میثم مولایی در کارگاه جشنواره ریلیمو
در میکرودراما نمیتوان قواعد سینمای افقی را تکرار کرد
دومین کارگاه آموزشی جشنواره ریلیمو، با حضور محمود کلاری فیلمبردار، مجید توکلی کارگردان، میثم مولایی تدوینگر، مسعود خاکباز نویسنده و هادی مقدم دوست فیلمنامه نویس و کارگردان در خانه هنرمندان برگزار شد.

دومین کارگاه آموزشی جشنواره ریلیمو، با حضور محمود کلاری فیلمبردار، مجید توکلی کارگردان، میثم مولایی تدوینگر، مسعود خاکباز نویسنده و هادی مقدم دوست فیلمنامه نویس و کارگردان در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
میثم مولایی در کارگاه آموزشی خود بر ضرورت حضور تدوینگر از مرحله پیشتولید و نقش او در اصلاح ساختار داستان پیش از فیلمبرداری تأکید کرد.
میثم مولایی، تدوینگر سینما با اشاره به مولفههای ساخت اثر در قاب عمودی، در دومین کارگاه جشنواره ویدیوهای عمودی(ریلیمو) گفت: چیزی که درباره میکرودراما صحبت میکنیم، صرفاً تبدیل قاب ۱۶ به ۹ به قاب عمودی نیست و نباید تصورات قبلیمان از قصهگویی را در این قالب تکرار کنیم. در هر تولید هنری، زیبایی و تأثیرگذاری اهمیت دارد و نباید تکنیکزده شویم. باید از ابتدا به این موضوع فکر کنیم که در زمان کوتاهی که در اختیار داریم، چگونه میتوانیم مخاطب را تحت تأثیر قرار دهیم.
وی با اشاره به نقش تدوین در داستانگویی افزود: سالهاست برخی فیلمنامهنویسان از امکانات تدوین در نوشتن فیلمنامه بهره میگیرند. امکانات گستردهای روی میز مونتاژ وجود دارد و مونتاژ صرفاً به کات کردن دو نما به یکدیگر محدود نمیشود. هنر اصلی تدوینگر و بزرگترین توانایی او، تعریف درست داستان است. تدوینگر کسی است که میداند یک داستان را چگونه باید تعریف کند.
این تدوینگر همچنین درباره جشنوارهای که این روزها به صورت جدیتری سراغ سریالهای عمودی رفته، بیان کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای جشنواره ریلیمو، پخش آثار در VOD فیلیمو است. این پلتفرم فضایی را مهیا کرده که آثار پس از عبور از هیئت انتخاب، به نمایش گذاشته شوند و همین دیده شدن آثار اتفاق مهمی است.
مولایی در ادامه با طرح این پرسش که چرا باید به سراغ فرمت عمودی رفت، گفت: برای بررسی پدیده میکرودراما باید بدانیم اساساً درباره چه چیزی صحبت میکنیم و این فرمت چه امکاناتی دارد و چگونه میتوان تواناییها و تجربیاتمان در سینمای افقی را در این زمینه جدید به کار بگیریم. چند ماه است در این حوزه کار میکنم و همراه با تعدادی از کارگردانان و تدوینگران در مرحله کشف هستیم تا ببینیم چگونه میتوان از امکانات عمودی استفاده کرد و آنها را با دانستهها و تجربیات قبلی تطبیق داد.
او درباره اهمیت مخاطب شناسی در این آثار عنوان کرد: در سینمای حرفهای و افقی، مخاطبان میتوانند طیف بسیار گستردهای داشته باشند اما در مورد سینمای عمودی با مخاطبی کاملاً عامه مواجه هستیم؛ مخاطبی که در اوقات بیکاری خود این محصولات را تماشا میکند.این نکته کد مهمی است که بدانیم برای مخاطبی که اوقات بیکاری خود را به یک پدیده جدید اختصاص میدهد، چه چیزی باید فراهم و چگونه ارائه شود. بنابراین شناخت مخاطب در وهله اول اهمیت بسیار زیادی دارد.
