احمدرضا حجارزاده در گفتگو با صبا:
تئاتر واقعگرا با چاشنی سوررئال
در تئاتر، عاشق متنهای واقعگرا هستم. متن «جوادیه» ظاهراً ساختار و روایتی رئالیستی دارد، ولی به لحاظ اتفاقی که در قصه میافتد،کمی به سوررئال نزدیک میشود، چون ما با اشخاصی روبهروییم که زنده نیستند.

مینا پیروزیان – این شبها در سالن شماره ۷ بوتیک هنر ایران نمایشی با نام «جوادیه» به نویسندگی «کهبد تاراج» و کارگردانی «احمدرضا حجارزاده» روی صحنه است که با استقبال خوب علاقهمندان تئاتر روبهرو شده. حجارزاده با بیش از دو دهه سابقه فعالیت مطبوعاتی در سِمت روزنامهنگار و منتقد فرهنگوهنر، این نمایش را پس از کارگردانی چند فیلم کوتاه و نمایشنامهخوانی، بهعنوان اولین اثر رسمی خود به صحنه آورده است. مجری طرح «جوادیه»، حسین کشفی اصل بوده و صادق فخاری، هلیا خادم، شایان طرقه و امیرعباس حیدری بازیگران این اثر نمایشی هستند. در خلاصهداستان نمایش «جوادیه» آمده: «شهر شده قبرستون! ما همه یه قبر متحرکیم! چند سال بعده که مرگ میشه آرزوی اول و آخرمون». به بهانه اجرای این نمایش،گفتوگویی با کارگردان آن داشتیم.
چرا اسم این تئاتر،«جوادیه» است؟
نویسنده نمایشنامه «جوادیه»، آقای کهبد تاراج، این متن را سالها پیش نوشته و خودش هم کارگردانی کرده بود.گویا ایشان تعلق خاطری به آن محله دارند و در واقع با نوشتن این متن، به محله جوادیه ادای دین کردهاند اما نمایشنامه «جوادیه» بیش از آنکه درباره خود محله باشد، روایت سرنوشت چهار نفر از ساکنان جوادیه در دهه شصت است که هر کدام به نحوی در زندگی ناکام ماندهاند و تماشاگر این نمایش، از طریق روایت آنها با فرهنگ و روحیه و رفتار اهالی محل آشنا میشود.
چرا چنین نمایش و موضوعی را برای آغاز کارگردانی انتخاب کردید؟
دو دلیل اصلی برای انتخاب این نمایشنامه داشتم. اول آنکه مضمون حرفهای چهار شخصیت نمایش برای خودم ملموس و دغدغه بود و کاملاً درکشان میکردم، یعنی با بخشی از رفتار و گفتار هر کدام از کاراکترها به نحوی دیگر و در محلهای دیگر زندگی کرده بودم. آنها برایم ناآشنا و گنگ نبودند. مثلاً وقتی «شهرام» میگوید «من نه لاتم، نه الوات. کاسبم، کاسب» دقیقاً میفهمم چه میگوید و حتی خواننده مورد علاقه او، خواننده مورد علاقه من است. همچنین «مرجان» که عاشق شعر و کتاب است، شباهت زیادی به خودم دارد که بسیار اهل شعر و کتاب هستم! یا «سیامک» که عاشق فیلم و سینماست، انگار مدل دیگری از من است، چون من هم از کودکی با فیلم و سینما بزرگ شدهام و حتی سعی کردم فیلمسازی را تجربه بکنم که در نتیجه چهار فیلم کوتاه ساختم و همچنان برای ورود به سینمای بلند تلاش میکنم. دلیل دوم اینکه در فضای تئاتر، عاشق متنهای واقعگرا هستم. بیشترین نمایشهایی که در زندگیام دیده و لذت بردهام، آثار رئالیستی بودهاند، مثل نمایش «قصه ظهر جمعه» اثر محمد مساوات. متن «جوادیه» گرچه ظاهراً ساختار و روایتی رئالیستی دارد، ولی به لحاظ اتفاقی که در قصه میافتد،کمی به سوررئال نزدیک میشود، چون ما با اشخاصی روبهروییم که زنده نیستند و از دنیای مردگان برای بازگویی سرنوشتشان به دنیای امروز ما آمدهاند. با وجود این، تلاش کردم حسوحال زندگی واقعی را در کارگردانی هر اپیزود اجرا بکنم.
