محمد اسفندیاری در گفتوگو با صبا:
جشنواره مقاومت در حساسترین سال خود، گرفتار بینظمی است
«کوچ» روایتی از سالهای کودکی و نوجوانی شهید حاج قاسم سلیمانی است؛ روایتی که برخلاف الگوهای مرسوم آثار بیوگرافیک، تلاش میکند تصویری بیپیرایه و انسانی از سالهای شکلگیری شخصیت این فرمانده ارائه دهد.

سروین دهقان – از توجه به هویت بومی، دغدغههای آموزشی و ظرفیتهای روستایی در «بچههای دشت» تا روایت سالهای کودکی حاج قاسم سلیمانی در «کوچ» و بازخوانی مقاومت علمی در «آن سوی آوار»، سه فیلمساز حاضر در جشنواره مقاومت از دریچههای متفاوتی به مفهوم ایستادگی پرداختهاند؛ روایتهایی که در کنار دغدغههای سینمایی، ضرورت حمایت از تولیدات فرهنگی، دیدهشدن استعدادهای شهرستانی و آسیبشناسی عملکرد جشنواره را نیز پیش میکشند.
فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری، روایتی از سالهای کودکی و نوجوانی شهید حاج قاسم سلیمانی است؛ روایتی که برخلاف الگوهای مرسوم آثار بیوگرافیک، تلاش میکند تصویری بیپیرایه و انسانی از سالهای شکلگیری شخصیت این فرمانده ارائه دهد.
در ابتدا درباره شکلگیری ایده ساخت فیلم «کوچ» بگویید. چه شد که به سراغ روایت بخشی از زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی رفتید؟
فیلم «کوچ» برگرفته از خاطراتی است که خود شهید حاج قاسم سلیمانی از زندگیشان نوشتهاند. البته این خاطرات دورههای مختلفی از زندگی ایشان، از سالهای پیش از انقلاب تا مقاطع بعدی را دربرمیگیرد، اما فیلم «کوچ» مشخصاً بر بازه سنی هفتسالگی تا حدود ۲۱ یا ۲۲ سالگی ایشان تمرکز دارد. کار ما اقتباسی است از کتاب «باران گرفته است»؛ کتابی که نوشته احمد یوسفزاده است و خود کتاب اقتباسی از کتاب «چیزی نمیترسیدم» بر اساس نوشتههای شخصی حاج قاسم سلیمانی شکل گرفته است. بنابراین ما هم در مسیر اقتباس از یک منبع مکتوب و مستند حرکت کردیم. آنچه از همان ابتدا برای ما در متن کتاب اهمیت داشت، صراحت و بیپروایی نویسنده در بیان خاطرات شخصیاش بود. این ویژگی به ما جسارت میداد که بتوانیم به ابعاد مختلف زندگی شخصیت اصلی نزدیک شویم و از برخی چارچوبهای معمول در ساخت آثار بیوگرافیک فاصله بگیریم.
فیلم پیش از این در جشنواره فیلم فجر و جشنواره کودک و نوجوان اصفهان حضور داشته است. چه شد که تصمیم گرفتید آن را به جشنواره مقاومت نیز ارسال کنید؟
به هر حال وقتی فیلمی ساخته میشود، جشنوارههای مختلف فرصتهایی برای نمایش، نقد و بررسی و دیدهشدن آن فراهم میکنند. ما جشنوارههای محدودی برای عرضه آثار سینمایی داریم و حضور در هرکدام از این رویدادها میتواند به شناختهشدن فیلم و افزایش شانس اکران آن کمک کند. «کوچ» پیش از این در جشنواره فیلم فجر حضور داشت و استقبال خوبی هم از آن شد. فیلم در آن جشنواره ۱۲ نامزدی دریافت کرد و موفق به کسب شش دیپلم افتخار و همچنین دو سیمرغ بلورین جشنواره فجر شد. پس از آن نیز در جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان شرکت کرد و در بخشهای مختلف ملی و بینالمللی جوایزی به دست آورد. حضور در جشنواره مقاومت هم با توجه به موضوع فیلم برای ما جذاب بود. ما درباره شخصیتی فیلم ساختهایم که به نوعی یکی از چهرههای محوری جریان مقاومت محسوب میشود. بنابراین طبیعی بود که این اثر در جشنوارهای با چنین موضوع و رویکردی نیز حضور داشته باشد.
با توجه به اهمیت جشنواره مقاومت و تجربهای که از دورههای مختلف آن دارید، ارزیابی شما از روند برگزاری دوره اخیر چیست؟
واقعیت این است که جشنواره مقاومت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی که مفهوم مقاومت اهمیت ویژهای پیدا کرده، با شرایطی برگزار میشود که از نظر من با مشکلات و بینظمیهای جدی همراه است. من در چند روز گذشته از افراد مختلفی که به نوعی با جشنواره در ارتباط هستند، موارد متعددی شنیدهام؛ از مشکلات مربوط به داوری و دریافت آثار گرفته تا مسائل مربوط به برنامهریزی و اطلاعرسانی. برای مثال، برخی از داوران اعلام کردهاند که هنوز نسخه آثار را دریافت نکردهاند تا بتوانند آنها را تماشا کنند. بعضی از فیلمسازان نیز با وجود اینکه به آنها اطلاع داده شده آثارشان پذیرفته شده، پس از انتشار جدول جشنواره متوجه شدهاند نام فیلمشان در برنامه نیست. وقتی موضوع را پیگیری کردهاند، با توضیحاتی درباره بینظمیهای اجرایی مواجه شدهاند. حتی از گمشدن برخی آثار و فیلمنامههای ارسالشده نیز صحبتهایی شنیدهام. این مسائل واقعاً نگرانکننده است؛ بهخصوص برای جشنوارهای که در چنین مقطع مهمی باید بتواند جایگاه و اهمیت خود را حفظ کند.
به نظر شما این مشکلات چه تأثیری بر فیلمسازان و آینده جشنواره خواهد داشت؟
قطعاً چنین اتفاقاتی به فیلمساز آسیب میزند. وقتی یک فیلمساز برای حضور در جشنواره برنامهریزی میکند، انتظار دارد حداقل اطلاعات اولیه و ضروری در اختیارش قرار بگیرد. برای مثال، وقتی جدول اکرانها منتشر میشود اما ساعت نمایش فیلمها مشخص نیست، این دیگر یک مسئله ساده نیست. یا وقتی فیلمسازی که اثرش در جشنواره حضور دارد، هیچ تماس و اطلاعرسانی مشخصی درباره برنامه نمایش، مراسم افتتاحیه و جزئیات حضور دریافت نمیکند، طبیعتاً احساس خوبی نخواهد داشت. از طرف دیگر، تغییر تصمیمها درباره محل برگزاری مراسمها و برنامههای جشنواره نیز بدون اطلاعرسانی شفاف، به سردرگمی بیشتر منجر میشود. من واقعاً نمیدانم منطق برخی از این تصمیمها چیست و چه برنامهریزی مشخصی پشت آنها قرار دارد. این اتفاقات در نهایت خاطره بدی برای فیلمساز باقی میگذارد و ممکن است بر تصمیم او برای حضور در دورههای آینده جشنواره نیز تأثیر بگذارد.
فکر میکنید مسئولیت اصلی این وضعیت متوجه چه کسی است؟
برداشت من این است که بخش مهمی از اعتراضهایی که از سوی افراد مختلف مطرح میشود، متوجه مدیریت جشنواره و مشخصاً آقای غفاری است. این موضوع را هم صرفاً بر اساس شنیدههای عمومی نمیگویم؛ با برخی از افرادی که در ماههای اخیر از دبیرخانه جدا شدهاند صحبت کردهام و از نزدیک در جریان بخشی از مشکلات قرار گرفتهام. البته نمیخواهم درباره انگیزهها یا دلایل انتخاب افراد قضاوت کنم. حتماً برای انتخاب مدیران جشنواره ضوابط و ملاحظاتی وجود داشته و تصمیمگیرندگان دلایلی برای این انتخاب داشتهاند. اما آنچه اهمیت دارد، نتیجه عملکرد و تأثیری است که این مدیریت بر روند برگزاری جشنواره گذاشته است. به نظرم نمیتوانیم در برابر مشکلات سکوت کنیم و صرفاً از کنار آنها بگذریم.
در برخی اظهارنظرهای رسمی، تصویری بسیار مثبت از وضعیت جشنواره ارائه میشود. به نظر شما چرا میان این تصویر و تجربه برخی فیلمسازان فاصله وجود دارد؟
یکی از مشکلات ما همین تعارفهاست. در این مملکت گاهی آنقدر درباره خوببودن شرایط صحبت میکنیم که دیگر جایی برای بیان واقعیتها باقی نمیماند. وقتی همهچیز را عالی و بینقص معرفی میکنیم، چطور قرار است مشکلات را شناسایی و برطرف کنیم؟ به نظرم باید این تعارفها را کنار بگذاریم. جشنواره مقاومت رویدادی مهم است و اتفاقاً به همین دلیل باید نسبت به عملکرد آن حساس باشیم. من این انتقادها را از سر دلسوزی مطرح میکنم. دوست دارم جشنواره مقاومت جایگاه واقعی خود را داشته باشد و بتواند در شرایطی که جامعه و سینمای ما بیش از هر زمان دیگری به مفهوم مقاومت نیاز دارند، نقش مؤثری ایفا کند.
با توجه به انتقادهای صریحی که نسبت به روند برگزاری جشنواره مقاومت مطرح کردید، فکر میکنید بیان چنین نقدهایی تا چه اندازه میتواند به اصلاح رویهها و بهبود عملکرد این رویداد کمک کند؟
طبیعتاً برای من مهم است که تهیهکننده و خود فیلم از این مسائل آسیب نبینند. ما برای ساخت این فیلم زحمت کشیدهایم و دوست نداریم حاشیهها به اثر لطمه بزند. اما در عین حال معتقدم این حرفها باید گفته شود. اگر قرار باشد همه ملاحظه کنند و هیچکس درباره مشکلات صحبت نکند، وضعیت همین خواهد بود. بودجه و امکاناتی صرف برگزاری جشنواره میشود، اما در نهایت ممکن است خروجی مناسبی نداشته باشیم. من ترجیح میدهم درباره مشکلات شفاف صحبت کنم. نقدکردن به معنای مخالفت با اصل جشنواره نیست؛ اتفاقاً اگر جشنوارهای برای ما اهمیت دارد، باید نسبت به عملکرد آن مطالبهگر باشیم. امیدوارم این انتقادها شنیده شود و در دورههای بعد شاهد شرایطی باشیم که هم شأن جشنواره مقاومت را حفظ کند و هم برای فیلمسازان و هنرمندان خاطرهای مثبت و قابل دفاع به جا بگذارد.




