روزنامه صبا

روزنامه صبا

مینو خانی در گفت‌وگو با صبا:

«کوری» یک هشدار اجتماعی جدی است


مینو خانی، منتقد سینما، در میز نقد این هفته روزنامه صبا ضمن بررسی بازی بازیگران و تصویر دستگاه قضایی، به گسست نسلی در خانواده‌های مذهبی اشاره می‌کند.

زهرا طاهریان – سریال «کوری» که با الهام از یک حادثه واقعی روایت خود را آغاز کرده، در قسمت‌های ابتدایی با واکنش‌ها و نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان همراه شده است. مینو خانی، فرزانه متین و احسان طهماسبی در گفت‌وگو با روزنامه صبا، از زاویه‌های مختلف به این سریال پرداخته‌اند؛ از ظرفیت آن برای تبدیل یک حادثه واقعی به یک مسئله اجتماعی و عملکرد بازیگران گرفته تا تصویر دستگاه قضایی، انتخاب بازیگران، میزان باورپذیری روایت و نقاط قوت و ضعف سریال. حاصل این سه نگاه، تصویری نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی از «کوری» است؛ سریالی که به باور این منتقدان، سوژه‌ای جذاب و کمتر دیده‌ شده را انتخاب کرده، اما در مسیر پرداخت به آن با چالش‌هایی در روایت، شخصیت‌پردازی و فاصله گرفتن از کلیشه‌ها مواجه شده است.

سریال «کوری» با محور قرار دادن آسیب‌های ناشی از مصرف مشروبات الکلی و پیوند آن با یک روایت جنایی، تلاش کرده است به یک مسئله اجتماعی کمتر دیده‌شده در آثار تصویری بپردازد. مینو خانی، منتقد سینما، در میز نقد این هفته روزنامه صبا ضمن بررسی بازی بازیگران و تصویر دستگاه قضایی، به گسست نسلی در خانواده‌های مذهبی نیز اشاره می‌کند.

 

سریال «کوری» در پرداختن به موضوع مشروبات الکلی چه تفاوتی با آثاری دارد که پیش از این به این مسئله پرداخته‌اند و آیا این سریال توانسته یک هشدار اجتماعی جدی برای مخاطب باشد؟

سریال «کوری» منظری را نسبت به یک مسئله اجتماعی انتخاب کرده که تا به حال در آثاری که این موضوع به نوعی در آن‌ها گنجانده شده بود، کاملاً متفاوت است. پرداختن به مشروبات الکلی در سال‌های اخیر، در آثاری که از این نوشیدنی یا مصرف آن دیده‌ایم، بیشتر شکلی از سبک زندگی را نشان می‌داد و تقریباً می‌توانیم با اطمینان بگوییم که تا به حال اثر تخریبی و تأثیری که این ماده بر روح و روان و در ادامه بر زندگی افراد می‌گذارد، ندیده بودیم. اما آقای دانشی، با توجه به علاقه‌ای که اساساً به سوژه‌های واقعی دارد و به‌خصوص با دسترسی‌ای که به پرونده‌های واقعی دارد، منظری را برای پرداختن به این موضوع انتخاب کرده که کاملاً هشداردهنده است. از این منظر، خیلی راحت می‌توانیم بگوییم که وقتی تا الان چندین قسمت از سریال پخش شده و آسیب‌های ناشی از مصرف مشروبات الکلی را نشان می‌دهد، با یک هشدار و یک اثر اجتماعی جدی مواجه هستیم. اما وقتی به اتفاقات اخیر و موضوعی که در ادامه روایت داستانی شکل می‌گیرد، می‌رسیم، به نظر می‌رسد نوعی قاچاق مواد پزشکی مطرح می‌شود.  آقای شمس در سال‌های گذشته اشتباهی را مرتکب شده بوده و یک پرونده قضایی تشکیل شده که در نهایت منجر به از هم پاشیده شدن زندگی شیدا و شوهرش، یعنی پدر و مادر آوا، شده است. فردی که مسئول آگاهی بوده، قاضی بوده یا هر مسئول دیگری، رأی را صادر کرده و این اتفاق منجر به ایجاد یک بغض و کینه شدید شده است. حالا اتفاق‌های داستان، از گم شدن یا دزدیده شدن بچه گرفته تا اتفاقاتی که در ادامه می‌افتد داستان را از موضوع اولیه دور می‌کند. موضوع اولیه چه بود؟ آثار مخرب نوشیدنی‌های الکلی. به‌خصوص در قسمت‌های اول و دوم دیدیم که اقشار مختلف اجتماعی چقدر درگیر این مسئله هستند و چه فاجعه دیگری در حال رخ دادن است؛ اینکه طبقات کم‌درآمد و طبقات پایین اجتماعی، برای جبران این کمبود اقتصادی یا رفع این مسئله، دست به تولید مشروبات الکلی تقلبی می‌زنند. این موضوع آسیب را چندین برابر می‌کند، چون خودِ مشروبات الکلی نیز مخرب هستند و تأثیرات بدی بر جسم، روح و روان فرد و در نهایت بر زندگی او دارند؛ حالا دیگر چه برسد به اینکه نوشیدنی‌ها تقلبی هم باشند، موضوعی که در اخبار نیز بسیار درباره آن شنیده‌ایم.

