یادداشت طناز افشارفتوحی
نشانههای حیات در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران
چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران در روزهای آغازین خود نشانههایی از یک رویداد زنده و پرجنبوجوش را به نمایش گذاشته است؛ نشانههایی که برای قضاوت نهایی کافی نیستند، اما میتوانند امیدوارکننده باشند.

طناز افشارفتوحی- جشنوارهها را نه با پوسترهای رنگارنگ و جدولهای فشرده نمایش فیلم، بلکه با آدمهایشان میشود شناخت؛ با کسانی که برای تماشای فیلم از خانه بیرون میآیند، در راهروها قدم میزنند، مقابل سالنها منتظر میمانند و حتی در فاصله دو نمایش، بحث درباره فیلمها را شروع میکنند. از این منظر، چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در روزهای آغازین خود نشانههایی از یک رویداد زنده و پرجنبوجوش را به نمایش گذاشته است؛ نشانههایی که البته برای قضاوت نهایی کافی نیستند، اما میتوانند امیدوارکننده باشند.
پردیس سینمایی ملت در این روزها فقط محل رفتوآمد فیلمسازان و علاقهمندان جدی سینما نیست. حضور خانوادهها، جوانانی که برنامه نمایشها را دنبال میکنند و تماشاگرانی که گاهی با فاصلهای کوتاه از یک سالن به سالن دیگر میروند، تصویری فراتر از یک گردهمایی تخصصی میسازد. حتی حضور کودکی در کالسکه، میان جمعیت مشتاق، یادآور این نکته است که سینما زمانی از محدوده یک محفل حرفهای فراتر میرود که بتواند به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شود.
البته شلوغی راهروها بهتنهایی نشانه موفقیت یک جشنواره نیست؛ همانطور که فروش بلیت نیز نمیتواند درباره کیفیت آثار داوری قطعی کند. بااینحال، استقبال از برخی سانسها و تکمیل ظرفیت نمایشهای بخش داستانی و «استعداد نو» نشان میدهد که دستکم بخشی از برنامهها توانستهاند توجه مخاطبان را جلب کنند. در مقابل، باقی ماندن ظرفیت در بخشهایی مانند مستند، پویانمایی و بینالملل نیز میتواند زمینهای برای بررسی دقیقتر سلیقه مخاطبان و شیوه معرفی آثار فراهم کند؛ نه دلیلی برای قضاوت شتابزده درباره اهمیت یا کیفیت این بخشها.
در چنین رویدادهایی، برنامهریزی نمایشها هم اهمیت زیادی دارد. وقتی چند فیلم مورد توجه مخاطبان قرار میگیرند و بلیتهایشان به سرعت تمام میشود، طبیعی است که تماشاگران برای انتخاب سانسهای بعدی با دقت بیشتری برنامهریزی کنند. از طرف دیگر، معرفی بهتر فیلمهای بخشهای کممخاطبتر میتواند به دیدهشدن آثار متنوعتری کمک کند. شاید یکی از فرصتهای جشنواره همین باشد که مخاطب را از انتخابهای همیشگی خود بیرون بیاورد و او را با فیلمسازانی آشنا کند که هنوز نام چندانی در سینما ندارند.
یکی از اتفاقهای قابل توجه این دوره، نمایش نسخه اصلاح رنگشده فیلم «عمو سیبیلو» ساخته بهرام بیضایی بود که بهعنوان فیلم افتتاحیه چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد. حضور این اثر فرصتی برای پیوند میان حافظه سینمایی و تجربه تماشاگر امروز فراهم کرد. البته چنین انتخابهایی هنگامی ارزشمندتر میشوند که صرفاً به یک نام آشنا تکیه نکنند و بتوانند گفتوگویی میان نسلهای گذشته و تازه علاقهمندان سینما شکل دهند.
اگر چه میدانم روزهای نخست، هنوز برای ارزیابی جامع جشنواره زود است و کیفیت فیلمهای دیدهشده، میزان تنوع آثار، امکان کشف استعدادهای تازه و شکلگیری بحثهای جدی پیرامون فیلمها، عواملی هستند که در ادامه تصویر روشنتری از این دوره به دست خواهند داد. جشنواره فیلم کوتاه فرصتی برای دیدهشدن تجربههایی است که شاید در چرخه معمول اکران مجال چندانی برای عرضه پیدا نکنند. بنابراین، موفقیت آن را نباید تنها با تعداد تماشاگران یا ازدحام مقابل سالنها سنجید.
با این همه، حضور مخاطب نخستین شرط برقراری این ارتباط است؛ شرطی که اگر با انتخابهای سنجیده، نظم اجرایی و توجه به فیلمسازان همراه شود، میتواند به دستاوردی ماندگارتر تبدیل شود. جشنواره در روزهای ابتدایی، نشانههایی از حرکت و اشتیاق را بروز داده است؛ اما شور تماشاگران تنها آغاز ماجراست. حالا باید دید فیلمها تا چه اندازه میتوانند این اشتیاق را حفظ کنند و از میان انبوه آثار، تجربههایی به یادماندنی برای مخاطبان بسازند.