برای انتخاب بازیگران با چه مسائل و حاشیههایی مواجه بودید؟
انتخاب بازیگران، ماجرای پیچیده و پردردسری داشت. من از اوایل سال گذشته با یک بازیگر زن برای نقش مرجان صحبت کرده بودم که به مرور و با شناخت بیشتر از او، متوجه شدم انتخاب درستی نبوده. بنابراین ایشان حذف شدند و وقتی تولید نمایش جدیتر شد، بازیگرانی را که طی سالها فعالیت روزنامهنگاریام بهعنوان منتقد تئاتر شناخته بودم، مرور و تعدادی را انتخاب کردم. بین سه بازیگر مرد، صادق فخاری و شایان طرقه هر دو از شاگردان آقای محمد میرعلیاکبری (کارگردان مطرح تئاتر) بودند که بازی آنها را در نمایشهای «مرغ دریایی» و «داییسعید» دیده بودم و شک نداشتم بازیگران خوب و کاربلدی هستند. امیرعباس حیدری را به واسطه فعالیتهایش در مقام دستیار کارگردان و مدیر روابطعمومی نمایشهای مختلف میشناختم اما میدانستم سابقه بازیگری هم دارد. ضمن اینکه از لحاظ ظاهری برای کاراکتر سیفالله مناسب بود. برای انتخاب بازیگر زن، ابتدا خانمی که هیچ سابقهای در عرصه هنر و بخصوص بازیگری نداشت، برحسب علاقه فردی به گروه ما پیوست. او ابتدا دستیار کارگردان بود و بعد بهعنوان بازیگر با ما همراه شد. ابتدا گمان میکردم انتخاب درستی برای نقش مرجان است، ولی کمکم متوجه شدم متاسفانه بسیار مدعی و متوهم است و حتی در تمرینها مدام حاشیه ایجاد میکرد. بنابراین پس از چند ماه تمرین، مجبور شدم او را از گروه اخراج بکنم و خانوم هلیا خادم را،که ایشان هم از شاگردان استاد میرعلیاکبری بودند و بازی خوبش را در نمایش «داییسعید» دیده بودم، برای بازی در «جوادیه» دعوت کردم که خوشبختانه هم بسیار محترم و مسئولیتپذیر و بااخلاق بودند، هم استعداد و تبحر کافی در بازیگری داشتند و اکنون از بازی هر چهار بازیگر نمایش، راضیام.
تولید نمایش «جوادیه» چه چالشهایی برای خودتان داشت؟
من سالها بود دوست داشتم کارگردانی تئاتر را تجربه بکنم و نمیشد! قبلاً سه تجربه کارگردانی نمایشنامهخوانی داشتم که موفق بودند و بازخوردهای خوبی از تماشاگران گرفته بودم اما کارگردانی نمایش صحنهای،کاملاً با نمایشنامهخوانی متفاوت و بسیار سختتر بود. من در پروسه تولید این نمایش، چیزهای زیادی آموختم. طبیعی بود که بهعنوان کار اول صحنهای، با چالشهای فراوانی روبهرو بشوم، ولی سرسختانه مقابل آنها ایستادم و کار را به سرانجام رساندم. ما اسفندماه سال قبل شروع به تولید کردیم و ابتدا یکی از سالنهای دولتی به ما قول صددرصد برای اجرا داد. من هم روی قولشان حساب کردم و گروه را تشکیل دادم. حتی تهیهکنندهای پیدا کردم که هزینههای کار را تامین میکرد. قرار بود از ۱۸ خرداد ماه امسال اجرا برویم اما مشکلات متعددی، نوبت اجرای «جوادیه» را به تاخیر انداخت. بالاخره زمانی که از هر نظر آماده اجرا بودیم، جنگ ۱۲ روزه پیش آمد و بعد هم که شرایط نسبتاً عادی شد، سالنی که قول اجرا به ما داده بود، بدقولی کرد و با بهانههای واهی فرصت اجرا را از ما گرفت. همزمان با تهیهکننده کار هم به مشکل برخوردیم و ایشان ما را تنها گذاشتند. بنابراین مجبور شدیم با هزینه شخصی و در یک سالن خصوصی با شرایط ویژهای اجرا برویم که طبیعتاً با ایدهآلهای ما برای اجرا، فاصله زیادی داشت. البته باید اینجا تشکر ویژهای بکنم از آقای حسین کشفی اصل (بازیگر و کارگردان تئاتر) که از آغاز شکلگیری پروژه «جوادیه»،کنارم بودند و برادرانه از هیچ راهنمایی و کمکی در تولید این نمایش دریغ نکردند.
استقبال مخاطبان از اجرا چطور بوده؟
خدا را هزاران بار شکر میکنم که از اولین اجرا تاکنون، تمام تماشاگران با نمایش «جوادیه» ارتباط خوبی گرفته و آن را دوست داشتهاند. اغراق نمیکنم، ولی باعث خوشحالی و افتخار است که پس از ده اجرا، هنوز حتی یک نظر منفی درباره نمایشمان نشنیدهایم. هرچند که برخی تماشاگران حرفهای و اهل فن، پیشنهادهایی برای بهترشدن کار داشتند اما همان افراد هم اعتراف کردند از تماشای اجرای «جوادیه» لذت بردهاند.





