پریسا ساسانی در گفتگو با صبا:
ملودرامی خانوادگی با پتانسیل بالا اما روایتی شتابزده
یکی از نقاط ضعف سریال «از یاد رفته»، تدوین است. اگر شتاب روایت کمی کنترل میشد، اثر میتوانست منسجمتر به نظر برسد. مورد دیگر، پرداخت ناکافی به عمق شخصیتها در برخی قسمتهاست.

زهرا طاهریان – سریال «از یاد رفته» به کارگردانی برزو نیکنژاد با حضور بازیگران سرشناسی همچون فرهاد اصلانی، حمیدرضا آذرنگ و الهام کردا، یکی از بحثبرانگیزترین آثار این روزهای نمایش خانگی است؛ سریالی که با وجود انتظارات بالا، واکنشهای متفاوتی را از سوی منتقدان برانگیخته است. در گفتوگو با منتقد سینما و تلویزیون، پریسا ساسانی، ابعاد مختلف این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته؛ از ساختار ملودرام و شخصیتپردازی گرفته تا کارگردانی، فضاسازی و کلیشههای روایی. هر کدام از این منتقدان با نگاهی متفاوت به نقاط قوت و ضعف سریال پرداختهاند، اما در یک نکته همنظرند: «از یاد رفته» میتوانست فراتر از یک ملودرام تکراری عمل کند اما فرصت خلق اثری ماندگار را از دست داده است.
در ابتدا میخواهم برداشت کلیتان از سریال «از یاد رفته» را بگویید؟ و این که اثر در ژانر ملودرام خانوادگی ساخته شده؛ فکر میکنید تا اینجا در تحقق اهدافش موفق بوده است؟
واقعیت این است که اولین نکتهای که در این سریال توجهم را جلب کرد، قابلیت تماشای خانوادگی آن بود. ما در سالهای اخیر در بسیاری از سریالهای پلتفرمهای نمایش خانگی شاهد حضور پررنگ خشونت و موضوعات تند بودیم؛ مسائلی که شخصاً با توجه به حضور بچههای کوچک در خانه، ترجیح میدهم کمتر در معرضشان باشیم. در این سریال اما چنین فضایی وجود ندارد و این موضوع یک امتیاز مهم است. از سوی دیگر، داستان ملودرام اجتماعی سریال، به نوعی بازتابی از زندگی بسیاری از ماست. مخاطب میتواند بخشی از تجربههای خودش را در شخصیتها و موقعیتهای داستان پیدا کند و همین، ارتباط با اثر را آسانتر میکند. ضمن اینکه تجربههای قبلی من از کارگردانی آقای نیکنژاد، باعث شد با نگاه دقیقتری این اثر را ببینم. هرچند سریال نقاط ضعفی دارد و میتوانست در بعضی جنبهها بهتر عمل کند، اما در مجموع، نمای کلی و ویترینی که از یک ملودرام خانوادگی ارائه میدهد، درست و استاندارد است.
همانطور که اشاره کردید، یکی از تفاوتهای این سریال با بسیاری از آثار اخیر پلتفرمها، نبود صحنههای خشونتآمیز است. در مقایسه با تولیدات مشابه، «از یاد رفته» را در چه جایگاهی میبینید؟
اگر بخواهیم با سریالهای چند سال اخیر مقایسه کنیم، میبینیم که بسیاری از آثار نمایش خانگی سراغ فضاهای تند و ملتهب رفتهاند. اما «از یاد رفته» به لحاظ حفظ فضای خانوادگی و پرهیز از خشونتهای اغراق شده تفاوت دارد. در گذشته سریالهای تلویزیونی مثل آثار حسن فتحی، از جمله «مدار صفر درجه» یا برخی کارهای اجتماعی دیگر، به خوبی خانواده را در بستر داستانهای بزرگتر روایت میکردند. در نمایش خانگی اما کمتر شاهد چنین آثاری بودهایم. نمونههایی مثل «مگه تموم عمر چند تا بهاره؟» یا «در انتهای شب» به دلیل پرداختن به دغدغههای اجتماعی و خانوادگی توانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. به نظر من، «از یاد رفته» هم در همین دسته قرار میگیرد؛ چون میتواند خانوادهها را پای تماشا بنشاند و قصهای ارائه دهد که هم سرگرم کننده است و هم بی نیاز از حذف یا سانسور برای تماشای جمعی.
