شهابالدین حسینپور در گفتگو با صبا:
در همه آثار رسالتی را دنبال میکنم
من در همه آثارم چه در پشت صحنه و چه در روی صحنه رسالتی را دنبال میکنم. اینکه هنرجویان مستعد و لایق خود را وارد بازار حرفهای کار کنم.

مریم عظیمی _ با اتمام بیست و دومین دوره جشنواره بینالمللی نمایشهای آئینی سنتی، اجرای عمومی نمایش «ریش فیدل،غبغب مرکل» در تالار حافظ از امروز یکشنبه از سر گرفته خواهد شد. شهاب الدین حسینپور کارگردانی این نمایش را که بر اساس نمایشنامهای از امیرعلی نبویان است، بر عهده دارد و محمد معتضدی، مهبد قناعت پیشه، ندا مقصودی و… تیم بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با کارگردان این نمایش را میخوانید.
روند تولید اثر چگونه آغاز شد و آیا در اجرای آن تغییراتی نسبت به متن اصلی صورت گرفته است یا خیر؟
امیر علی نبویان این اثر را چند سال پیش نوشته و ما در فرآیند تولید، جلسات متعددی با ایشان داشتیم و گفتوگوهای بسیار مؤثری میان ما صورت گرفت. من اساساً در مدل کاریام تمایل دارم برای هر نمایش، حتی آثار ناتورالیستی، جهانی منحصربهفرد با فضایی تا حدی انتزاعی خلق کنم. در همین راستا، آقای نبویان نیز در جلسات تمرین حضور داشتند و مشورتهای ارزشمندی ارائه دادند. ایشان با لطف فراوان اجازه دادند که طراحیهای من در اجرای نمایش پیاده شود. همچنین دراماتورژی اثر را آقای جعفر غلامپور بر عهده داشت که این امر نیز با هماهنگی و گفتوگو با آقای نبویان انجام شد. در نهایت، اجرای فعلی ما نسبت به نمایشنامه اصلی تفاوتهایی دارد، اما تمامی این تغییرات با مشورت و رضایت نویسنده صورت گرفته است.
در فرم اجرایی و کارگردانی چگونه پیش رفتید؟
از آنجاییکه که تصمیم داشتم این اثر را با رویکردی مدرن اجرا کنم، نگاه گروتسکی که نسبت به اثر داشتم موجب شد شکل اجرا، حتی در زمینه موسیقی، طراحی لباس و نورپردازی، حالتی انتزاعیتر پیدا و نسبت به فضایی که خودِ نویسنده در توضیح صحنهها پیشنهاد داده بود، متفاوت جلوه کند. در خصوص صحنهها سعی کردم با همکاری طراح حرکت، آقای حمید رحیمی، بخشی از فرم و ساختار نمایشهای آسیای شرقی را وارد اثر کرده و آن را با نمایش ایرانی تلفیق کنم و همین ترکیببندی منجر شد به خلق اثری تازه و متفاوت که نتیجهاش برای خودِ ما هم جذاب و الهامبخش بود.
چطور شد که تصمیم گرفتید اثر را در قالب کمدی موزیکال اجرا کنید؟
حدود بیستودو سال است که من در فضای تئاتر فعالیت میکنم و در این سالها در زمینههای مختلفی از جمله اقتصاد تئاتر، روانشناسی و جامعهشناسی مخاطب پژوهشهایی انجام دادهام. حاصل این تحقیقات نشان داده است، ژانری که بتواند هم مردم را سرگرم کند و بخنداند و هم زمینهای برای تفکر و آگاهی آنان فراهم آورد، مطلوبترین قالب برای ارتباط با مخاطب امروز است. مردمی که در شرایط کنونی جامعه افسرده، مأیوس و درگیر فشارهای گوناگوناند، دیگر حوصله تماشای صرفِ تراژدیهای سنگین را ندارند. به همین دلیل، ژانر گروتسک را بهعنوان قالب اصلی کار انتخاب کردم؛ ژانری که میتواند ضمن ایجاد لحظات شاد و مفرح برای تماشاگر، لایههای عمیقتری از اندیشه و آگاهی را نیز منتقل کند. البته در شرایط فعلی، این آگاهی معمولاً همراه با تلخی است، چرا که هنرمند دغدغهمند نمیتواند از واقعیتهای تلخ جامعه و وضعیت مردم جامعهاش چشمپوشی کند. بنابراین طبیعی است که درونمایه بیشتر آثار من در ده سال گذشته، به نوعی تلخ بوده باشد. از سوی دیگر، ژانر گروتسک المانها و ویژگیهایی دارد که میتواند نمایش را به اثری منحصربهفرد تبدیل میکند و به کارگردان امکان میدهد جهانی خلق کند که تا حدی شبیه به کاریکاتور است؛ جهانی که در آن تخیل آزاد است و هر عنصر میتواند بیانگر مفهومی عمیق باشد. تنها اصل مهم در این میان، همانطور که استاد سمندریان نیز همواره تأکید میکردند، باورپذیری است. کارگردان فارغ از ژانری که انتخاب کرده باید قراردادهایش با تماشاگر را به شکلی طراحی کند که جهان اثر برای مخاطب قابل باور باشد. در این نمایش نیز خودِ نمایشنامه جاذبههای ویژهای داشت، اما از ابتدا ایدهام این بود که آن را با نگاهی مدرن اجرا کنم و ترکیبی از تئاتر ایرانی و تئاتر شرق در آن ایجاد نمایم. از آنجا که پیشتر تجربه موفقی در استفاده از موسیقی ایرانی و سازهای بومی داشتم، این بار تصمیم گرفتم ریسک کنم و از سازها و موسیقی فرنگی بهره بگیرم تا بتوانم در قالبی متفاوت، یک نمایش ایرانی را روایت کنم. با توجه به نقد اجتماعی تندی که در بطن این نمایش وجود دارد، برای اینکه بتوانم مخاطب را به شنیدن پیام اثر بیشتر ترغیب کنم و در عین حال برخی از محدودیتها و ممیزیها را پشت سر بگذارم از این شکل کمدی موزیکال استفاده کردم.
موسیقی نمایش حالت نوستالژیک برای مخاطبان دارد و اگرچه ترانهها تغییر کرده اما یادآور ترانههای مطرح گذشتهاند.
ما در گذشته، خوانندگانی داشتیم که آثارشان برای مردم عزیز و خاطرهانگیز است. هنرمندانی که به دلایل مختلف یا دیگر در قید حیات نیستند، یا هیچگاه امکان بازگشت و حضور در کشور را نداشتهاند. در این اثر، با دعوت از ترانهسرا، خانم رومینا ایرانپناه که از هنرجویان من هستند، تلاش کردیم از طریق ملودیهایی آشنا، ادای دینی به آن نسل از هنرمندان داشته باشیم. ملودیهایی که ما انتخاب کردم، برگرفته از آثار خوانندگان قدیمی و محبوب است. ما قصه نمایش را به ترانه تبدیل کردیم؛ ترانههایی که مستقیماً به محتوای نمایش مرتبط است. این ترانهها در اجرا یا بهصورت دوئت میان بازیگران، یا به شکل تکخوانی و گاه به صورت گروهخوانی (کُرال) اجرا میشوند. این ادای احترام به خوانندگان و آهنگسازان قدیمی بخشی از ایده شخصی من در طراحی اثر بود و اکنون در اجرا عملی شده است.
تمرینات نمایش چقدر طول کشید؟
نمایشی که این روزها روی صحنه میرود، حاصل ماهها تلاش و تمرین است. متأسفانه امروز در فضای تئاتر، کمتر نمایشی را میبینیم که سه تا شش ماه تمرین مستمر داشته باشد؛ چراکه ورود برخی تهیهکننده نماها به عرصه تئاتر باعث شده صرفاً به جنبه اقتصادی کار نگاه کنند و میخواهند در بیست جلسه یک نمایش اماده شود. .اما من در همه آثارم چه در پشت صحنه و چه در روی صحنه رسالتی را دنبال میکنم. اینکه هنرجویان مستعد و لایق خود را وارد بازار حرفهای کار کنم. در این اثر، پنج بازیگر روی صحنه و چند نفر هم در پشت صحنه حضور دارند که همگی نخستی تجربه اجرای تئاتر خود را از سر میگذرانند و واقعاً درخشان عمل کردهاند. ترکیب هنرمندان پیشکسوت و نسل جوان در این نمایش سبب شد تا ما برای رسیدن به هماهنگی کامل حدود شش ماه با تلاش و صبوری تمرین کنیم که ماحصل نگاه و رویکرد ما در احترام به مخاطب است. من از تمامی مخاطبان محترم دعوت میکنم که برای تماشای نتیجه این کوشش گروهی بیایند. اطمینان دارم حاصل زحمات ما مقبول و مورد توجه آنان خواهد بود.





