امین زارع در گفتوگو با صبا:
«قتل آقای هاورشام» روی مرز باریک جدیت و خنده راه میرود
امین زارع، میگوید حفظ ریتم، واکنش به اتفاقات پیشبینینشده و مهمتر از همه، جدی بازی کردن در موقعیتی که قرار است برای تماشاگر خندهدار باشد، از مهمترین چالشهای این اثر بوده است.

سروین دهقان – در «قتل آقای هاورشام» قرار است همهچیز روی صحنه از کنترل خارج شود؛ دکور، موقعیتها، بازیها و حتی نظم ظاهری اجرا. اما پشت این آشفتگی، ساعتها تمرین، دقت و هماهنگی ایستاده است. شاید همین تناقض، روایت دقیقتری از تئاتر امروز هم باشد؛ هنری که باید روی صحنه تماشاگر را بخنداند، در پشت صحنه با دشواریهای تولید و معیشت دستوپنجه نرم کند و در میان گرانی بلیت و کاهش توان اقتصادی مخاطب، همچنان کیفیت و ارتباطش با مردم را حفظ کند. روزنامه صبا در گفتوگو با فراز غلامی، کارگردان، و امین زارع و علی چایچی، بازیگران «قتل آقای هاورشام»، از کمدی جدی و بینظمی مهندسیشده تا وضعیت اقتصادی تئاتر و رابطه آن با مخاطب امروز گفتهایم.
امین زارع، بازیگر نمایش «قتل آقای هاورشام»، درباره تجربه حضور در این نمایش و دشواریهای اجرای یک کمدی موقعیت میگوید حفظ ریتم، واکنش به اتفاقات پیشبینینشده و مهمتر از همه، جدی بازی کردن در موقعیتی که قرار است برای تماشاگر خندهدار باشد، از مهمترین چالشهای این اثر بوده است. او همچنین درباره شرایط اقتصادی تئاتر و تأثیر آن بر معیشت بازیگران و عوامل اجرایی صحبت میکند.
وقتی برای اولینبار نقشتان را در «قتل آقای هاورشام» خواندید، اولین چیزی که درباره این شخصیت برایتان جذاب بود چه بود؟ و حالا بعد از این همه اجرا، نگاهتان به او چقدر تغییر کرده است؟
اولین چیزی که برای من جذاب بود، شخصیت «توماس کالیمور» بود. او نسبت به تمام بازیگران در این نمایش بسیار حرفهایتر است و با کمترین میزان اشتباه سعی میکند نقش خودش را بهدرستی بازی کند. این شخصیت با بیان درست، اکتها و بدن آماده وارد صحنه میشود. باهوش و بسیار دقیق است و حتی در بعضی موقعیتها سعی میکند به بازیگران دیگر روی صحنه کمک کند. اگر اشتباهی رخ دهد، با بداههگویی یا حتی با نوع بازیاش سعی میکند آن اشتباه را به دیگر بازیگران منتقل و اصلاح کند. البته در اواخر نمایش، خود او نیز دچار ایرادات و اشکالاتی میشود و همین موضوع یک تضاد و تناقض بامزه ایجاد میکند که برای تماشاگر دوستداشتنی است.
به نظرتان سختترین بخش این نقش چیست؟ حفظ ریتم، واکنشهای لحظهای، کار بدنی یا اینکه هر شب باید همان موقعیت را تازه نگه دارید؟
این کاراکتر در واقع با تکیه بر حفظ ریتم، واکنشهای لحظهای در جایی که اتفاقات غیرمنتظره در نمایش رخ میدهد و همچنین حرکات سخت بدنی در بعضی صحنهها، کار را برای بازیگر سخت کرده است. از طرف دیگر، بازیگر باید هر شب موقعیتها را طوری بازی کند که انگار تمام وقایع همان لحظه اتفاق میافتند، نه اینکه از پیش تعیین شده باشند. این یک مرز بسیار سخت است؛ بازیگر باید مراقب باشد که نقش، شخصیت و اتفاقات برایش عادی نشود و طراوت و تازگی خود را حفظ کند؛ انگار که همین لحظه و همین اکنون این اتفاقات رخ دادهاند.
بعد از چند دور اجرا، هنوز روی صحنه اتفاقی هست که خودتان را غافلگیر کند؟ شده وسط اجرا اتفاقی بیفتد که اصلاً در برنامهتان نبوده و مجبور شوید همان لحظه تصمیم بگیرید چه واکنشی نشان دهید؟
قطعاً در هر اجرایی امکان رخ دادن اتفاقات غیرمنتظره وجود دارد و در اجرای ما هم در دورههای مختلف، چنین اتفاقاتی افتاده است. البته با توجه به تجربه بالای جمع بازیگران، اگر اتفاقی که قرار بوده در یک لحظه رخ دهد به دلایلی آن شب اتفاق نیفتد، تصمیم میگیریم آن را مدیریت کنیم و از آن موقعیت عبور کنیم تا به موقعیت بعدی برسیم؛ بدون اینکه خدشهای به اجرا وارد شود.
