احسان طهماسبی در گفتوگو با صبا:
«کوری» درگیر کلیشههای رایج است
احسان طهماسبی، منتقد سینما، در میز نقد این هفته روزنامه صبا درباره میزان موفقیت سریال در پرداخت اجتماعی به یک حادثه واقعی، بازی بازیگران و تصویر دستگاه قضایی صحبت کرده است.

زهرا طاهریان – سریال «کوری» که با الهام از یک حادثه واقعی روایت خود را آغاز کرده، در قسمتهای ابتدایی با واکنشها و نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان همراه شده است. مینو خانی، فرزانه متین و احسان طهماسبی در گفتوگو با روزنامه صبا، از زاویههای مختلف به این سریال پرداختهاند؛ از ظرفیت آن برای تبدیل یک حادثه واقعی به یک مسئله اجتماعی و عملکرد بازیگران گرفته تا تصویر دستگاه قضایی، انتخاب بازیگران، میزان باورپذیری روایت و نقاط قوت و ضعف سریال. حاصل این سه نگاه، تصویری نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی از «کوری» است؛ سریالی که به باور این منتقدان، سوژهای جذاب و کمتر دیده شده را انتخاب کرده، اما در مسیر پرداخت به آن با چالشهایی در روایت، شخصیتپردازی و فاصله گرفتن از کلیشهها مواجه شده است.
سریال «کوری» با محوریت یک حادثه واقعی، روایتی جنایی را دنبال میکند که در قسمتهای ابتدایی با واکنش و توجه مخاطبان همراه شده است. احسان طهماسبی، منتقد سینما، در میز نقد این هفته روزنامه صبا درباره میزان موفقیت سریال در پرداخت اجتماعی به این حادثه، بازی بازیگران و تصویر دستگاه قضایی صحبت کرده است.
آیا «کوری» تا اینجای روایت، صرفاً به بازگویی یک حادثه پرداخته یا توانسته ابعاد اجتماعی و پیامدهای عمیقتر آن را نیز مورد واکاوی قرار دهد؟
باید بگویم که نه، به واقع این اتفاق نیفتاده است. ببینید، وقتی ما درباره یک حادثه که در واقع بازخورد اجتماعی دارد صحبت میکنیم، همانطور که این موضوع در سؤال شما هم مستتر است، خیلی وقتها درگیر بازسازی یا توصیف و توضیح یک حادثه میشویم و شروع میکنیم به ارائه گزارشهای مرتبط با آن حادثه یا رویکرد دستگاههای قضا و پلیس و مردم و خانواده و اینها به آن موضوع، و وارد مسئله و دغدغه اجتماعی موضوع نمیشویم. تا به اینجای این سریال دقیقاً همین اتفاق میافتد؛ یعنی ما چیزی بیشتر از آن اتفاق و حوادثی که منجر به آن اتفاقاتی شده که در فیلم رخ داده را دیگر نمیبینیم. به نظر میآید خود موضوع و این اتفاقی که دارد میافتد میتواند آنقدر شوکآور باشد که طبیعتاً بیننده را تحت تأثیر قرار بدهد، ولی این به معنای واکاوی و تأثیرگذاری اجتماعی یک رخداد نیست. در بهترین حالت میتواند یک تأثیر زودگذر و یک احساس، در واقع ناراحتی، خشم، پشیمانی، غم یا هر حسی را، مثل خیلی از ملودرامها، ایجاد کند و وارد لایههای اجتماعی اثر نشود.
