حسین ظریفکار در گفتوگو با صبا:
موفقیت تئاتر فقط در گیشه خلاصه نمیشود
حسین ظریفکار با تأکید بر دغدغه اجتماعی اثر و ظرفیت گروه، از دلایل پذیرفتن تهیهکنندگی این پروژه میگوید؛ پروژهای که میان کیفیت هنری، امکان اقتصادی تولید و مسئولیت اجتماعی تئاتر تعادلی ایجاد کند.

سروین دهقان – «ناریا» فقط روایت آدمهایی در یک واگن مترو نیست؛ تصویری کوچکشده از جامعهای است که آدمهای متفاوتش ناخواسته در مسیری مشترک کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. حسین فردوسی، کارگردان، تلاش کرده مسائل اجتماعی و سیاسی نمایش را از دل موقعیت و روابط انسانی روایت کند، نه از مسیر شعار؛ حسین ظریفکار، تهیهکننده، از ایستادن میان ریسک سنگین اقتصادی تولید یک نمایش پربازیگر و مسئولیت اجتماعی تئاتر میگوید و نیلوفر پناهی، بازیگر نقش راضیه، از تجربهای حرف میزند که در دور سوم اجرا، بیش از گذشته با واقعیت امروز جامعه پیوند خورده است. سه نگاه متفاوت به یک نمایش، یک پرسش مشترک را پیش میکشند؛ وقتی جامعه در شرایط سخت قرار میگیرد، چقدر میتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم، نجات دهیم و همچنان به زندهماندن امید داشته باشیم؟ در ادامه گفتوگوی روزنامه صبا را با عوامل نمایش «ناریا» میخوانید.
حسین ظریفکار، تهیهکننده نمایش «ناریا»، با تأکید بر دغدغه اجتماعی اثر و ظرفیت گروه، از دلایل پذیرفتن تهیهکنندگی این پروژه میگوید؛ پروژهای که به گفته او، موفقیتش تنها در میزان فروش خلاصه نمیشود و قرار است میان کیفیت هنری، امکان اقتصادی تولید و مسئولیت اجتماعی تئاتر تعادلی ایجاد کند. «ناریا» که پس از تجربه اجرای نخست بار دیگر روی صحنه رفته، این بار با تکیه بر تجربه دور اول و بازخورد مخاطبان، مسیر خود را ادامه میدهد.
چه شد که تصمیم گرفتید تهیهکنندگی «ناریا» را بر عهده بگیرید؟
از همان ابتدا احساس کردم «ناریا» صرفاً یک نمایش برای سرگرمی نیست و حرفی جدی برای گفتن دارد. دغدغه اجتماعی اثر، نگاه حسین فردوسی بهعنوان کارگردان و ظرفیت بالای گروه، انگیزه اصلی من برای پذیرفتن تهیهکنندگی این پروژه بود. برایم مهم بود انرژی و سرمایه گروه صرف اثری شود که علاوه بر ارزش هنری، بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و پرسشی در ذهن او باقی بگذارد. «ناریا» چنین ظرفیتی داشت و همین موضوع باعث شد با وجود دشواریهای مسیر، در کنار این پروژه بایستم.
مهمترین چالش تولید یک نمایش پربازیگر چه بود؟
در یک نمایش پربازیگر، چالش فقط تعداد افراد نیست؛ هر بازیگر و عضو گروه برنامه، نیاز و مسئولیت مشخصی دارد و کوچکترین ناهماهنگی میتواند بر روند تمرین و اجرا اثر بگذارد. مهمترین چالش ما هماهنگکردن بخشهای هنری، اجرایی، مالی، تبلیغاتی و پشتیبانی بود. تهیهکنندگی چنین پروژهای به برنامهریزی دقیق، تقسیم مسئولیت و ارتباط مستمر نیاز دارد. حفظ نظم در کنار فضای خلاقانه کار آسانی نیست؛ اما تلاش کردیم همه اعضا بدانند نتیجه نهایی به همکاری تکتک آنها وابسته است و گروه باید مانند یک مجموعه منسجم عمل کند.
چگونه میتوان میان کیفیت اثر و امکان اقتصادی تولید تعادل ایجاد کرد؟
این تعادل با کاهش کیفیت ایجاد نمیشود، بلکه نتیجه مدیریت درست منابع است. تهیهکننده باید تشخیص دهد کدام هزینه مستقیماً بر کیفیت اثر و تجربه مخاطب تأثیر دارد و کدام هزینه را میتوان با برنامهریزی و مذاکره کنترل کرد. بودجهبندی واقعی، پیشتولید دقیق، جلوگیری از هزینههای پیشبینینشده، تبلیغات هدفمند و جذب حامی مالی در این مسیر مؤثرند. گاهی یک تصمیم خلاقانه و حسابشده، نتیجهای بهتر از صرف هزینه سنگین دارد. تهیهکننده باید هم از هویت هنری اثر محافظت کند و هم شرایطی فراهم آورد که پروژه از نظر اقتصادی امکان ادامهدادن داشته باشد.