خیلیها فکر میکنند کمدی یعنی کار راحتتر، چون قرار است مردم فقط بخندند. اما شما که روی صحنهاید، کمدی را چقدر سخت و حتی فرساینده میبینید؟
بازی در نمایشهای کمدی قطعاً کار سختتری نسبت به کار جدی و بازی در یک موقعیت جدی است؛ بهخصوص در این نمایش که یک اثر جنایی و معمایی است و قرار است تمام اتفاقات آن کاملاً جدی برگزار شود، اما همین موقعیتها در نهایت تبدیل به کمدی میشوند. این مرز باریک بین بازی جدی در یک موقعیت کمدی، بسیار بسیار سخت است. تماشاگر نباید احساس کند که ما عمداً کاری میکنیم تا او را بخندانیم. او باید احساس کند تمام این اتفاقات واقعاً همین امشب و همین لحظه در حال رخ دادن است. انتقال این حس به تماشاگر و بازی در چنین نمایشی، به مراتب سختتر است. با توجه به تحلیلها، تمرینها و کمک کارگردان، احساس میکنم توانستیم به این مهم دست پیدا کنیم.
در این نمایش خیلی وقتها خنده از دل خراب شدن موقعیت درمیآید. چقدر باید روی صحنه همهچیز را کنترل کنید و چقدر باید اجازه دهید اتفاقات از کنترل خارج شوند؟
تمام اتفاقات پیشآمده در این نمایش از قبل طراحی و تمرین شدهاند، اما قطعاً همه ما بازیگران باید به گونهای رفتار و بازی کنیم که انگار در همان لحظه تمام این اتفاقات و خرابیها شکل گرفتهاند. در بعضی شبها هم ممکن است به دلایل مختلف، مثل نقص فنی یا هر اتفاق غیرقابل پیشبینی دیگری، مجبور شویم آن صحنه و آن لحظه را کنترل کنیم. البته این اتفاق خیلی کم ما را دچار مشکل کرده است.
همکاری با این گروه برای شما چه ویژگیای داشت که باعث شد این تجربه برایتان متفاوت باشد؟ رابطه شما با کارگردان در این پروژه بیشتر چطور بود؛ بیشتر به شما آزادی میداد یا جزئیات بازی را خیلی دقیق هدایت میکرد؟
خوشبختانه فراز غلامی به عنوان کارگردان این اثر، بسیار رفیق، دلسوز، مهربان، بااخلاق و کاربلد است. همه اتفاقات، بازیها و لحظههای نمایش با تعامل میان بازیگران و کارگردان شکل گرفت. فراز در کارگردانی انعطافپذیر و منطقی است. به ما آزادی عمل میداد و در جاهایی هم با کمک یکدیگر و پیشنهادهایی که به سمت بهتر شدن کاراکتر و اجرا میرفت، توانستیم به نتیجه برسیم. قطعاً اگر این آزادی عمل و تعامل بین کارگردان و بازیگر در این اجرا وجود نداشت، با شکست مواجه میشدیم.
این روزها خیلی از هنرمندان میگویند فشار اصلی فقط خود اجرا نیست؛ شرایط اقتصادی و زندگی بیرون از سالن هم بهشدت روی تئاتر تأثیر گذاشته. شما این فشار را چقدر در کارتان احساس میکنید؟
با توجه به شرایط سخت اقتصادی که گریبان همه اقشار جامعه را گرفته، قطعاً برای ما بازیگران، بهخصوص بازیگران تئاتر و حتی کسانی که در حوزه تئاتر فعالیت میکنند، شرایط بسیار سخت و دشوار شده است. وقتی مردم در تأمین مایحتاج ضروری روزانه خودشان هم دچار مشکل هستند، قطعاً از خیلی مسائل دیگر به واسطه شرایط بد اقتصادی پرهیز میکنند. یکی از اولین بخشهایی که در چنین شرایطی دچار بحران میشود، حذف تئاتر از سبد ماهانه خانوادههاست. با حذف نمایش از سبد خانوادهها، ما هم قطعاً دچار بیکاری و مشکل در معیشت خود خواهیم شد.
اگر بخواهید با یک جمله مخاطبی را که هنوز نمایش را ندیده، قانع کنید که بیاید «قتل آقای هاورشام» را ببیند، چه میگویید؟
من به شما قول میدهم که با دیدن نمایش ما، راضی از سالن بیرون میروید و تقریباً دو ساعت از تمام افکار و دغدغههای روزانه و روزمره خود فاصله میگیرید. ما تمام تلاشمان را میکنیم که در این مدت، فقط یک نمایش باحالِ جنایی و معمایی ببینید و از آن لذت ببرید.




