تحلیلی بر فیلم کوتاه «خداحافط آشغال» ساخته برادران ارک
عبور از تاریکی
عمده شهرت برادران ارک در سینما به واسطه بیان «خلاقانه» آنهاست، عاملی که در تمام ساختههای آنها به شکلی موثر جریان داشته و ذهنیت خاص این دو باعث شده تا تماشاگران عام نیز با این اثر همذات پنداری کنند.

وجیهه فصیحی؛ صبا/- سینمای ایران مدتهاست که در چنبره قواعد، ساختارها و ژانرهایی ثابت و کلیشهای متوقف شده و نوسانهای مدام اقتصادی و گران شدن فرآیند تولید فیلم، ساخت آثار متفاوت و خارج از بدنه جریان اصلی را بیش از پیش دشوار کرده است.
اگر در دهههای گذشته سینمای متفکر ایران به واسطه وجود کارگردانهایی از نسلهای مختلف، از عباس کیارستمی گرفته تا شهرام مکری، دارای رویکردهای خلاقانه و حاوی پیشنهادهای بیانی و لحنی تازه بود، امروز این روند اگر متوقف نباشد، با کندی بسیاری مواجه شده است.
حالا دیگر باید بازیهای فرمی و ساختارهای تازه را تنها در سینمای کوتاه جست و جو کرد. مدیومی که توانسته در سالهای اخیر بیش از سینمای بلند، مرزهای جشنوارههای مطرح جهانی را درنوردیده و حرفهای بسیاری برای گفتن داشته باشد.
برادران ارک سالهاست در سینمای ایران به چهرههایی شناخته شده بدل شدهاند. بهره گیری از فضای بومی و قصههای کهن منطقه آذربایجان، اتکا به المانهای ژنریک و استفاده از شیوههای تصویری با امضای شخصی باعث شد تا «پوست» نخستین فیلم سینمایی بلند بهمن و بهرام ارک تا حد زیادی از جانب منتقدان و کارشناسان دیده شود و مورد تحسین قرار بگیرد.
پیشتر نیز این دو فیلمساز با کارگردانی فیلم کوتاه «حیوان» توجه بسیاری را برانگیخته بودند، اثری که موضوعیت، سوژه و نوع پرداخت روایی آن کاملا با مدیوم سینمای کوتاه آداپته شده بود و علاوه بر دریافت جایزههای جشنوارههای داخلی توانست در فستیوالهای بینالمللی نیز با استقبال مواجه شود و جایزه دوم بخش مهم سینه فونداسیون جشنواره فیلم کن را دریافت کند.
«خداحافط آشغال» تازهترین ساخته برادران ارک وامدار و در ادامه «پوست» ساخته پیشین آنهاست و نشان از تثبیت نوعی سلیقه روایی و بصری دارد.
بنیان و خط اصلی روایی این فیلم بر مبنای شخصیت مرکزی یک زن سالمند شکل گرفته و تنهایی او را در سفری خیال انگیز و برآمده از داستانهای کهن شفاهی، به همزیستی و درنهایت دوستی با موجودی خیالی سوق میدهد.
علی رغم آنکه «خداحافظ آشغال» خط داستانی مشخصی داشته و فیلمنامه نیز به شکلی مهندسی شده و دقیق به نگارش درآمده است، اما به نظر میرسد زمینههایی همچون چگونگی پیوند میان پیرزن و شخصیت خیالی به درستی در بافت قصه جانمایی نشده و پروسه نزدیکی آنها به یکدیگر، مدت زمانی بیش از یک فیلم کوتاه را نیازمند است.
ساخته تازه این دو برادر دارای زمینههای نمادینی است که چگونگی اتصال آنها با موقعیت داستانی، نیاز به صرف زمانی در حد یک فیلم بلند داستانی دارد و به همین دلیل و با وجود ویژگیهای پرشمار این اثر، «خداحافط آشغال» بر خلاف ساخته پیشین برادران ارک در سینمای کوتاه، به لحاظ منطق روایی از ظرفیتهای همچون لزوم ایجاز در این مدیوم فاصله داشته و به نظر میرسد تولید آن در حکم ماکتی برای ساخت نسخه بلند به شمار میرود.
عمده شهرت برادران ارک در سینما به واسطه بیان «خلاقانه» آنهاست، عاملی که در تمام ساختههای آنها به شکلی موثر جریان داشته و ذهنیت خاص این دو باعث شده تا تماشاگران عام نیز با این اثر همذات پنداری کنند.
با وجود ضعف در شخصیت پردازی و کاستیهایی در خصوص نوع نزدیک شدن و همذات پنداری کاراکترها با یکدیگر، همچنان میتوان «خداحافظ آشغال» را از فیلمهای مهم جشنواره چهل و دوم دانست.





