آیدا ماهیانی در گفتوگو با صبا:
چه اشکالی دارد یک زن برای ابراز عشق پیشقدم باشد؟
آیدا ماهیانی، با حضور در «رؤیای نیمهشب» تجربهای متفاوت از دیگر نقشهایش را پشت سر گذاشته است؛ نقشی که او را به فضای تاریخی، لحن متفاوت و شخصیتپردازی دور از ویژگیهای شخصیاش برد.

پگاه زارعی – «رؤیای نیمهشب» روایتی عاشقانه در دل تاریخ است؛ داستانی که عشق، اختلاف عقیده، خانواده و سیاست را در مسیری پرچالش به هم گره میزند. این مجموعه که اقتباسی از رمان شناختهشده مظفر سالاری است، مخاطب را به سالهای دور میبرد؛ جایی که سرنوشت فتاح و تلما، دو جوان عاشق از دو خانواده و دو مذهب متفاوت، محور اصلی یک داستان پرکشمکش را شکل میدهد. همزمان با پخش این مجموعه، با آیدا ماهیانی، بازیگر نقش تلما و حسن آخوندپور، کارگردان «رؤیای نیمهشب»، درباره شکلگیری این سریال، چالشهای اقتباس از یک رمان، فضای تاریخی داستان و تجربه حضور در این پروژه گفتوگو کردهایم.
آیدا ماهیانی، بازیگر نقش تلما در «رویای نیمهشب»، با حضور در این سریال تجربهای متفاوت از دیگر نقشهایش را پشت سر گذاشته است؛ نقشی که او را به فضای تاریخی، لحن متفاوت و شخصیتپردازی دور از ویژگیهای شخصیاش برد و فرصتی تازه برای آزمودن تواناییهای بازیگریاش فراهم کرده است.
تلما دختری شیعه است که عشقش به فتاح او را رودرروی خانواده، سنت و سیاستهای مذهبی زمانه قرار میدهد. برای درونیکردن این کشمکش، از کجا شروع کردید؟
پروسه انتخاب من برای این کار، تا آنجا که متوجه شدم، خیلی طولانی بود و در پشت صحنه و مرحله پیشتولید، زمان زیادی صرف انتخاب بازیگر نقش تلما شد. فکر میکنم من آخرین نفری بودم که به این پروژه پیوستم. یادم هست روزی که قرارداد بستم، فکر میکنم دو روز بعد برای فیلمبرداری جلوی دوربین رفتم. کار را با خواندن فیلمنامه شروع کردم و بعد از آن، رمان مظفر سالاری را خواندم. اوایل کار، بیان دیالوگها برایم کمی سخت بود؛ چون فکر میکنم صحبتکردن با این شکل و لحن، برای هر بازیگری آسان نیست. اما کمکم برایم جا افتاد و بعد از مدتی، این نوع بیان کاملاً برایم راحت شد.
منتقدان شخصیت تلما را در کنار فتاح، نمونهای از «تیپ آشنای دختر مؤمن» در آثار تاریخی میدانند تا شخصیتی چندلایه. شما بهعنوان بازیگر، چه لایههایی به تلما اضافه کردید؟
خیلی درباره این موضوع با کارگردان صحبت کردیم. ایشان درباره نقش و ویژگیهای تلما توضیحات زیادی به من دادند. تلما دختری درونگرا و عاقل بود. من خودم شاید کمی حرکات تندتری داشته باشم یا شیطنتی در رفتارم باشد و ریتم رفتاریام هم متفاوت باشد؛ اما کارگردان تلما را دختری بسیار باوقار میدید؛ دختری که در نگاهکردنش هم وقار وجود دارد و چندان اهل شیطنت نیست. خانواده برای تلما اهمیت زیادی دارد و طرز فکر و باورهایش نیز برایش بسیار مهم است. گاهی از حواسپرتی یا رفتار دیگران آزرده و دلخور میشود. من هم این شخصیت را دختری دیدم که قبل از هر حرکت، فکر میکند و بیمحابا کاری را انجام نمیدهد. این ویژگیها هم از خواندن فیلمنامه به ذهنم رسید و هم از صحبتهایی که همیشه با کارگردان داشتیم؛ چه قبل از هر پلان و چه در زمانهای دیگر. گاهی حتی درباره سکانسی که قرار بود خیلی بعدتر فیلمبرداری شود، از مدتها قبل با کارگردان صحبت میکردیم.
