مهرانه زرگر در گفتگو با صبا:
با خواندن این قصه مدام به گذشته خود بازمیگشتم
من زمانی که متن را خواندم، احساس نزدیکی زیادی با این کاراکتر داشتم، چرا که دقیقاً اتفاقی را بازتاب میداد که بیشتر نسل ما در مدارس با آن مواجه بودند. من با خواندن این قصه مدام به گذشته خود بازمیگشتم.

مریم عظیمی– این روزها در سالن گلستان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، زهرا ناظری که پیشتر نیز نمایشهای موفقی مانند «قورباغه و غریبه» و… را در کارنامه کاریاش دارد و خود دانشآموخته رشته تئاتر عروسکی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است نمایشی به نام «اوکاپی» را روی صحنه دارد که با استقبال چشمگیر مخاطبان و پر شدن صندلیهای خارج از ظرفیت مواجه است. این نمایش قصه یک اوکاپی است که به دلیل تفاوتهایش دچار چالشهایی در زمینه دوستیابی و ارتباط شده است. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با صداپیشه و عروسکگردان این نمایش را میخوانید.
در اولین مواجههتان با کاراکتر «اوکاپی»، چه ویژگیهایی شما را جذب کرد و در ادامه چه چیزهایی را خودتان بر این کاراکتر افزودید؟
من زمانی که متن را خواندم، احساس نزدیکی زیادی با این کاراکتر داشتم، چرا که دقیقاً اتفاقی را بازتاب میداد که بیشتر نسل ما در مدارس با آن مواجه بودند و گاه حتی تا مقطع دبیرستان نیز این مسئله وجود داشت و هیچگونه پذیرشی نسبت به تفاوتها دیده نمیشد. اولین ویژگی مهم این قصه، همان پذیرش تفاوتها بود. «اوکاپی» به دلیل ویژگیها و شکل متفاوت بدنش، مرا به کودکی خودم برد. به یاد آوردم که چقدر در مدرسه بابت برخی مسائل، مثل خجالتی بودنم، یا اینکه نمیتوانستم زود با بچهها ارتباط بگیرم دقیقاً مانند اوکاپی اذیت میشدم و این موضوع همواره در ذهنم مانده و به همین قصه این نمایش برایم جذاب بود. من با خواندن این قصه مدام به گذشته خود بازمیگشتم. حتی اکنون نیز وقتی این نقش را بازی میکنم، دقیقاً به کودکی و دبستان خود بازمیگردم. اما قصهای که خواندم، متفاوتتر از چیزی بود که در نهایت روی صحنه آمد. من به کاراکتر، علاوه بر خجالتی بودن، ویژگیهایی مانند شیطنت، تخسبودن و در عین حال توانمندیهایی را اضافه کردم. فکر میکنم همیشه چنین است و لازم است کمی به شخصیت بال و پر داده شود تا از متن به اجرا برسد. من سعی کردم با افزودن بامزگیها و جزئیاتی که خودم در ذهن پرداختم، این کاراکتر را بانمکتر کنم.
در گذشته، معمولاً صورت عروسکگردان پشت ماسک پنهان بود اما امروز اینگونه نیست. این تغییر چه تأثیری بر مخاطب و بر خود عروسکگردان دارد.
امروزه چه در ایران و چه در جهان، آن شیوه قدیمی تا حدی منسوخ شده است. اکنون بسیار بهتر است که تماشاگر، علاوه بر صورت عروسک، میمیک و حالات بازیگر از جمله گریه، خنده، شیطنت یا اشارههای او را ببیند. زیرا گاهی کودک یا حتی بزرگسال متوجه نمیشود که عروسک چه گفت یا چه اتفاقی افتاد. اما وقتی میمیک من عروسکگردان را میبیند، بهوضوح درمییابد که متعجب شدهام، خندیدهام یا گریه کردهام. خودم نیز به عنوان بازیگر بیشتر با این شیوه موافقم، زیرا انتقال احساسات برایم اهمیت دارد. همانطور که مشاهده کردید، من بیش از بسیاری از همکاران عروسکیام از میمیک استفاده میکنم. به نظر من و بسیاری دیگر از دوستان در عرصه نمایش عروسکی، این روش خوشایندتر است و حس را بهتر به تماشاگر منتقل میکند.





