شیما پورسهمالدین در گفتگو با صبا:
سعی کردیم با نگاهی انسانی به موضوع نزدیک شویم
همواره از خودم پرسیدهام که اگر اکنون جنگی رخ دهد، آیا حاضر خواهم بود همسر، پدر یا برادرم را به جبهه بفرستم، با وجود آنکه میدانم احتمال بازگشت بسیار کم است؟ متأسفانه کمتر به این جنبه پرداخته شده است.

مریم عظیمی– اکران فیلم سینمایی «زیر آبهای سوزان» به نویسندگی و کارگردانی مسعود احمدی و تهیهکنندگی شیما پور سهم الدین در سینماهای هنرو تجربه آغاز شده است. این فیلم در ژانر سورئال ساخته شده و تمام صحنههای آن در آب فیلمبرداری شده است. زیر آبهای سوزان مواجهه یک غواص با شرایطی تعریف نشده است که بیشتر به خواب، رویا، وهم و گاه کابوس میماند و همین مواجهه قرار است او را به حقیقت آنچه در پذیرشش ناکام بوده برساند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با تهیهکننده و بازیگر این فیلم را میخوانید.
اینکه به عنوان تهیهکننده این اثر، یکی از نقشهای اصلی را نیز بر عهده داشتهاید چه دشواریها و چالشهایی برای شما ایجاد کرد؟
من از سن هجده سالگی فعالیتم را در عرصه تئاتر به عنوان بازیگر آغاز کردم و در چهار، پنج سال اخیر وارد حوزه تهیهکنندگی شدهام. دلیل اصلی ورود من به عرصه تهیهکنندگی آن بود که در شیراز، برخلاف تهران، تهیهکننده حرفهای در دسترس نیست. در چنین شرایطی، اگر نیازمند همکاری با تهیهکننده باشیم، ناگزیر باید از شیراز به تهران مهاجرت کنیم؛ در حالیکه ما تمایل داشتیم فعالیتهایمان را به صورت بومی در شیراز دنبال کنیم. از سوی دیگر، همکاری با تهیهکنندههای حرفهای، بودجه و شرایط کاملاً استاندارد سینمایی میطلبد، در حالی که ما به صورت مستقل و با بودجههای محدود فعالیت میکنیم. بنابراین تصمیم گرفتم خودم وارد حوزه تهیهکنندگی شوم تا بتوانم در کنار بازیگری، که علاقه و تخصص اصلیام است مسئولیتهایی همچون پخش، اخذ مجوزها و روابط عمومی را نیز برعهده بگیرم. اما شرایط فیلمسازی ما همواره سخت و پیچیده است. اغلب لوکیشنها در آثاری که تا کنون کار کردهایم بیرونی بوده و فیلمبرداری در شرایط دشوار مانند شرایط برفی یا کویر یا… انجام میشود. در این فیلم نیز، با وجود آنکه فیلمبرداری در شهریور و مهر انجام شد، آب بسیار سرد بود، چراکه منطقه در بخش سردسیر استان فارس قرار داشت. از صبح تا غروب، عوامل پشت صحنه و بازیگران همگی در آب حضور داشتیم و حتی زمان استراحت نیز در همان شرایط سپری میشد. افزون بر دشواریهای فیزیکی، نگرانی بابت تجهیزات نیز وجود داشت.
شخصیت «مریم» را چگونه دیدید؟
در مواجهه با این داستان و چنین کاراکتری، همواره از خودم این سوال را پرسیدهام که اگر اکنون جنگی رخ دهد، آیا حاضر خواهم بود همسر، پدر یا برادرم را به جبهه بفرستم، با وجود آنکه میدانم احتمال بازگشت بسیار کم است و حتی در صورت بازگشت، آن فرد دیگر همان آدم سابق نخواهد بود؟ به باور من، مادران و همسرانی که عزیزانشان را راهی جنگ کردند، چیزی کمتر از مقام شهادت نداشتهاند. متأسفانه کمتر به این جنبه پرداخته شده است، در حالی که فشار اصلی بر دوش زنانی است که در خانه مانده و در انتظار عزیزانشان بهسر بردهاند. اکنون که خودم مادر شدهام، بیش از پیش به این موضوع اندیشیدهام. تصور اینکه روزی فرزندم را در چنین شرایطی راهی کنم، برایم بسیار دشوار است. در این فیلم، کوشیدیم بدون شعارزدگی، تصویری واقعی از این فداکاری و تصمیم گروهی از انسانها برای رها کردن همه دلبستگیها و ترک همه داشتهها و هر آنچه با زحمت بدست آوردهاند، ارائه دهیم. بهنظر من خود فلسفه بزرگی است.
با توجه به اینکه فیلم در قالب سورئال ساخته شده، بازیگری در چنین فضایی چه مؤلفههایی باید داشته باشد و شما در اجرای نقش خود چه نکاتی را لحاظ کردید؟
زمانی که اثر سورئال است، طبیعتاً از فضای رئال فاصله میگیرد و پیچیدگیهای خاص خود را دارد. برای نمونه، من در بازی خود باید همزمان بهگونهای رفتار میکردم که گویی همان «مریم» هستم که در خانه نشسته و با همسرش صحبت میکند، در حالیکه لوکیشن کاملا متفاوت بود و این تضاد میان لوکیشن و فضای ذهنی پیچیدگیهای خاص خود را به همراه داشت.
با توجه به لوکشین و فضای تصویربرداری فیلم، در همکاری با دیگر بازیگران فیلم و یک دست شدن بازیها چگونه عمل کردید؟
از آنجاییکه همگی بازیگران کار از گروه تئاتری خودمان بودند، پیشتر تجربه همکاری در چند نمایش را داشتیم و همین امر باعث ایجاد شناخت و هماهنگی عمیق میان ما شد. با توجه به اینکه شرایط فیلمبرداری امکان تمرین در لوکیشن را به ما نمیداد، چند ماه پیش از آغاز فیلمبرداری بهصورت تئاتری تمرین کردیم. یعنی سالن گرفتیم و کار را همچون یک نمایش تمرین کردیم تا انتقال حس و ارتباط میان بازیگران بهدرستی شکل بگیرد. اگر این تمرینها انجام نمیشد، در شرایط دشوار فیلمبرداری امکان انتقال درست نقش و حس وجود نداشت.
سخن پایانی
ما همواره به صورت مستقل فیلم ساختهایم و همواره بهدنبال ایدههای متفاوت بودهایم. شاید بسیاری از مواقع به نتیجه مورد انتظار نرسیده باشیم، اما آنچه در ذهن داشتهایم را اجرا کردهایم. برخلاف جریانهای مرسوم و فیلمهای اجتماعی و آپارتمانی، مسیر خود را دنبال کردهایم. بهعنوان نمونه، فیلم دیگری با عنوان جاده جبروت در دست داریم که هنوز رونمایی نشده و فضایی کاملاً اکسپریمنتال دارد. ما همیشه بهدنبال تازگی و نوآوری بودهایم به همین جهت فکر میکنم فعالین این عرصه بهویژه جوانان نباید هرگز از انتقال ایدههای ذهنی خود بترسند و لازم نیست همانند دیگران باشند چرا که حتی اگر به موفقیت نرسند، دستکم جهانبینی و نگاه خود را پیاده کردهاند.