در نسخه مکتوب داستان، این عشق از زاویهدید پسر (هاشم/فتاح) روایت میشود و دنیای درونی دختر داستان کمتر دیده میشود. بازی در نقش تلما، چقدر فرصت داد که این نگاه را برای مخاطب کاملتر یا حتی جبران کنید؟
نقش تلما واقعاً نیاز به فکرکردن داشت و برای من چالشبرانگیز بود. بعضی وقتها از درون استرس زیادی داشتم؛ مخصوصاً به این دلیل که پروسه انتخاب بازیگر و پیشتولید آنقدر طولانی شده بود که اضطرابم را بیشتر میکرد. دوست داشتم همه از کارم راضی باشند؛ دلم میخواست چیزی کم نگذارم. ضمن اینکه تا مدتها نام سریال «تلما» بود و بعد تغییر کرد. همین موضوع هم به نظرم بار و انرژی خاص خودش را داشت و احساس مسئولیت بیشتری ایجاد میکرد. برای جبران این فاصله و رسیدن به نقش، تمام تلاشم را کردم. فکر میکنم هرچه در توانم بود گذاشتم تا در خدمت پروژه باشم. اینکه چقدر به نتیجه رسیده، دیگر باید مخاطب و عوامل دربارهاش قضاوت کنند.
لحن دیالوگها را برخی «سرگردان بین نیمهکلاسیک و امروزی» توصیف کردهاند. اجرای این نوع دیالوگ برای شخصیتی تاریخی، از نظر بازیگری چه سختی خاصی داشت؟
وقتی فیلمنامه را میخوانید، به نظرم لحن آن اصلاً امروزی نیست. من احساس میکردم دیالوگها باید با همان حالوهوا گفته شوند. شاید این برداشت درستی نباشد، اما به نظرم همه ما گاهی خودمان را خیلی عقلکل و آگاه میدانیم و فکر میکنیم از همهچیز باخبریم. اگر بخواهیم از این زاویه نگاه کنیم، زمانی که خودمان را بسیار دانا میدانیم، لحن، کلام، بیان و حتی صدایمان متفاوت میشود. به نظرم این ویژگی، چه برای یک بازیگر و چه برای هر انسان دیگری، لزوماً ویژگی جذابی نیست؛ اما من سعی کردم از همین ویژگی برای ساختن تلما استفاده کنم. با خودم فکر کردم تلما خودش را عاقل و دانا میداند و این ویژگی باید در لحن و نحوه اجرای دیالوگهایش هم دیده شود. بنابراین فکرکردن به اینکه چنین آدمی چطور نگاه میکند، چطور حرف میزند و تن صدایش چطور است، به من کمک کرد. در نهایت توانستم این نوع لحن و دیالوگگفتن را برای خودم درونی و تبدیل به بخشی از شخصیت تلما کنم.
گریم و لباس تاریخی برای بازسازی فضای قرن هشتم هجری، تجربه نسبتاً تازهای برای بازیگران این پروژه بوده. این گریم و کاراکتر بصری تلما چقدر روی شکل بازی و حرکات بدنی شما اثر گذاشت؟
گاهی وقتی لباس را میپوشیدم و خودم را در آینه نگاه میکردم، با خودم میگفتم: «من در این لباس دارم چه کار میکنم؟» چون واقعاً شرایط متفاوتی بود. به نظرم گریم و لباس ما کاملاً و دقیق طراحی شده بود. طراحی گریم را خانم آرزو کیقبادی و طراحی لباس را خانم آزاده قوام بر عهده داشتند و هر دو بخش به نظرم بسیار خوب و کامل بود. برای من این موضوع هم مسئولیت سختی بود و هم مسئولیتی جذاب؛ چون باید همه این عناصر را در کنار هم نشان میدادم. اگر لباس من زیبا باشد، اما نتوانم از پس نقش بربیایم، آن زیبایی دیگر برای خودم معنایی ندارد. همیشه با خودم میگفتم باید بهترین شکل خودم باشم و صددرصد خودم را در اختیار نقش بگذارم تا همهچیز درست اجرا شود و به بهترین شکل دیده شود. نمیدانم چقدر در این مسیر موفق بودم، اما تمام تلاشم را کردم که این هماهنگی میان گریم، لباس و بازی اتفاق بیفتد.
صحنههای مشترک با بازیگرانی چون حسن معجونی، بهاره افشاری و سعید شریف، بازیگرانی با سابقه طولانی، چه چیزی به تجربه شما در این پروژه اضافه کرد؟
خیلی لذتبخش و جالب بود، مخصوصاً همکاری من با سعید شریف. سعید شریف واقعاً یکی از بهترین پارتنرهایی بود که در این چند سالی که مشغول کار هستم، داشتم و یکی از بهترین همکارانم در این پروژه بود. هر کمکی که از دستش برمیآمد، انجام میداد و واقعاً در کنار من بود. سابقه بازی در آثار تاریخی را هم داشت و همین تجربه خیلی به من کمک میکرد. برای من صبوری زیادی به خرج میداد و واقعاً خیلی، خیلی از او ممنونم.




