سُرور پیروانی در گفتگو با صبا:
این نمایش به درد همه ما میخورد
برای من این نمایشنامه جایگاه ویژهای دارد و فکر میکنم حتی در کارهای آینده هم این اهمیت را حفظ خواهد کرد. اگر بخواهم خلاصه کنم، این نمایش به درد همه ما میخورد.

مریم عظیمی– دور دوم اجراهای نمایش «محیط زیست» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز شده و این نمایش که در دور اول اجرا مخاطبان زیادی داشت این بار نیز با استقبال خوبی روبرو است. محیط زیست در بستر یک اتفاق سوال برانگیز سعی در آشکارسازی معادلات و روابط پیچیده خانوادگی و بشری دارد. خبرنگار روزنامه صبا با بازیگر این نمایش گفتوگویی داشته که در ادامه میخوانید.
این نقش چه اهمیت و جایگاهی در کارنامه بازیگری شما در تئاتر دارد؟
اجرای این نمایش، چه در دوره قبلی که تقریباً یک سال و نیم پیش روی صحنه رفت و چه اکنون، نه تنها برای من بلکه برای همه ما جایگاهی ویژه دارد و به نوعی به همه ما در بازی کاراکترها کمک میکند. دلیل اصلی این موضوع، استحکام و قوام خود نمایشنامه است؛ به نظرم متن به اندازهای خوب، دقیق و درست چیده شده که جذابیت خاصی به تمامی کاراکترها بخشیده است. نمیدانم خودم تا چه حد موفق بودهام، اما اگر از من بخواهند بین کارهایی که تاکنون انجام دادهام انتخاب کنم، قطعاً «محیط زیست» را انتخاب خواهم کرد. زیرا فکر میکنم آن اتفاقی که باید در تمام کارها میافتاد، فقط در این اثر رخ داده است.
آیا این اثر تلنگری به دغدغههای خود شما نیز میزد؟
بله یکی از دغدغه اصلی من خانواده است؛ پنهانکاریهایی که اعضای خانواده از یکدیگر دارند، توانایی کمک به یکدیگر را از آنها میگیرد و این مسألهای است که این روزها در خانوادهها بیشتر دیده میشود؛ روابط سرد و فاصله گرفتن خواهر و برادرها از یکدیگر که در این نمایش تلاش داریم به گونهای این روابط را نشان دهیم هرچند که نمیتوان همه آنها به طور کامل به تصویر کشید. برای من این نمایشنامه جایگاه ویژهای دارد و فکر میکنم حتی در کارهای آینده هم این اهمیت را حفظ خواهد کرد. اگر بخواهم خلاصه کنم، این نمایش به درد همه ما میخورد.
بازیگر حین باز تولید یک نمایش چه روندی را طی میکند؟ آیا چیزی به نقش اضافه میکند یا سعی دارد. به همان نسخه نخستین از نقش پایبند باشد؟
برای من دقیقاً چنین اتفاقی افتاده است به گونهای که نه تنها خودم بلکه سایر همکاران و دیگر دوستان متوجه تغییرات شدند و بیان کردند. جدا از این که به مرور زمان و با اجرای مکرر، بازیها رشد پیدا میکند، آگاهی و درکش از متن بیشتر میشود، من خودم نسخهای دیگر از نقش را تجربه کردم که احساس کردم صحیحتر است. در این مدت که تمرین داشتیم، طبعا متن را بهتر حفظ کرده بودیم و نیازی نبود کل ۹۰ صفحه دیالوگ را حفظ کنیم، زیرا متن طولانی و پرحرفی بود. تمام اعضای گروه به خوبی متن را درک کرده بودند و من نیز واقعاً از آنها یاد گرفتم. در این دورهی تمرینات، کمتر روی میزانسن و لحن کار کردیم و تصمیم گرفتیم بیشتر بر ابعاد مختلف کاراکترها و مواجهه آنها با مسائل کار کنیم. کاراکتر شیرین در نسخه قبلی بیشتر در نقش میانجی و آشتی دهنده و به نوعی آرام کننده اوضاع ظاهر میشود اما در این نسخه ما شاهد واکنشهای او نسبت به دروغهایی که برملا میشوند هستیم. مجید و داریوش نیز معتقد بودند که بعضی مواقع باید نوسانات خلقی شخصیت بیشتر باشد و بالا و پایین برود، و نقش احمد بیشتر حالت طلبکاری داشته باشد اما نه به صورت داد و بیداد و بیاحترامی. بنابراین هر بازیگر تلاش کرد جزئیاتی را در نقش خود تغییر دهداگرچه این تغییرات بسیار جزئی است، اما بسیار واضح و کاربردی بود. بچهها نیز به این موضوع اشاره داشتند و به نظر میرسد که برای مخاطبان نیز این «شیرین» پختهتر و باورپذیرتر بود. در نهایت معتقدم وقتی که با یک تیم حرفهای کار میکنید و اثر قرار است بازتولید شود، باید بیشتر روی جزئیات کار کرد، چون کلیات را همه میدانند و با دو سه جلسه مرور متن، کلیت حفظ میشود.





