فریده ذاکری در گفتگو با صبا:
بازپرس زن، نقطه تازهای در سریال حقوقی- اجتماعی
موضوع حقوقی با معرفی یک بازپرس زن که زندگی شخصی و مسئولیتهای کاری او را نشان میدهد، نمای تازهای از دستگاه قضا ارائه میکند. این تصویر به مخاطب نشان میدهد که آنها نیز دغدغهها و مسائل خود را دارند.

زهرا طاهریان – سریال «محکوم» به کارگردانی سیامک مردانه، تازهترین درام شبکه نمایش خانگی است که با ترکیب بازیگرانی چون ساره بیات، پژمان جمشیدی، کوروش تهامی و مهران غفوریان قصهای از تقابل عشق مادری با مسئولیتهای اجتماعی را روایت میکند. در میز نقد این هفته «صبا»، منتقد سینما، فریده ذاکری، با مرور بازیها، شخصیتپردازی، کارگردانی و فضاسازی، به ارزیابی نقاط قوت و ضعف این مجموعه پرداخته است و در کنار تحلیل لایههای تراژیک داستان، درباره تابوشکنیهای فرهنگی و بازنمایی مسائل حقوقی و اجتماعی آن نیز دیدگاههای متفاوتی ارائه داده است که در ادامه میخوانید.
آیا سریال «محکوم» توانسته هیجان مخاطب را جلب کند؟ به نظر شما چه عواملی باعث شده این هیجان و حس قضاوت و پیشبینی برای بیننده ایجاد شود؟
بهطور کلی، مردم ما به دنبال هیجان هستند و این هیجان در سریال «محکوم» تا حد خوبی منتقل میشود، زیرا بیننده تمایل دارد قضاوت کند، پیشبینی داشته باشد و خودش را در موقعیت قاضی قرار دهد. جذب اولیه مخاطب نیز موفق بوده است.
در مورد بازیگران سریال، به ویژه کوروش تهامی، مهران غفوریان و پژمان جمشیدی، نظر شما چیست؟ آیا بازیها توانستهاند نقشها را باورپذیر و ماندگار کنند؟
بازیها تا حد زیادی مصنوعی و غیرطبیعی به نظر میرسند و پرداخت شخصیتها نیز نادرست است. شباهتهای زیادی از نظر داستانی با آثار زخمکاری و زیر تیغ دارد. حتی بازی آقای تهامی، که نقش او قربانی عشق و یک تراژدی ناگهانی بود و میان عشق و اخلاقیات دچار سردرگمی شده بود، در سطح ایدهآل قرار ندارد و نمیتوان گفت که نقش او به گونهای ماندگار ارائه شده است.
معرفی بازپرس زن و نشان دادن زندگی شخصی و کاری او یکی از جنبههای جدید سریال بوده است. به نظر شما این تصویر تا چه حد موفق بوده و چه تاثیری بر ارتباط مخاطب با داستان داشته است؟
موضوع حقوقی با معرفی یک بازپرس زن که زندگی شخصی و مسئولیتهای کاری او را نشان میدهد، نمای تازهای از دستگاه قضا ارائه میکند. این تصویر به مخاطب نشان میدهد که قضات، وکلا و کارکنان دادسرا نیز بخشی از جامعه هستند و دغدغهها و مسائل خود را در زندگی شخصی دارند. با نشان دادن فرزندانی سرکش، هنجارشکن و علاقهمند به موسیقی رپ و پوششهای نامناسب، سریال به نوعی تابوشکنی میپردازد و باعث میشود مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با داستان داشته باشد.
موسیقی، حرکات بازیگران و جزئیات تراژدی داستان چقدر در ایجاد اثرگذاری و باورپذیری سریال نقش داشتهاند؟
در کل، میتوان گفت ایده سریال جذاب بود، اما بازیها مصنوعی و اغراقآمیز بودند. حتی موسیقی رپ، که میتوانست به عنوان موسیقی اعتراضی استفاده شود، در سریال دیده نشد. حرکات بازیگران تکراری و فاقد هویت مستقل بودند. داستان تراژدیای را روایت میکند که در آستانه خوشبختی، ازدواج عاشقانهای با قتل ناگهانی به تقابل دو خانواده تبدیل میشود و خوشی را به تلخکامی بدل میکند، که یادآور سریال «زیر تیغ» است و فروپاشی ارزشها را نشان میدهد. کوروش تهامی بازی خوبی ارائه نکرده است، مهران غفوریان به عنوان وکیل ضعیف ظاهر شده و پژمان جمشیدی نیز نقش تکراری خود را بازی کرده است. شخصیتها به مخاطب نزدیک نیستند، نوسانات زیادی دارند و ضعفهای اساسی در فیلمنامه و کارگردانی دیده میشود؛ چرا که چارچوب داستان به درستی رعایت نشده است.





