یاشار مؤمنزاده در گفتگو با صبا:
ژانر فانتزی هنوز جا نیفتاده است
در کشور ما این نوع تئاتر هنوز جا نیفتاده است. من به مخاطب حق میدهم، چون هرچه فانتزی دیدهاند یا در قالب برنامههای کودک بوده، یا در کانون پرورش فکری، یا شکلهای ناموفقی از یک نمایش فانتزی بوده است.

مریم عظیمی _ با اتمام بیست و دومین دوره جشنواره بینالمللی نمایشهای آئینی سنتی، اجرای عمومی نمایش «ریش فیدل،غبغب مرکل» در تالار حافظ از امروز یکشنبه از سر گرفته خواهد شد. شهاب الدین حسینپور کارگردانی این نمایش را که بر اساس نمایشنامهای از امیرعلی نبویان است، بر عهده دارد و محمد معتضدی، مهبد قناعت پیشه، ندا مقصودی و… تیم بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
با توجه به اینکه علاوه بازی در این نمایش، سرپرست گروه موسیقیِ کار نیز هستید روند رای شما چگونه پیش رفت؟
من از پیش تجربه همکاری با آقای حسینپور را داشتم و در ابتدا نیز بخش موسیقی را به من سپردند و پس از آن راجع به این نقش صحبت و ابراز تمایل کردند که این نقش را من بازی کنم و پیرو این پیشنهاد خود آقای حسینپور و آقای غلامپور دراماتورژ کار درباره نقش توضیحات کافی را دادند و حقیقتش از همان هفتههای ابتدایی تمرین، به تدریج به آن شخصیت، بدن و صدایی که مدنظر داشتم، رسیدم. در همین حین برای انتخاب نوازندگان فراخوانی منتشر کردیم و از میان بیش از صد نفر از جوانانی که شرکت کرده بودند، تعدادی را برگزیدیم. البته در مرحله دوم اجراها، برخی از اعضا امکان ادامه همکاری نداشتند و جایگزین آنها نیز از میان جوانان مستعد دیگر انتخاب شد.
آیا نقش را تیپ در نظر گرفتید؟
بله، شخصیتی که ساخته شده تیپ است. من درباره بدن، حرکت، میمیک و صدای او بسیار فکر کردم. در این مسیر، آقای حسینپور و آقای غلامپور نیز راهنماییهای ارزشمندی کردند و در نهایت این تیپ شکل گرفت. این نقش اگرچه شخصیتی است بسیار ساده، اما در عین سادگی، پیچیدگیهای خاص خود را دارد. این کاراکتر، هم صیاد است، هم روی صحنه موسیقی مینوازد و میخواند، هم مدام در حال نالهکردن است و در عین حال، همواره با جمع حرکت میکند. در واقع، شخصیتی عجیب و چندوجهی است. بدن و صدایی که برای این نقش ساختهام در کنار گریم فانتزی که خانم اسکندری برای ما انجام دادهاند، موجب شده که در پایان اجرا، تماشاگران من و یکی دیگر از همکارانم را تا زمانی که دیگران معرفیمان کنند، نمیشناسند و این اتفاق برایم بسیار جالب است؛ چراکه در طول بیست سال فعالیت در تئاتر، نخستین بار است که با چنین تجربهای مواجه میشوم.
اینگونه آثار این امکان را به بازیگر میدهند که تمام تواناییهایش از صدا، بدن و سایر ویژگیها را در متفاوتترین شکل بکار گیرد. پیرو این امر حضور در چنین آثاری چه اهمیت و جایگاهی برای بازیگر دارد؟
برای من بهشخصه اهمیت بسیار زیادی دارد، چون خیلی کم پیش آمده که کاری فانتزی به من پیشنهاد شود. به نظر من این یک اتفاق ویژه برای هر بازیگری است، چون متأسفانه در سالهای اخیر کارگردانان اغلب متنی را انتخاب و صرفا میزانسنهایی را مشخص میکنند بدین ترتیب است که بازیگران از اینسو وارد صحنه شده، از آنسو بیرون رفته و یکسری دیالوگها به صورت خیلی رئال رد و بدل میشود و صرفاً پیامی را منتقل میکند. متاسفانه مخاطب کار فانتزی نیز دو دستهاند، یا این نوع آثار را خیلی دوست دارند، یا فکر میکنند شبیه نمایش کودکانه و «جنگ» است و از آن خوششان نمیآید. ولی اگر بتوانیم این ژانر را در تئاتر پیدا کرده و بپرورانیم، حرکت مثبت و تاثیرگذاری خواهد بود چون به نظر من جای چنین کارهایی در تئاتر ما بسیار خالی است. ما میبینیم که آثار فانتزی در لندن یا برادوی گاهی تا ۱۷ یا ۱۸ سال مداوم روی صحنه میروند، هر شب اجرا میشوند و با وجود قیمتهای بالای بلیت، مردم از آن استقبال میکنند. اما متأسفانه در کشور ما این نوع تئاتر هنوز جا نیفتاده است. البته من تا حدی به مخاطب حق میدهم، چون هرچه فانتزی دیدهاند یا در قالب برنامههای کودک بوده، یا در کانون پرورش فکری، یا معمولا شکلهای ناموفقی از یک نمایش فانتزی بوده است. ولی امیدوارم در آینده این نوع آثار بیشتر پرورانده شوند و روزبهروز بهتر و پربارتر گردند.





