منوچهر اکبرلو، منتقد سینما:
سینما؛ فراتر از پرده، در متن فرهنگ
سینما تصویر، صدا و قصه را همزمان در اختیار دارد و میتواند موضوعی را که بارها دربارهاش گفته شده، به یک تجربه انسانی تبدیل کند. به همین دلیل سینما میتواند فرهنگ بسازد.

منوچهر اکبرلو- ما عادت کردهایم درباره سینما بیشتر بهعنوان یک صنعت حرف بزنیم؛ درباره تولید، فروش، جشنوارهها و تعداد مخاطبان. اما سینما پیش از آنکه صنعت باشد، یک ابزار فرهنگی قدرتمند است. شاید هیچ هنر دیگری به اندازه سینما نتواند در این وسعت با مردم ارتباط برقرار کند. سینما تصویر، صدا و قصه را همزمان در اختیار دارد و میتواند موضوعی را که بارها دربارهاش گفته شده، به یک تجربه انسانی تبدیل کند. به همین دلیل سینما میتواند فرهنگ بسازد؛ نگاه ما را به خانواده، جامعه، انسانهای متفاوت از خودمان و حتی آینده تغییر دهد. گاهی یک فیلم بیشتر از دهها پیام رسمی اثر میگذارد، چون مخاطب احساس نمیکند کسی آمده تا به او درس بدهد. او یک داستان را دنبال میکند و در جریان آن، چیزی در ذهنش جابهجا میشود.
با این همه، هنوز در بخشهایی از ایران سینما وجود ندارد. مردمی هستند که برای دیدن یک فیلم روی پرده باید به شهر دیگری بروند. برای آنها سینما یک انتخاب فرهنگی روزمره نیست؛ یک امکان غایب است. این موضوع را نباید فقط یک مشکل اقتصادی دانست. شهری که سینما ندارد، یکی از فضاهای مهم فرهنگی خود را ندارد. همانطور که کتابخانه، موزه یا سالن تئاتر بخشی از زیرساخت فرهنگی یک شهر است، سینما هم باید چنین جایگاهی داشته باشد.
از طرف دیگر، سینما امروز با رقیبی جدی روبهروست: صفحه شخصی ما، گوشی، تبلت و لپتاپ فیلم را به خانه آوردهاند. دیگر لازم نیست برای تماشای فیلم از خانه بیرون برویم؛ کافی است صفحهای را باز کنیم.
اما باید میان «فیلم دیدن» و «سینما رفتن» تفاوت گذاشت. سینما رفتن فقط دیدن یک فیلم نیست. یک قرار اجتماعی است. از خانه بیرون میآییم، وارد سالن میشویم و کنار آدمهایی مینشینیم که شاید آنها را نشناسیم، اما قرار است برای چند ساعت یک تجربه مشترک داشته باشیم. در دنیایی که هر روز بیشتر به سمت تنهایی دیجیتال میرود، همین تجربه جمعی اتفاق کوچکی نیست. صفحه گوشی میتواند فیلم را به ما نشان دهد؛ اما نمیتواند جای «با هم فیلم دیدن» را کاملاً بگیرد.
پس اگر قرار است در روز سینما از آینده این هنر حرف بزنیم، فقط نباید نگران ساخت فیلم باشیم. باید نگران مخاطب هم باشیم؛ نگران شهری که سینما ندارد و نسلی که ممکن است سینما را فقط در اندازه صفحه تلفن همراه خود بشناسد. سینمای ایران برای ادامه حیات، فقط به فیلم خوب احتیاج ندارد؛ به سالن، مخاطب و امکان تجربه جمعی هم نیاز دارد. روز سینما شاید بهترین زمان برای یادآوری همین حقیقت باشد: اگر سینما قرار است در فرهنگ جامعه نقش داشته باشد، باید از انحصار چند شهر بزرگ و چند مرکز فرهنگی بیرون بیاید و به یک تجربه عمومی تبدیل شود.
در صنعت سینما ، نباید فقط فیلم ساخت؛ بلکه باید امکان سینما رفتن را هم برای مردم فراهم کرد.