آیا قیمت فعلی بلیت با شرایط اقتصادی مخاطب تناسب دارد؟
قیمت بلیت برای بخشی از جامعه به هزینهای قابلتوجه تبدیل شده است؛ اما همین مبلغ نیز در بسیاری از موارد پاسخگوی هزینه واقعی تولید نیست. بنابراین هم مخاطب تحت فشار است و هم گروه نمایشی. راهحل این تناقض صرفاً کاهش یا افزایش قیمت بلیت نیست. حضور مسئولانه اسپانسرها، حمایت نهادهای فرهنگی، تخفیفهای هدفمند برای دانشجویان و گروههای مختلف، فروش مرحلهای و کاهش سهم برخی واسطهها میتواند مؤثر باشد.
مضمون اجتماعی نمایش چه نقشی در تصمیم شما داشت؟
مضمون اجتماعی «ناریا» در تصمیم من نقش مهمی داشت؛ اما اجتماعیبودن بهتنهایی برای انتخاب یک اثر کافی نیست. نمایش باید از نظر متن، کارگردانی، اجرا و ارتباط با مخاطب نیز ظرفیت لازم را داشته باشد. در «ناریا» با اثری مواجه بودم که تلاش میکند مسئلهای اجتماعی و انسانی را با زبان نمایش مطرح کند، بدون اینکه به شعارگویی یا تحمیل پیام تبدیل شود. ترکیب دغدغه اجتماعی با قابلیتهای هنری اثر، آن را برای من ارزشمند کرد و باعث شد تهیهکنندگی آن را صرفاً یک فعالیت اقتصادی نبینم.
آیا تهیهکننده تئاتر مسئولیت اجتماعی دارد؟
به نظر من تهیهکننده فقط مسئول تأمین بودجه و هماهنگی اجرایی نیست. او با انتخاب هر اثر، در شکلگیری بخشی از فضای فرهنگی جامعه نقش دارد و نمیتواند نسبت به محتوایی که عرضه میکند بیتفاوت باشد. مسئولیت اجتماعی الزاماً به معنای تولید آثار تلخ یا آموزشی نیست، بلکه یعنی انتخابها آگاهانه باشند و شأن و آگاهی مخاطب جدی گرفته شود. تئاتر میتواند زمینه گفتوگو، همدلی و دیدهشدن واقعیتهای کمتر شنیدهشده را فراهم کند. بنابراین در کنار امکان اقتصادی، تأثیر فرهنگی و اجتماعی هر پروژه نیز باید بررسی شود.
استقبال مخاطبان چه تأثیری در ادامه مسیر داشت؟
استقبال مخاطبان نقش مهمی در تصمیم ما داشت، اما تنها معیارمان میزان فروش نبود. نوع ارتباط مخاطب با نمایش، گفتوگوهایی که بعد از اجرا شکل گرفت و میزان ماندگاری اثر در ذهن تماشاگر نیز برای ما اهمیت داشت. واکنشهای دور نخست نشان داد که «ناریا» توانسته با بخشی از مخاطبان ارتباطی واقعی برقرار کند و همین موضوع یکی از دلایل اصلی ادامه مسیر بود. در کنار این استقبال، ظرفیت هنری اثر و امکان بهبود آن را نیز بررسی کردیم تا اجرای مجدد صرفاً تکرار یک تجربه موفق نباشد.
آیا تئاتر هنوز یک فعالیت اقتصادی پایدار است؟
در شرایط فعلی، تهیهکنندگی تئاتر بیشتر یک فعالیت فرهنگی و اقتصادی همراه با ریسک بالاست تا سرمایهگذاری با سود تضمینشده. فروش بلیت به شرایط اجتماعی، زمان اجرا، سالن، تبلیغات و اتفاقات پیشبینینشده وابسته است. بااینحال، تئاتر میتواند به فعالیتی پایدار نزدیک شود؛ مشروط به اینکه ساختار حرفهایتری برای تولید، تبلیغات، جذب سرمایه و حمایت از گروهها ایجاد شود. اتکای کامل به گیشه، بهویژه برای آثار پربازیگر، مدل مطمئنی نیست. حضور سرمایهگذار آگاه، اسپانسر فرهنگی و برنامهریزی بلندمدت میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد.




