روزنامه صبا

روزنامه صبا

مصطفی فاضلی در گفتگو با صبا:

بیش از رفاقت شاهد رقابت دو برادر هستیم


علاقه‌ای که بین دنیل و بیلی وجود دارد بیشتر از این بعد است که بیلی کوچک‌تر است و از آن‌جایی که قادر به سخن گفتن نیست، دنیل نوعی ترحم نسبت به او احساس می‌کند. اما آنچه دیده می‌شود، رقابت است نه رفاقت.

مریم عظیمی– نمایش قبیله‌ها نوشته «نینا رین» که اینروزها به کارگردانی محمد عباداللهی در سالن نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود به بحث عدم ارتباط و چهارچوب‌هایی که هویت فردی را نشانه‌ می‌روند پرداخته است. در این نمایش بازیگران نام آشنایی مانند علی باقری، اصغر پیران، صفورا خوش طینت، ساناز طاری و… به ایفای نقش می‌پردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

احساسات این کاراکتر را چگونه دیدید و چگونه به او نزدیک شدید؟

آنچه بیش از همه برجسته، حتی در خلاصه داستان هم مشهود است، این است که یکی از اعضای خانواده اجازه شنیده‌شدن ندارد، یعنی هر زمان که می‌خواهد حرفی بزند، کسی به او توجه نمی‌کند و سخنانش شنیده نمی‌شود. من این مسئله را در بسیاری از اطرافیانم دیده‌ام؛ کسانی که در خانواده‌های‌شان هیچ‌گاه شنیده نشده‌اند، و هر زمان که خواسته‌اند حرفی بزنند، کسی گوش نداده است و در نهایت خودشان نیز دیگر نظرات خود را بروز نمی‌دادند و این همیشه برای من یک سوال بزرگ بود که چرا این افراد به چنین نقطه‌ای می‌ رسند. در واقع تمام این تجربیات کمک کرد تا بتوانم به بیلی نزدیک‌تر شوم.

ارتباط بیلی با برادر بزرگ‌ترش نیز پیچیده است؛ در عین علاقه، نوعی رقابت هم بین‌شان وجود دارد. این جنبه از رابطه را چگونه تحلیل می‌کنید؟

علاقه‌ای که بین دنیل و بیلی وجود دارد بیشتر از این بعد است که بیلی کوچک‌تر است و از آن‌جایی که قادر به سخن گفتن نیست، دنیل شاید نوعی ترحم نسبت به او احساس می‌کند. اما آنچه پررنگ‌تر دیده می‌شود، رقابت است نه رفاقت و در متن نیز رقابت بین آنها برجسته‌تر است چون بیلی با اینکه نمی‌تواند حرف بزند و خوب نمی‌شنود، توانسته برای خودش کار پیدا کند، یک پارتنر یا معشوقه داشته باشد، و در زندگی مستقل شود. درحالی‌که دنیل تجربه رابطه‌ای ناموفق را داشته و هیچ‌گاه نتوانسته از خانه جدا شود، این‌ها برای دنیل آزاردهنده‌تر است به همین دلیل، دنیل نمی‌خواهد بیلی از او دور شود. او دست به هر کاری می‌زند، تا بیلی در کنارشان بماند، تا بتواند آن حس رقابت و شاید حسادتش را تخلیه کند و بیلی همان‌قدر ساده و وابسته در کنارشان زندگی کند.

تجربه حضور در این نمایش چه جایگاهی در مسیر حرفه‌ای شما دارد؟

روز نخستی که وارد جلسه تمرین نمایش شدم علی باقری، اصغر پیران و صفورا خوش طینت را دیدم، این‌ها کسانی بودند که همیشه از دور می‌دیدم و برایم چه به لحاظ سابقه کاری‌، چه بازیگری و اجراهایشان جذاب بودند و همیشه با خود می‌گفتم که چقدر زیبا دیالوگ می‌گویند و چقدر خوب بازی می‌کنند بنابراین زمانی که کنارشان نشستم، اولین چیزی که سراغم آمد، استرس بود و برایم بسیار مهم بود که بتوانم در کنار آن‌ها خوب ظاهر شوم. اما به‌ مرور با حمایت آن‌ها و تلاش‌شان برای آن‌که من را وارد جمع کنند و فضای راحت‌تری شکل بگیرد، از شدت استرسم کاسته شد. از سوی دیگر، حضور دو بازیگر چهره و دیگر هنرمندان باسابقه تئاتر در این نماایش بی‌تردید بر مسیر بازیگری من تأثیرگذار خواهد بود زیرا با وجود سابقه فعالیت در سینما و سریال، پیش از این هرگز در تئاتر با هنرمندانی چون علی باقری و اصغر پیران و صفورا خوش طینت کار نکرده بودم و این نخستین تجربه تئاتری من در کنار چنین چهره‌هایی بود. خوشبختانه توانستیم با همکاری یکدیگر توجه مخاطبان را جلب کنیم، به واسطه حضور آن‌ها، افراد بیشتری به تماشای نمایش می‌آیند و من نیز در کنار آن‌ها توانستم بیش‌تر دیده شوم.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی