محمدامین قربانزاده در گفتگو با صبا:
لزوم تفکیک فیلمسازان نوپا و حرفهای در جشنواره فیلم کوتاه
امسال در جشنواره فیلمسازان مطرح هم حضور دارند. حضور آنها به کارهای کوچکتر ارزش میدهد ولی دوست دارم جشنواره فضا را طوری تنظیم کند که این دو گروه جداگانه دیده شوند تا انگیزه فیلمسازان نوپا حفظ شود.

معصومه دهقان _ محمد امین قربانزاده، فیلمساز ۲۳ ساله و فارغالتحصیل انجمن سینمای جوانان تهران، دومین تجربه کارگردانی خود را با فیلم کوتاه «ورگ کلا» رقم زده است. او که به اقتباس از قصههای ایرانی و ادبیات فولکلور علاقهمند است، در این گفتوگو با روزنامه صبا درباره ایده شکلگیری فیلم، روند تولید و تجربه حضورش در جشنواره فیلم کوتاه تهران صحبت میکند.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و کمی از پیشینهتان بگویید.
من محمد امین قربانزاده هستم، ۲۳ ساله و دانشآموخته انجمن سینمای جوانان تهران از دوره سال۱۴۰۱ هستم. رشته تحصیلیام ادبیات فارسی است و به فیلمسازی علاقه زیادی دارم، خصوصاً در زمینه اقتباس از داستانها و قصههای ایرانی. این دومین تجربه حرفهای کارگردانی من است و اولین فیلمم هم اقتباسی بود که سال گذشته در جشنواره حضور داشت. از بچگی با سینما و ادبیات ارتباط داشتم و همیشه دوست داشتم از داستانهای ایرانی در دنیای فیلمسازی استفاده کنم.
چه شد که برای دومین تجربه کارگردانیتان باز هم سراغ اقتباس رفتید و ایده اصلی این فیلم از کجا شکل گرفت؟
علاقهام به قصههای فولکلور ایرانی و داستانهای کهن باعث شد بخواهم دومین فیلمم هم اقتباسی باشد. یکی از داستانهایی که توجهام را جلب کرد، قصهای از یک روستا در شمال مازندران بود که اهالیاش معتقد بودند مردم آن روستا بر اثر غروب آفتاب تبدیل به «گرگ» میشوند. این قصه بیشتر شبیه افسانههای مادربزرگها بود و من آن را با شعر مثنوی« گرگ» از فریدون مشیری تلفیق کردم تا داستانی شاعرانه و تمثیلی بسازم. داستان پدری که برای انتقام خون دخترش به آن روستا برمیگردد، محور اصلی فیلم است. در واقع، این فیلم یک برداشت آزاد از همان افسانههای قدیمی است که در کنار هویت فولکلوریک خود، معانی عمیقتری را از انسانیّت و انتقام مطرح میکند.
متن فیلمنامه را خودتان نوشتید؟ درباره روند تحقیق و نگارش آن بگویید و اینکه چقدر زمان صرف شکلگیری ایده و آمادهسازی فیلمنامه کردید؟
بله، خودم به همراه یکی از دوستانم متن فیلمنامه را نوشتم. روند تحقیق و نگارش، پیشتولید و تولید تقریباً سه ماه طول کشید. تحقیقات زیادی در زمینه قصههای ایرانی و اسطورهها انجام دادم تا به یک شکل درست و مناسب برای فیلمنامه برسم. همچنین، برای این که داستان دقیقتر و قابلقبولتر باشد، سعی کردم از منابع مختلفی برای تحقیق استفاده کنم.
لوکیشن و بازیگران در فضای شاعرانه و فولکلوریک فیلم نقش مهمی دارند؛ درباره روند انتخاب محل فیلمبرداری و بازیگران بگویید و اینکه چگونه به ترکیب نهایی مورد نظرتان رسیدید؟
فیلم را در دو روز در روستای دربندسر شهرستان لواسان ضبط کردیم. روستاهای شمالی با گویش و فرهنگ خاصشان جذابیت زیادی داشتند. در این روستا، فضایی کوهستانی و جنگلی وجود دارد که به شدت به فضای فیلم کمک کرد. بازیگر اصلی فیلم یکی از دوستانم بود که تجربه بازیگری نداشت ولی چهره و ظاهرش دقیقاً همان چیزی بود که در ذهنم بود. بازیگر کودک هم داشتیم که چهرهاش دیده نمیشود و نقش بسیار مهمی در فیلم داشت. انتخاب بازیگران برای من بیشتر به درک درست از شخصیتها و ارتباط آنها با فضاهای خاص در داستان مربوط میشد. البته بازیگران انتخابشده، برخلاف بسیاری از فیلمها که ستارهها و بازیگران مشهور را میخواهند، به دلیل شرایط خاص تولید، بیشتر از میان دوستان نزدیک و با توجه به نیازهای فیلم انتخاب شدند.