اگر بخواهیم از میان بازیگران «کوری» به بازیای اشاره کنیم که توانسته با وجود ضعفهای کلی سریال، به کیفیت آن کمک کند، کدام بازیگر را انتخاب میکنید و این تأثیرگذاری را ناشی از چه میدانید؟
ببینید، اساساً «کوری» درگیر دیالوگهای لحظهای و آنی، واکنشهای لحظهای و دیالوگهای تأثیرگذار به واسطه آن مسئله و آن جرم است؛ دیالوگهایی که در ذهن باقی میمانند و طبیعتاً بازیگری که آن دیالوگ را درست بتواند ادا کند، میتواند تأثیرگذاری خوبی هم روی ذهن مخاطب داشته باشد. در این سریال، در واقع امیر نوروزی بازی خوبی را ارائه میدهد، ولی چیزی که مشهود است این است که این بازی به واسطه کارگردانی نیست. در کارهای قبلی این بازیگر هم هرچند نقش کوتاهی داشته، مانند سریالهایی مثل «مریخ» و موارد مشابه مثل «گلسنگ» و اینها بودهایم؛ ولی توانایی بازیگر و شیوه دیالوگگوییاش و تأثیری که از نقش و شناخت درستی که از نقش و شخصیت گرفته، مشهود است. راستش این را نمیتوانم به واسطه کارگردانی بدانم و ارزشی برای کارگردان در بازی این بازیگر قائل بشوم، ولی میتوانم بگویم که او نقش تأثیرگذاری در این سریال دارد و توانسته در واقع تا حدودی این کیفیت کم را هم ارتقا بدهد.
به نظر شما انتخاب بازیگران «کوری» تا چه اندازه با شخصیتها و فضای نقشها هماهنگ بوده است و آیا کارگردانی توانسته از ظرفیت بازیگران بهدرستی استفاده کند؟
به نظرم اصلاً انتخابهای خوبی اتفاق نیفتاده است. بارزترین و مهمترینش عباس جمشیدیفر است؛ نه به واسطه اینکه صرفاً یک بازیگر کمدی است و نه به واسطه اینکه حضورش در تمام این برنامههای گفتوگومحور و سریالها و موقعیتهای طنز باعث شده که از این نقش دور باشد؛ نه، اینطور نیست. ولی اساساً حتی به واسطه ضعف کارگردانی و همینطور درک و عدم درک صحیحی که از نقش داشته، حتی شیوه اجرای این نقش را هم که نقش بازپرس را دارد، به غلط در قالب شخصیت و نقشی که در این سریال دارد، اجرا کرده است. این به هر حال نشان میدهد که در مورد این بازیگر در این سریال یا موارد مشابه که به خاطر ضعف کارگردانی اتفاق میافتد، به نظر میآید که هم قحطالرجال در انتخاب بازیگر در این سریال بیشتر مشهود است و هم اصرار این تیم که حتماً از آن بازیگرهای موردپسند و مورد علاقه خودش استفاده کند و هم ضعف کارگردانی در هدایت بازیگر.
تصویر سریال از دستگاه قضا و نحوه مواجهه آن با مجرمان تا چه اندازه واقعگرایانه است و آیا «کوری» توانسته از کلیشههای رایج در این زمینه فاصله بگیرد؟
ببینید، به نظر من در مورد این سؤال دو نکته وجود دارد. نکته اول اینکه ما رگههای زیادی از کلیشه را در مواجهه با سیستم قضا و رویکردی که به دستگاه قضا و برخوردش با مجرم وجود دارد، میبینیم و بخشی هم درگیر واقعگرایی شده که اساساً انتظار میرود در سریالی اینچنینی مشاهده شود. نکته دوم این است که به هر حال، آن اکیپی که این سریال و سخن آقای دانشی و حالا در واقع سایر دوستانی که دارند در این حوزه کار میکنند، اساساً وامدار دستگاه قضا برای تولید فیلمهایشان هستند و بخش زیادی از حمایت و سرمایهگذاری توسط آنها در این کار و کارهای مشابه گذشته انجام شده است. بنابراین ما انتظار داریم که این تصویر، در واقع گاهی از تصویر واگرایی خارج شود و شیوه جانبدارانهتری نسبت به این موضوع داشته باشد. به نظرم این سریال هم تا حدودی به این رویکرد نزدیک شده، ولی به هر حال سعی کرده که تا میزانی جانب انصاف را هم داشته باشد و سعی کند بعضی از این چالشها را هم ملاحظه کند. ولی نکتهای که وجود دارد این است که این تصویر، تصویری است که از کلیشه مخاطب هم چندان فاصلهای نگرفته و همان کلیشههای لازم و آن مواردی را که دستگاه قضا برای ساخت چنین سریالهایی حتماً حائز اهمیت میداند، حفظ و رعایت کرده است.