وی با اشاره به تجربه خود در حوزه میکرودراما گفت: در چند فیلمنامه میکرودراما که بررسی کردیم، یکی از مهمترین مواردی که پیش از فیلمبرداری روی آن کار کردیم، کوتاه کردن مقدمه سریالها بود. در مواردی حتی ۱۰ تا ۱۲ صفحه ابتدایی فیلمنامه را به سه صفحه کاهش دادیم و به این ترتیب، ۱۰ قسمت به حدود سه یا چهار قسمت تبدیل شد. اگر قرار باشد چنین اصلاحاتی در مرحله مونتاژ انجام شود، طبیعتاً هزینه و پیچیدگی بیشتری به پروژه تحمیل خواهد کرد؛ بنابراین حضور تدوینگر از مرحله پیشتولید میتواند به اصلاح ساختار داستان پیش از فیلمبرداری کمک کند.
مولایی ادامه داد: اگر قرار است ۱۰ روز فیلمبرداری کنیم، باید این زمان صرف سکانسهایی شود که واقعاً باید در فیلم باشند و حذف نشوند. امروز دیگر اینکه فیلمی در مرحله مونتاژ ۱۹۰ دقیقه بوده و بعد به ۱۰۰ دقیقه رسیده یا چند قسمت یک سریال دور ریخته شده باشد، در سینمای جهان نیز چندان محلی از اعراب ندارد؛ چراکه تولید آنقدر گران شده است که باید فیلمنامه را پیش از رفتن سر صحنه تدوین کرد و زمان تولید را صرف بخشهای ضروری کرد.
تدوینگر «اسکورت» با تأکید بر اهمیت داستانپردازی در آثار عمودی اظهار کرد: وقتی در میکرودراما وقتی با مخاطب عام سروکار داریم، داستانپردازی درست اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. این به معنای بازگشت صرف به الگوهای کهن قصهگویی یا ساختار سهپردهای نیست؛ بلکه در این شکل جدید میتوان آموزههای قدیمی را با خلاقیتهای جدید ترکیب و تلفیق کرد و به چیز تازهای رسید.
وی با اشاره به ضرورت شکستن کلیشهها در فرمت عمودی بیان کرد: فیلمسازانی که تجربه زیادی در سینمای رایج دارند، ممکن است در مواجهه با این پدیده جدید کمی دشوارتر خود را وفق دهند؛ چراکه بهطور طبیعی به برخی کلیشهها و الگوهای تثبیتشده عادت کردهاند و شکستن این الگوها در مواجهه با فرمت جدید برایشان دشوارتر است.دوستانی که فیلم کوتاه کار کردهاند و محدودیت زمانی را تجربه کردهاند، به نظرم مواجهه بهتری با این شکل جدید داستانگویی دارند؛ اما به یک شرط و آن اینکه قرار نیست تمام اصول داستانپردازی در سینما را کنار بگذاریم.
تدوینگر «روز صفر» با طرح چند سوال که باید در میکرودراما به انها جواب داد، گفت: نخستین سؤال این است که «تنش اصلی داستان چیست؟» در یک سریال میکرودراما باید مشخص باشد که تماشاگر بعد از سه قسمت بگوید داستان چیست، تنش اصلی کجاست و قرار است با چه درگیریای مواجه شود. بنابراین در حدود سه قسمت، یعنی سه دقیقه، مخاطب باید بتواند داستان را تعریف کند، بهویژه اگر تعداد قسمتها کمتر باشد.
مولایی با اشاره به ویژگی مخاطب میکرودراما اظهار کرد: وقتی از مخاطب عام صحبت میکنیم، منظور مخاطبی است که ممکن است در اوقات بیکاری خود، در مترو، اتوبوس، بانک یا صف، محتوای میکرودراما را تماشا کند. بنابراین باید قواعد داستانگویی را با همان خلاقیتی که فیلمسازان فیلم کوتاه دارند، ترکیب کنیم.
وی با تأکید بر تفاوت میان اینستاگرام و پلتفرمهای تخصصی گفت: نکته مهم این است که باید تفاوت مخاطب اینستاگرام با مخاطب پلتفرمی را در نظر بگیریم. در اینستاگرام سطح انتظار مخاطب پایینتر است، اما وقتی مخاطب با پلتفرمی مواجه میشود که مختص این کار است، سطح انتظارش بالا میرود. نمونه آن نیز اتفاقی است که سالها پیش درباره سریالهای نمایش خانگی رخ داد؛ مخاطب نسبت به این آثار سختگیری بیشتری نسبت به سریالهای تلویزیونی و حتی برخی سریالهای خارجی دارد.