با توجه به اینکه این فیلم به شکل شخصی ساخته شده، درباره چالشهای مالی و حمایتی بگویید و اینکه چگونه توانستید با محدودیتها کیفیت فیلم را حفظ کنید؟
خب، واقعیت این است که فیلمسازی هزینهبر شده و ما بیشتر با سرمایه شخصی خودم و تهیهکنندهام امیر تیموری کار کردیم. به دلیل روند طولانی و سخت جذب حمایتهای ارگانی، تصمیم گرفتیم کار را جمع و جور و دوستانه پیش ببریم. البته پس از تولید برای دریافت حمایتهای پساتولید به انجمن سینمای جوانان مراجعه کردیم. در واقع، مشکلات مالی همیشه در سینما وجود دارد و ما تلاش کردیم با کمک دوستان و اعضای گروه این مشکلات را به حداقل برسانیم. مهم ترین ویژگی این کار برای من گروه دوستانه و حرفهای بود که نه تنها در این کار بلکه در پروژه های دیگر هم با هم هستیم و تلاش میکنیم در حوزه شخصی خودمان، بهترین باشیم، این در مورد تک تک اعضای گروه صدق میکند.خودم همیشه به دنبال این هستم که در هر پروژه، حتی با محدودیتهای مالی، کیفیت کار را حفظ کنم.
تجربه حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران برای شما چه اهمیتی دارد و این فرصت چه تاثیری بر مسیر حرفهای و دیده شدن فیلمسازان جوان میتواند داشته باشد؟
حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران برای فیلمسازان جوان بسیار ارزشمند است چون فضایی حرفهای و بزرگتر از جشنوارههای منطقهای فراهم میکند. این حضور باعث دیده شدن فیلم، گرفتن بازخورد و آشنایی با اهالی سینما میشود که برای تصمیمگیری درباره مسیر حرفهای بسیار مهم است. جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان یک سکوی پرتاب، میتواند تاثیر زیادی در شناسایی کارگردانها و پروژههای مستقل داشته باشد. برای من که تدوینگر هم هستم، این تجربه کمک کرد بهتر بفهمم چطور میتوانم فیلم بسازم و مسیرم را انتخاب کنم.
بازخورد فیلم را در جشنواره چطور پیشبینی میکنید؟
فیلم فضای شخصی و شاعرانهای دارد و همین باعث شده بازخوردها متفاوت باشد؛ امیدوارم روایت تصویری و فضای کوهستانی فیلم برای مخاطبان جذاب باشد. فیلمهای شخصی معمولاً واکنشهای متفاوتی به همراه دارند و این کاملاً طبیعی است. به هر حال، من به بازخوردهای مختلف اهمیت میدهم و سعی میکنم از آنها برای بهتر شدن استفاده کنم.
نکته خاصی هست که دوست داشته باشید درباره جشنواره بگویید؟
یکی از دغدغههایم این است که امسال در جشنواره فیلمسازانی با سابقه و مطرح هم حضور دارند که ممکن است برای فیلمسازان تازهکار حس رقابت ناعادلانه ایجاد کند. البته حضور آنها به کارهای کوچکتر ارزش میدهد ولی دوست دارم جشنواره فضا را طوری تنظیم کند که این دو گروه جداگانه دیده شوند تا انگیزه فیلمسازان نوپا حفظ شود و ناامید نشوند. بهویژه در جشنوارههایی که در آنها فیلمسازان مبتدی و حرفهای در کنار هم قرار میگیرند، نیاز به تمایز قائل شدن در داوریها و ارائه فضای مناسب برای هر گروه وجود دارد.
اگر فیلمتان در جشنواره جایزه نگیرد یا دیده نشود، دلسرد میشوید؟
نه، اصلاً اینطور نیست. مهم این است که راهمان را ادامه دهیم و از فرصتها برای رشد استفاده کنیم. حضور در جشنواره خودش یک تجربه ارزشمند است و باعث میشود بهتر برای آینده تصمیم بگیریم. در نهایت، مهم این است که در سینما همیشه با تجربههای جدید روبرو میشویم و این به ما کمک میکند تا در مسیر پیشرفت قرار بگیریم.
حرف آخر؟
دعوت میکنم همه فیلمسازان، چه تازهکار و چه حرفهای، در جشنواره حضور داشته باشند و از این فضای حرفهای بهره ببرند. این تجربه به همه کمک میکند مسیرشان را بهتر پیدا کنند و انگیزهشان برای ساخت فیلم حفظ شود. سینما به ما این فرصت را میدهد که داستانهایمان را روایت کنیم و به دنیای جدیدی از دیدگاهها و احساسات پی ببریم. من امیدوارم که همه ما در این مسیر با هم رشد کنیم و از تجربیات همدیگر بهره ببریم.





