اجتماعی امروز ارائه دهد.
اگر فقط از منظر بازیگری به «کوری» نگاه کنیم، کدام بازیگر بیشترین تأثیر را بر کیفیت سریال گذاشته و به نظر شما دلیل این انتخاب چیست؟
انتخاب امیر نوروزی در نقش سرگرد ضرابی، یکی از بهترین انتخابهای این سریال است. نوروزی در واقع با این سریال تواناییهایش را کاملاً رو کرده است. شاید بتوان گفت نوروزی سرانجام به نقشی دست یافته که بیش از هر زمان دیگری ظرفیتهای بازیگریاش را به نمایش میگذارد. او با تکیه بر زبان بدن، میمیک چهره و بازی کنترلشده، به دور از هرگونه اغراق، شخصیتی باورپذیر خلق کرده است.
نوروزی صرفاً تصویری کلیشهای از یک سرگرد آگاهی ارائه نمیدهد، بلکه با دقت در جزئیات رفتار، شیوه بازجویی، نگاهها، سکوتها و واکنشهای حسابشده، تصویری نزدیک به واقعیت از یک مأمور حرفهای را به نمایش میگذارد. البته نوروزی پیش از این، در سریال «حیثیت گمشده» اثر همین کارگردان، یعنی سجاد پهلوانزاده، انتخاب شده بود که در آنجا یک وجه دیگری از بازیگری و تواناییهایش را نشان داده بود. امیر نوروزی در این سه، چهار سال با بازیهای خوب و قوی در سریالهای نمایش خانگی، خود را ثابت کرده است.
به نظر شما انتخاب بازیگران متناسب با شخصیتها بوده است یا در برخی نقشها احساس میکنید انتخابهای بهتری میتوانست انجام شود؟
از آنجا که این اثر، پربازیگر است، کارگردان نتوانسته از اکثر بازیگران، بازیهای قوی، منسجم و یکدست بگیرد. بهعنوان مثال، بازی مریلا زارعی، برخلاف اکثر بازیهای دیگرش، بهشدت تصنعی است و یا اینکه سارا بهرامی از پتانسیل بالایی برای بازیهای دراماتیک برخوردار است، اما انتخاب او تقریباً در یک نقش منفعل، چنگی به دل نمیزند. حتی عباس جمشیدیفر هم نتوانسته بازی قابلتوجهی به نمایش بگذارد. محسن قصابیان که از بازیگران مستعد و جسور است، بازی دلچسبی ندارد و فقط در حد یک تیپ ظاهر شده است.
تصویر سریال از دستگاه قضایی و شخصیت بازپرس را چقدر واقعگرایانه و باورپذیر میدانید؟ آیا این بخش از روایت توانسته اعتماد مخاطب را جلب کند؟
متأسفانه تصاویر مغایر با واقعیت هستند و جهان سینما بر آن غلبه پیدا کرده است، اما این الزاماً به معنای عیب نیست، چون موضوعات را کارگردان باید دراماتیزه کند تا بتواند آن را به تصویر دربیاورد، اما یکی از ایراداتی که به «کوری» وارد است، این است که وقتی فیلم را دراماتیزه میکنیم، از جهان منطق و باورپذیر رئالیته خارجش میکنیم. در سریال «بیستویک» هم همینگونه بود که قابل پذیرفتن نیست.
در پاسخ به سؤال دوم باید گفت مخاطب با عملکرد نهاد مربوطه در واقعیت کار دارد و گول هیچ فیلمی را نمیخورد که این کاربرد سینماست. دستگاه قضا اعتماد مخاطب را با عملکرد خود کسب میکند یا بالا میبرد، نه با ساخت فیلم و سریال.
اگر بخواهید «کوری» را با دیگر سریالهای جنایی شبکه نمایش خانگی مقایسه کنید، مهمترین نقطه قوت و مهمترین ضعف آن را در چه میبینید؟
موضوع مشروبات الکلی و مشروبات الکلی تقلبی همیشه در مدیوم تصویری تابو بوده است و با توجه به اینکه مشروبات الکلی از موضوعات ترند و بهروز حساب میآید، دست گذاشتن روی این موضوع و واکاوی آن، از نقاط قوت سریال است، اما مهمترین ضعف، خردهروایتهای بیاساس، لحن پیچیده و درهمتنیده فیلم و باز هم مسئله انتقام که بسیار تکراری شده است، را میتوان نام برد.




