آرمین اعتمادی در گفتگو با صبا:
علاقه و رویای سینما همیشه در من وجود داشت
علاقه و رویای سینما همیشه در من وجود داشت. این پیش زمینهها در کنار یک پایه آکادمیک به من کمک کرد تا در انتخاب مسیر سینما دیگر شکی نداشته باشم و پس از آن، مستقیم به سمت سینما آمدم.

مریم عظیمی– در دومین روز از جشنواره فیلم کوتاه تهران، خبرنگار روزنامه صبا با سه فیلمساز گفتوگو کرده است که هر یک مسیر متفاوتی را در فیلمسازی پیمودهاند. اصغر لائی با دو فیلم «داروگ» و «زیارت» به تنهایی و معنای بقا میپردازد، آرمین اعتمادی در «ما قبل تاریخ» از فقدان و فروپاشی ذهنی سخن میگوید، و هادی رضایتی در «تیتان» سراغ ریشههای فولکلور و اسطوره در سرزمین تالش رفته است. سه گفتوگو با سه جهان متفاوت، که در عین تنوع، در یک نقطه به هم میرسند: جستوجوی انسان در مواجهه با خویشتن.
آرمین اعتمادی که سال ۱۴۰۲ با فیلم «رویای نیمه جان» در این جشنواره حضور داشته این بار با فیلم کوتاه «ما قبل تاریخ» بازگشته است. فیلم «ماقبل تاریخ» هم اکنون در جشنواره ایسفا، خانه سینما نیز حضور دارد و تا این لحظه در سه رشته کاندید شده است. این فیلم که به مسئله فقدان میپردازد، سومین بخش از یک سهگانه در ژانر درام روانشناختی است.
فیلمسازی را چگونه آغاز کردید؟
من مدرک فوق لیسانس مهندسی مکانیک از دانشگاه شریف دارم و تا سال ۱۳۹۴ در رشته مهندسی فعالیت میکردم و مسیر دیگری را در نظر داشتم. با این حال علاقه و رویای سینما همیشه در من وجود داشت و در مقطع کارشناسی ارشد احساس کردم که مسیر واقعی من سینماست. در سال ۱۳۹۴ به دورههای دو ساله انجمن سینمای جوان رفتم و آموزش فیلمسازی دیدم. البته پیش از آن سابقه نوشتن در زمینه داستان کوتاه داشتم و به خاطر علاقهام به پژوهش در زمینه تاریخ هنر و تاریخ سینما در زمینه نقد نویسی نیز فعالیت میکردم. این پیش زمینهها در کنار یک پایه آکادمیک به من کمک کرد تا در انتخاب مسیر سینما دیگر شکی نداشته باشم و پس از آن، حتی یک روز هم در مهندسی مکانیک فعالیت نکردم و مستقیم به سمت سینما آمدم.
فیلم «ما قبل تاریخ» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
این فیلم در واقع بخشی از یک سهگانه است که محور مشترک آنها، مسئله درام روانشناختی است. هر سه فیلم، سایکودرام یا یک درام روانشناختی را به تصویر میکشند که در آن یک کاراکتر زن درگیر مسائلی در این زمینه است. در فیلم سوم یعنی «ما قبل تاریخ» شخصیت دچار ترومای حاصل از سوگ از دست دادن پارتنرش است. این فقدان باعث به هم ریختگی ذهنی او شده است. در تمامی این سه فیلم، فضا و زمان نه بازتابی از واقعیت بلکه بازتابی از ذهن کاراکتر هستند. فیلم «ما قبل تاریخ» در امتداد دو فیلم قبلی ساخته شد و هدف من این بود که یک تجربهی فرمی در لوکیشن، فضا و زمان داشته باشم؛ به گونهای که بازیگر اصلی، خانه خود را نه در فضایی بسته، بلکه در مکانهایی که از آنها خاطره دارد، مشاهده کند. برای مثال، خانه کاراکتر در خیابان، اتاق خواب او در لب ساحل دریا به تصویر درآمد. به این ترتیب، بازتابی از خاطره در تلاقی با واقعیت نمایش داده شد.
با این اوصاف، سبک و ژانر فیلم را چگونه معرفی میکنید؟
سبک فیلم به سورئالیسم تنه میزند ولی ژانر آن درام روانشناختی است.
آیا بازیگر هر سه اثر یک نفر است؟
قرار بود که در فیلم اول نیز خانم الهه بخشی بازی کنند، اما متأسفانه حضور نداشتند. ولی بازیگر فیلم دوم و سوم، ایشان هستند.
آیا در این اثر از جلوههای ویژه یا تکنیک خاصی استفاده شده است؟
خیر، تأکید من بر این بود که به دلیل وقتگیر و پرهزینه بودن جلوههای ویژه، همچنین برای حفظ کنترل حس بازیگر و چیدمان صحنه، هیچ جلوه ویژهای به کار نگیریم. تمامی دکورها ساخته شدند؛ برای مثال، اتاق خواب در لب ساحل به صورت چارچوبی بدون دیوار و با چیدمان وسایل ساخته شد، به گونهای که انگار دیواری وجود ندارد.
به نظر میآید که با یک تولید لوباجت روبرو نیستیم.
هرچند که فیلم یک پروژه کم هزینه نیست اما در دسته فیلمهای کوتاهی که این روزها با هزینههای میلیاردی ساخته میشوند نیز قرار نمیگیرد. خوشبختانه بیشتر عوامل کار در نهایت همراهی و با حداقل دستمزد در پروژه حضور داشتند چون کار با استفاده از پسانداز شخصی و وام پیش رفت.
مدت زمان فیلمبرداری چقدر بود و آیا در خصوص ساخت دکور در لوکیشنهای عمومی با چالشی مواجه بودید؟
فیلمبرداری در شش روز انجام شد و یک روز به دلیل ساخت دکور در تهران تعطیلی داشتیم. ما در واقع برای دکوری که در تهران ساخته بودیم، مجوز ناجی هنر را داشتیم و قصد داشتیم مجوز شهرداری را نیز اخذ کنیم. مسئولین شهرداری به دلیل عدم آشنایی با جزئیات پروژه، به صورت شفاهی اعلام موافقت کردند و گفتند که برای خیابان، مترو یا پارک مشکلی نیست و میتوانید فیلمبرداری کنید. اشتباه ما این بود که موافقتنامه کتبی دریافت نکردیم. ما بالای میدان صنعت در محور شمال به جنوب که به تردد بسته است، ستون و داربستهایی اجرا کرده بودیم و وقتی در روز اول فیلمبرداری، مسئولین متوجه شدند که شرایط با آنچه تصور میکردند متفاوت است، یک روز فیلمبرداری متوقف شد تا مجوز کتبی شهرداری کسب شود. پس از آن، با تلاش دوستان، موافقت رسمی گرفته و مشکل برطرف شد. اما در شمال کشور، شرایط راحتتر بود. خوشبختانه یک ساحل و پلاژ اختصاصی پیدا کردیم بخصوص که برای من مهم بود خلوتی محیط حفظ شود و فقط کاراکتر اصلی در قاب دیده شود.





