مجید اسماعیلی در گفتگو با صبا:
تقابل «آب و آتش» را به تصویر کشیدهایم
ما تقابل «آب و آتش» را به تصویر کشیدهایم. آب به عنوان نماد حیات و گسترش نیکیها و آتش بهعنوان عامل ویرانی و تباهی. بر همین اساس، عنوان «فرمانروای آب» استعارهای از وجود مبارک امام عصر (عج) است.

سمیه خاتونی– «فرمانروای آب» انیمیشنی سه بعدی در ژانر رئال است که در سال ۱۳۹۷ تولید و در ۸ مرداد ۱۴۰۴ در سینماهای سراسر کشور اکران شد. این اثر به نویسندگی و کارگردانی مجید اسماعیلی، تهیهکنندگی مجتبی امینی و با مجریگری حسین سلطانی در استودیو آوین رسانه ساخته شده و داستان آن درباره تلاش گروهی از جوانان ایرانی برای آزادسازی نیروهای سازمان ملل از دست تروریستها در نزدیکی شهر سامرا است. شخصیت محوری داستان، فرید، رهبری این مأموریت را برعهده دارد و روایت به موضوعاتی مانند اقتدار دفاعی ایران و وحدت اسلامی میپردازد. مجید اسماعیلی همچنین از برنامهریزی برای ساخت قسمت دوم این انیمیشن خبر داده است. در گفتوگوی روزنامه صبا، با مجید اسماعیلی (نویسنده و کارگردان) درباره ساخت و ویژگیهای فنی و هنری این اثر با جزئیات صحبت کردهاند.
ایده ساخت انیمیشن «فرمانروای آب» از کجا آغاز شد و چه عاملی باعث شد وارد عرصه پویانمایی سهبعدی شوید؟
ایده اولیه «فرمانروای آب» پس از تولید نخستین انیمیشن ما با عنوان «داستان سامرا» شکل گرفت. این اثر در سال ۱۳۹۰ ساخته شد و توانست به جشنواره فیلم فجر راه پیدا کند. پس از آن تجربه، موضوع «فرمانروای آب» مورد توجه مجموعه ما قرار گرفت و بهعنوان پروژهای جدی دنبال شد. مبنای اصلی این اثر، یک ایده کلی بود که در آن تلاش داشتیم میان موضوعات سیاسی و اعتقادی پیوندی معنادار ایجاد کنیم و در قالب روایتی جذاب آن را به مخاطبان ارائه دهیم. «فرمانروای آب» دقیقاً در همین چارچوب شکل گرفت؛ یعنی تلفیق یک موضوع سیاسی مهم و روز، همچون امنیت و دفاع از سرزمین، با یک مفهوم عمیق اعتقادی که در اینجا با محوریت اندیشه مهدویت و امام زمان (عج) بازتاب یافته است.
تفاوت اصلی نگاه شما به انیمیشن دوبعدی و سهبعدی چیست و چرا در برخی موارد روایت را با تکنیک سهبعدی انتخاب میکنید؟
به طور طبیعی مخاطبان اصلی انیمیشن کودکان و نوجوانان هستند. اما زمانی که میخواهیم به مفاهیم جدیتر و واقعیتر بپردازیم، تکنیک سهبعدی و بهویژه رویکردهای نزدیک به رئال، ارتباط بهتری میان مخاطب و واقعیت برقرار میکند. در چنین شرایطی تناسب میان فرم و محتوا بیشتر است.البته انیمیشن سهبعدی رئال محدودیتهای خاص خود را هم دارد. در کارهای دوبعدی یا سهبعدی فانتزی، انتظار مخاطب از جزئیات بصری پایینتر است و نیازی به تطابق کامل با واقعیت وجود ندارد. اما در فضای رئال، جزئیات چهره، نسبتها و بافتها باید بهدقت بازنمایی شود و همین امر هم دست سازنده را محدود میکند و هم توقع مخاطب را افزایش میدهد. برخی از تماشاگران «فرمانروای آب» اشاره کردهاند که در صحنههای اکشن، حس و فضایی شبیه به بازیهای ویدئویی وجود دارد. این شباهت از یکسو میتواند نکتهای مثبت تلقی شود، زیرا در بسیاری از بازیهای مطرح، دموها با هزینههای بسیار بالا و با واقعنمایی چشمگیر ساخته میشوند. با این حال، باید پذیرفت که انتخاب انیمیشن سهبعدی رئال همواره با موجی از پرسشها و انتظارات جدی از سوی مخاطبان همراه است.
انتخاب عنوان «فرمانروای آب» چه معنایی دارد و چه نسبتی با داستان فیلم برقرار میکند؟
در این اثر ما با شخصیتی روبهرو هستیم که هر بار حضورش با صدای امواج آب همراه میشود. از همان ابتدای فیلم، وقتی پای این شخصیت وارد صحنه میشود و آتشی را که در کنار جاده در حال شعلهور شدن است خاموش میکند، مخاطب متوجه این پیوند میشود. در ادامه نیز، آنگاه که رؤیای آتشی عظیم به سمت حرم سامرا حرکت میکند، این شخصیت نورانی با آب در برابر آن میایستد و آتش را خاموش میسازد.در حقیقت، ما در این روایت تقابل «آب و آتش» را به تصویر کشیدهایم. آب به عنوان نماد پاکی، حیات و گسترش نیکیها معرفی میشود و در مقابل، آتش بهعنوان عاملی که میتواند ویرانی و تباهی بهبار آورد. بر همین اساس، عنوان «فرمانروای آب» استعارهای از وجود مبارک امام عصر (عج) است که برای این اثر برگزیده شد.
خانوادههای ایرانی تا چه اندازه برای تماشای انیمیشن در سینما اهمیت قائل هستند؟
خانواده ایرانی همواره در مرکز توجه مباحث فرهنگی قرار دارد و به درستی انتظار دارد که وقتی به سینما میرود، علاوه بر بهرهمندی از فضایی امن برای تفریح، سهمی از یادگیری سالم نیز داشته باشد. طبیعی است که این حق خانواده نیست که در سینما با بدآموزی، القای حسهای منفی یا تلخیهای بیقاعده روبهرو شود. در بسیاری از کشورهای دنیا، خانوادهها برای حفاظت از فرزندان خود در برابر پیامهای ناسالم رسانهای، مقاومتهای مدنی جدی نشان داده و تولیدکنندگان را وادار کردهاند تا به خواستههای آنها احترام بگذارند. در ایران نیز خانوادهها معمولاً انیمیشن را بهعنوان گزینهای سالم و مطمئن انتخاب میکنند و با آرامش بیشتری به تماشای آن مینشینند.به نظر میرسد این ظرفیت در ایران رو به رشد است و میتواند نقشی تعیینکننده در آینده سینما داشته باشد. اگر خانوادهها استقبال پررنگتری از انیمیشن نشان دهند، این اقبال میتواند سازندگان داخلی را تشویق کند تا تمرکز بیشتری بر نیازها و سلیقه خانواده ایرانی بگذارند. نتیجه چنین روندی، بیشک تولید آثار باکیفیتتر و متناسبتر با فرهنگ و ارزشهای جامعه خواهد بود.
عنصر «آب» در فیلم بهعنوان سرچشمه حیات و نمادی از حضور منجی چگونه تفسیر میشود؟
عنصر آب در «فرمانروای آب» از آغاز تا پایان فیلم نقشی محوری دارد. هم صدای آب و هم حضور بصری آن در طول روایت، بهعنوان نماد پاکی، زلالی و تجلی نیکیها مورد توجه قرار گرفته است. این عنصر نهتنها بهعنوان یک نشانه بصری، بلکه بهعنوان جریان و نیروی حیاتبخش، بار معنایی خاصی را در فیلم حمل میکند.همانطور که اشاره شد، آب در این اثر استعارهای از حضور امام عصر (عج) است؛ نمادی از پاکی و سرچشمهای از امید و حیات دوباره. بینندگان باتجربه معمولاً این معنا را بهخوبی درک میکنند. در عین حال، برای مخاطبان جوانتر و بهویژه کودکان، همراهی خانواده ضروری است تا پس از تماشای فیلم و در جریان گفتگو، بتوانند با لایههای استعاری اثر آشنا شده و به درک عمیقتری از مفهوم اصلی برسند.

آیا میتوان «فرمانروای آب» را تلاشی برای پیوند اسطورههای ایرانی با مفاهیم شیعی و مهدوی دانست؟
بله. در این فیلم چند محور مهم مدنظر ما بوده است. نخست، پرداختن به موضوع امام عصر (عج) که متأسفانه در سینمای ایران ـ چه در سالهای پس از انقلاب و چه پیش از آن ـ کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اکنون پس از بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، تعداد آثاری که به این موضوع پرداختهاند به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد و این خلأ جدی ضرورت توجه بیشتر فیلمسازان ایرانی را نشان میدهد.از سوی دیگر، تلاش کردیم تا مفاهیم ملی و هویتی ایران را در کنار مفاهیم شیعی و مهدوی قرار دهیم. ترکیب معماری ایرانی و اسلامی در لوکیشنها و طراحی صحنه، نمونهای روشن از این رویکرد است. برای مثال، فیلم از مسجد گوهرشاد آغاز میشود؛ بنایی که با قوسهای ایرانی-اسلامی طراحی شده و نشانی از پیوند باور و هویت است. در ادامه، روایت تا حرم امامین عسکریین در سامرا پیش میرود و فضایی رویایی و اعتقادی را ترسیم میکند.در واقع، «فرمانروای آب» کوشیده است مفاهیم شیعی و اسطورههای ایرانی را در هم بیامیزد و در لایههای مختلف داستان به تصویر بکشد. در این چارچوب، فیلم بر مفهوم «انتظار» تأکید دارد؛ انتظاری که با پایبندی به عهد و پیمان، صداقت و مجاهدت معنا مییابد. شخصیتهای داستان نیز بر همین اساس به دو دسته تقسیم میشوند: کسانی که بر عهد خود استوار میمانند و در گروه «فرمانروای آب» جای میگیرند و کسانی که با دروغ، فریب، خشونت و جنایت همسو هستند و در ذیل «فرمانروایی شیطان» تعریف میشوند.
آیا در تولید انیمیشن سهبعدی به استفاده از نرمافزارهای داخلی و بومی فکر کردهاید یا همچنان وابستگی به نرمافزارهای جهانی وجود دارد؟
بهطور طبیعی تولید انیمیشن نیازمند نرمافزارهای تخصصی است و بسیاری از این ابزارها تاکنون در کشور بومیسازی نشدهاند. امیدواریم در آینده با تلاش شرکتهای دانشبنیان داخلی شاهد توسعه نرمافزارهای کارآمد ایرانی باشیم تا این بخش از صنعت نیز با پشتوانه داخلی پیش برود. با این حال، از نگاه ما مسئله اصلی در شرایط کنونی، نرمافزار نیست؛ بلکه مهمترین چالش انیمیشن امروز، تولید ایدههای جذاب، داستانهای خلاقانه و موضوعاتی است که بتوانند پیام تمدن ایرانی و اسلامی را بهدرستی ترویج کنند. به عبارت دیگر، نرمافزار ابزار است، اما محتوای غنی و روایت اثرگذار است که سرنوشت یک انیمیشن را تعیین میکند.
در ساخت فیلم «فرمانروای آب» چه رویکردی به زبان بصری داشتید؟
سؤال بسیار دقیق و خوبی است. در این فیلم ما هیچ موضوع یا اتفاقی را خارج از واقعیت نیاوردیم. تخریب سامرا در سال ۱۳۸۸، حساسیت مردم جهان نسبت به آن، حضور کارشناسان سازمان ملل و حتی بمبگذاریهای اطراف کاملاً واقعیاند. بنابراین در فیلم چیزی غیرواقعی وجود ندارد؛ مکانها و رویدادها همه بر اساس مستندات انتخاب شدهاند.اما نکتهی مهم این است که ما صرفاً به بازنمایی عینی بسنده نکردیم. رویدادها واقعیاند، اما روایت و فضا بهطور جدی بر نمادپردازی و استعاره استوار است. بهطور مثال، در ابتدای فیلم ساختمان معروف NSA آمریکا و رآکتور دیمونا در اسرائیل را میبینیم. یا مقر فرماندهی ایرانیها در فیلم شاید عین واقعیت نباشد، اما هدف این بود که نشان دهیم در تمدن ایرانی «ظرف و مظروف» یکی هستند؛ معماری زیبا و فضاهای معنوی بازتاب نوع خردورزی و عقلانیت ایرانیها در مواجهه با جهان است.شروع فیلم نیز بر اساس پروژهای است که به «پروژه محراب» شهرت یافت. پدر شخصیت اصلی، فرید، دربارهی آن میگوید: محراب شبیه زندگی ماست؛ از بالا آغاز میشود، مدتی بر زمین جریان دارد، و دوباره به همان نقطه بازمیگردد.به همین دلیل من از تماشاگران میخواهم به جزئیاتی مانند نوشتههای روی دیوارها، اشکال هندسی و موقعیتهای جغرافیایی خاص در فیلم دقت کنند. این اثری است که هر بار تماشا شود، لایههای تازهای از نمادپردازی و معنا در آن آشکار خواهد شد.
چرا فاصله میان تولید و اکران فیلم «فرمانروای آب» تا این اندازه زیاد شد؟
با مراجعه به سامانه سمفا و یک محاسبه ساده مشخص میشود که امروز فیلم «فرمانروای آب» با ۵۰۰۰ تماشاگر در ۲۵۰ سانس، بهطور میانگین تنها ۲۰ نفر در هر سانس داشته است؛ یعنی ضریب اشغال سالنها زیر ۲۰ است. این نشان میدهد ظرفیت سینماها هنوز پاسخگوی تقاضای مخاطبان برای آثار آموزشی و تربیتی نیست. بسیاری از خانوادهها سؤال میکنند چرا فیلم در شهر یا محله آنها اکران نمیشود. برای حل این مشکل لازم است رابطه تعاملی بین مخاطبان و سینماداران شکل گیرد؛ هرچه حضور و مطالبه خانوادهها پررنگتر شود، سینماداران انگیزه بیشتری برای اختصاص سالن به این آثار خواهند داشت. در غیر این صورت، همانند «فرمانروای آب» که هفت سال پس از تولید اکران شد، فیلم با آثار کمدی و اجتماعی پرفروش رقابت خواهد کرد و تکنولوژیهای بهکاررفته ممکن است نوآوری خود را از دست بدهند. بخشی از تأخیر نیز به نبود پخشکننده مناسب باز میگردد، اما اکنون شرکت پخشکنندهای مسئولیت کار را بر عهده گرفته و تلاش میکند اعتبار مفهومی فیلم حفظ شود.
به عنوان نکته پایانی، چه پیامی برای مخاطبان و دستاندرکاران سینما دارید؟
آنچه باید در پایان تأکید کنم، جایگاه بیبدیل نمایش در فرهنگ و نقش فرهنگ در تمدن است. اگر خانواده ایرانی برای فرهنگ و تمدن خود تلاش نکند، در امواج پرقدرت تمدنهای شرق و غرب هویت اصیل خود را بهتدریج از دست خواهد داد. امروز مهمترین ابزار حفظ هویت ایرانی چیزی جز سینما نیست.هالیوود را مثال میزنم؛ قطب بزرگ تولید فرهنگ در جهان که هیچ اثری را تولید نمیکند مگر آنکه مبتنی بر سبک زندگی آمریکایی باشد. همین تمرکز سبب شده سینمای آمریکا به ابزاری هجومی برای تسلط فرهنگی بر دیگر جوامع بدل شود و بسیاری از تمدنهای غیرغربی از درون و بیرون فروبپاشند.از این رو تأکید من بر دو گروه است: نخست مخاطبان سینما، و سپس تولیدکنندگان. ما باید در سینما پاسدار «هویت ایرانی»، «فرهنگ ایرانی» و «سبک زندگی ایرانی» باشیم. توجه به موضوعاتی چون معماری بومی، ارزشها و بایدها و نبایدهای اخلاقی، و مفاهیمی همچون رستگاری و خوشبختی در آثار سینمایی میتواند ضامن تداوم این هویت باشد.اگر مخاطبان ایرانی نسبت به چنین آثاری بیتفاوت باشند و حمایت کافی از آنها صورت نگیرد، تولید اینگونه آثار از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست میدهد و در نهایت به فراموشی سپرده میشود؛ اتفاقی که متأسفانه در ۴۵ سال گذشته کموبیش شاهد آن بودهایم. پس ضروری است با حمایت و پشتیبانی جدی از این جریان، راه برای استمرار و تقویت سینمای هویتمحور و تمدنی در ایران هموار شود.