بازیگران اصلی مثل حمیدرضا آذرنگ، پردیس احمدی، سینا مهراد و سایر چهرهها در این سریال حضور دارند. ارزیابی شما از کیفیت بازیها چیست و فکر میکنید بهترین نقشآفرینی متعلق به چه کسی است؟
یکی دیگر از نقاط قوت «از یاد رفته» حضور بازیگران تواناست. بیشتر چهرههای سریال، در کارنامهشان نقشهای درخشان دارند و همین سطح بالای تجربه، به سریال اعتبار میدهد. نکته جالب اینجاست که چینش این بازیگران در قالب یک خانواده، به شدت حساب شده انجام شده است؛ طوری که هماهنگی بین اعضای خانواده باورپذیر و طبیعی به نظر میرسد. مثلاً در روایت، ما با خانوادهای روبهرو هستیم که پدر مسن دوباره ازدواج کرده و از همسر دومش فرزندی دارد. انتخاب بازیگران برای این روابط پیچیده، دقیق و بجا بوده است. شخصیتپردازیها هم پخته و روانشناسانه هستند و این کمک میکند تا مخاطب با هر شخصیت ارتباط برقرار کند. از نظر من، تمام بازیگران کارشان را به خوبی انجام دادهاند، اما سینا مهراد و پردیس احمدی در القای احساسات درونی و ساختن لایههای پنهان شخصیتها، کمی برجستهتر عمل کردهاند.
نظر شما درباره کارگردانی آقای نیکنژاد چیست؟ به نظر میرسد او پیشتر تجربه پررنگی در این ژانر نداشته؛ آیا توانسته خودش را در این فضا تثبیت کند؟
به نظرم بله، توانسته. هرچند شاید آقای برزو نیکنژاد در آثار قبلیاش بیشتر سراغ فضاهای متفاوت رفته بود، اما در «از یاد رفته» نشان داد که درک درستی از قواعد ملودرام خانوادگی دارد. او توانسته تعلیق ایجاد کند، شخصیتها را در جایگاههای درست قرار دهد و به طور کلی، جریان قصه را روان پیش ببرد. البته سریال بی نقص نیست و در بخشهایی از تدوین و روایت میشد دقیقتر عمل کرد، اما در مجموع، کارگردان از پس این پروژه برآمده است.
به نقاط ضعف سریال اشاره کردید. به نظر شما مهمترین بخشهایی که نیاز به بهبود داشتند، کداماند؟
سریال پتانسیل بالایی دارد. یکی از این موارد، تدوین است. اگر شتاب روایت کمی کنترل میشد، اثر میتوانست منسجمتر و عمیقتر به نظر برسد. مورد دیگر، پرداخت ناکافی به عمق شخصیتها در برخی قسمتهاست؛ برای مثال، شخصیت «هانیه» میتوانست لایههای بیشتری داشته باشد و بازیگر توانمندش ظرفیت چنین پرداختی را داشت. با این حال، از آنجا که سریال ۱۸ قسمتی است و هنوز قسمتهای پایانی پخش نشده، این امکان وجود دارد که برخی از این نقاط در ادامه بهتر شوند. در مجموع، «از یاد رفته» تجربهای ارزشمند برای مخاطب است؛ اثری که با وجود کاستیهای فنی، قصهگو است و میتواند در ادامه پختهتر و جذابتر هم بشود.






بسیار حرفهای و درست درمون مصاحبه شده