ارزیابی شما از بازی بازیگران سریال «کوری» چیست و انتخاب این بازیگران را تا چه اندازه متناسب با نقش‌هایشان می‌دانید؟

من بازی‌ها را خوب می‌بینم، چون بازیگران خوبی انتخاب شده‌اند. خانم مریلا زارعی، آقای امیر جعفری، آقای محسن قصابیان و خانم سارا بهرامی، همه بازیگران خوبی هستند که امتحان خودشان را بارها و بارها پس داده‌اند. بنابراین، این موضوع به من اجازه نمی‌دهد فکر کنم که اگر بازیگر دیگری این نقش را ایفا می‌کرد، نتیجه بهتر می‌شد. قطعاً دلیل این انتخاب‌ها، شخصیت و قالبی است که هر یک از این بازیگران می‌توانسته‌اند در آن نقش پیدا کنند و جذابیت لازم را برای مخاطب داشته باشند. این سؤال برای من مطرح نشد که اگر به جای آقای امیر جعفری، بازیگر دیگری این نقش را بازی می‌کرد، بهتر بود. هر کدام از آن‌ها شخصیت‌های اصلی خودشان را دارند و نقش خودشان را به‌خوبی بازی می‌کنند.

تصویر سریال «کوری» از دستگاه قضایی و شخصیت بازپرس را تا چه اندازه واقع‌گرایانه و باورپذیر می‌دانید؟

شخصیت امیر جعفری به‌عنوان کارآگاه و بازپرس این پرونده و همچنین آقای امیر نوروزی که به کار اضافه شدند، خیلی خوب نقش یک بازپرس را ایفا می‌کنند. اتفاقاً وقتی ما نقطه‌ضعف‌هایی را در شخصیت امیر جعفری می‌بینیم، این موضوع شخصیت او را خیلی باورپذیرتر می‌کند؛ چون هیچ انسانی کاملاً سیاه یا کاملاً سفید نیست. خصوصاً وقتی فردی در چنین جایگاهی قرار می‌گیرد و وارد دستگاه قضا می‌شود و مسئولیت‌های اجتماعی بسیار مهمی را بر عهده دارد، به این معنی نیست که از هیچ‌یک از وجوه شخصیتی، زندگی فردی یا اجتماعی‌اش مبراست و هیچ نقطه‌ضعفی ندارد. اینجا هم این نقطه‌ضعف وجود دارد. رفتارهایی که در ارتباط نداشتن او با دخترش می‌بینیم، یکی از این نقاط ضعف است. اما همین عدم ارتباط، امیر جعفری را کمی قابل‌باورتر می‌کند و باعث می‌شود او کاملاً سفید نباشد؛ چون آدم کاملاً سفید یا حتی کاملاً سیاه هم چندان قابل‌باور نیست. در مقابل، مسئولی که آقای عباس جمشیدی نقش او را ایفا می‌کند و مسئول دستگاه قضاست، وجهی تک‌بعدی دارد و همه‌چیز را از یک منظر می‌بیند. حتی ظاهر و پوششی که برای او در نظر گرفته‌اند، با یقه بسته و حال‌وهوای دیپلماتیک، و همچنین رفتارها، حرکات و ژست‌هایی که آقای جمشیدی دارد، او را تا حدی در قالب ظاهری یک مسئول قضایی قرار داده است. شاید همه مسئولان قضایی این مدل نباشند، اما ما در اینجا فقط یک مسئول قضایی را می‌بینیم. از طرف دیگر، تقریباً یک بازپرس را هم می‌بینیم که اتفاقاً همین بازپرس، همان فردی است که ۱۵ سال قبل پرونده آقای شمس را داشته است. همین موضوع خودش باعث جذابیت می‌شود که چه اتفاقی افتاده که یک نفر در طول ۱۵ سال، هر دو پرونده را بررسی می‌کند. من فکر می‌کنم شخصیت امیر جعفری باورپذیرتر است، اما شخصیت مسئول قضایی، حداقل در حدی که ما به‌عنوان یک شهروند از مسئولان قضایی می‌بینیم، احتمالاً به آنچه در سریال نمایش داده شده نزدیک‌تر است.

مهم‌ترین نقاط قوت و ضعف سریال «کوری» تا اینجای داستان چیست؟

مهم‌ترین نقطه قوت سریال «کوری»، پرداختن به یک اتفاق واقعی است و روندی که در ادامه در پیش می‌گیرد تا بتواند میزان لازم و قابل‌توجهی از آگاهی را در ارتباط با مشروبات الکلی و مشروبات الکلی تقلبی به مخاطب گسترده‌ای منتقل کند. قطعاً این موضوع نقطه قوت سریال است. چرا؟ چون ما این اخبار را قبلاً شنیده‌ایم و مردم هم این اخبار را شنیده‌اند و ممکن است به‌راحتی از کنار آن گذشته باشند. اما حالا که این موضوع با روایت داستانی ترکیب می‌شود، جذابیت بیشتری ایجاد می‌کند و قطعاً تأثیر بسیار بیشتری نسبت به یک خبر یا گزارش رسانه‌ای خواهد داشت. یک مسئله اینجاست و آن، تفاوت نسلی است که در سریال می‌بینیم؛ پدرانی که حداقل در ظاهر، مذهبی و مقید هستند، اما فرزندانی دارند که بین آن‌ها شکاف نسلی شدیدی وجود دارد و ارتباط میان آن‌ها شکل نگرفته است. ما این مسئله را در رابطه امیر جعفری و آوا می‌بینیم؛ اینکه چقدر با یکدیگر فاصله دارند. این گسست نسلی که بین پدران، خصوصاً پدرانی که در سریال نمایش داده می‌شوند و ظاهر مذهبی و مقیدی دارند، می‌بینیم، به این معناست که نتوانسته‌اند به‌گونه‌ای رفتار کنند که فرزندانشان ادامه‌دهنده راه آن‌ها باشند و تأثیر اخلاقی، اجتماعی و معنوی آن نگاه مذهبی را در تربیت فرزندانشان ببینیم. مسئله دیگر این است که در این گسست نسلی که ما به این وضوح در سریال می‌بینیم و قطعاً یک مسئله تلخ اجتماعی و خانوادگی است، آیا چنین تفاوتی در خانواده‌های غیرمذهبی هم وجود دارد؟ یعنی آیا آن‌ها توانسته‌اند در ارتباط‌ها، اتفاق‌ها و حضورهای اجتماعی که فرزندانشان داشته‌اند، فرزندانی مقید به برخی اصول اخلاقی و اجتماعی تربیت کنند؟ می‌خواهم بگویم که این مسئله، یعنی قرار گرفتن خانواده‌های مذهبی در کنار فرزندانی که شبیه پدرانشان نیستند و خصوصاً اختلاف دیدگاه زیادی با یکدیگر دارند، کمی نگران‌کننده است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی