حمیده متولی زاده در گفتگو با صبا:
قفسها نمادی از محدودیتهای ذهن ما هستند
تمام آدمهایی که در طول شبانهروز میبینیم، نوعی محدودیت ذهنی برای خود دارند که مانع حرکتشان میشود. من این ایده را ابتدا بهصورت سیناپس نوشتم و نماد آن قفسهایی بود که بر سر مردم شهر قرار داشت.

مریم عظیمی– در چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، حضور پررنگ زنان انیمیشنساز بار دیگر نشان داد که سینمای کوتاه ایران تنها عرصه تجربهگری نیست، بلکه بستری برای اندیشیدن و گفتوگوست. سمانه شجاعی با سومین اثر خود، «ممنونم دکتر فارسی»، به چالشی میان «دیدن» و «شنیدن» میپردازد، و حمیده متولیزاده با نخستین فیلمش، «قفس»، ذهن انسان را در بند نمادها و محدودیتهای خودساخته به تصویر میکشد. گفتوگو با این فیلمسازان نشان میدهد چگونه تخیل، صبر و نگاه فلسفی زنان جوان، موتور خلاق انیمیشن امروز ایران شده است.
حمیده متولی زاده با اولین فیلم انیمیشن خود به نام «قفس» توانسته به جشنواره فیلم کوتاه تهران راه یابد. این انیمیشن ۳ دقیقهای به محدودیتهایی که ذهنمان میسازد پرداخته است. انیمیشن قفس با حضور در سی فستیوال فیلم جهانی در سراسر دنیا توانسته جوایزی از جمله جایزهی فستیوال جهانی کن، همچنین جایزهی بهترین انیمیشن سال ۲۰۲۵ فستیوال «پریمیر آواردز» و جایزه فستیوال فیلم ficimad اسپانیا را از آن خود کند.
ساخت انیمیشن را چگونه آغاز کردید؟
من کارشناسی ارشد سینما دارم و انیمیشن را در واقع ابتدا با یک پروژه دانشجویی شروع کردم. منتها تلاش کردم همان پروژه را در سطحی حرفهای پیش ببرم، به همین دلیل زمان زیادی برد، اما از نتیجهی کار رضایت دارم.
این فیلم با چه تکنیکی ساخته شده است؟
فیلم با تکنیک استاپموشن، در واقع عکسبرداری بهصورت فریمبهفریم انجام شده است البته از تکنولوژی نیز استفاده کردیم، اما تمام عروسکها بهصورت دستی ساخته و حرکت داده شدند و فریم به فریم عکسبرداری صورت گرفت. در نهایت، در مرحلهی تدوین، تمام فریمها به هم متصل شدند و نتیجهی نهایی به دست آمد.
ایدهی «قفس» چطور شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
من احساس کردم تمام آدمهایی که در طول شبانهروز میبینیم، یا اطرافیانمان در هر سن و موقعیتی، نوعی محدودیت ذهنی برای خود دارند که مانع حرکتشان میشود؛ بهویژه مانع حرکت مثبت. من این ایده را ابتدا بهصورت سیناپس نوشتم و نماد آن قفسهایی بود که بر سر مردم شهر قرار داشت. پس از آن طرح را با چند تن از دوستان و اساتیدم در میان گذاشتم که از آن استقبال کردند و من نیز آن را گسترش دادم تا در نهایت به «قفس» تبدیل شد.
تیم تولید چند نفره بود و چه کسانی با شما همکاری داشتند؟
از آنجا که پروژه دانشجویی بود و من امکان مالی برای تشکیل یک گروه بزرگ نداشتم، تلاش کردم با امکانات محدود کار را پیش ببرم. در این مسیر خواهرم، مهدیه که خود انیماتور است کمک بسیاری به من کرد. در مراحل تدوین و صداگذاری بیشتر کارها را خودمان یعنی من و خواهرم انجام دادیم؛ همین موضوع باعث شد زمان ساخت پروژه بیش از حد انتظار طول بکشد، با این حال، در مراحل تدوین و صداگذاری آقای محسن پاکنژاد و خانم دیانا صالحی همکاری بسیار مؤثری داشتند.
کل فرآیند ساخت چقدر طول کشید؟
از زمانی که سیناپس را نوشتم تا پایان مراحل صداگذاری بیش از یک سال زمان برد. البته طبیعی است که پروژههای اینچنینی به دلیل جزئیات زیاد و نبود یک گروه بزرگ، زمانبر باشند.
آیا در طول ساخت فیلم از حمایت انجمن سینمای جوان برخوردار بودید؟
خیر، چون این پروژه دانشجویی بود و باید آن را برای پایاننامه تحویل میدادم، فیلمنامه را برای انجمن ارسال کردم تا ببینم میتوانم سرمایهای برای ساخت فیلم دریافت کنم یا نه، اما حمایتی صورت نگرفت. البته خودم نیز نمیتوانستم خیلی صبر کنم تا ببینم آیا پروژه را قبول میکنند یا نه. بنابراین قبل از اینکه پاسخی از سوی انجمن دریافت کنم، خودم ساخت فیلم را آغاز کردم و فیلم بهطور کاملا مستقل ساخته شد.
فکر میکنید این جشنواره در نهایت چه تأثیری برای شما بهعنوان یک انیمیشنساز خواهد داشت؟
من در سالهای گذشته بهعنوان دانشجو در جشنواره شرکت کرده بودم و این نخستین سالی است که بهعنوان فیلمساز در جشنواره حضور دارم. از آنجا که در حال حاضر پنج فیلمنامه کوتاه دارم که آماده ساخت هستند و به قطعا دنبال تهیهکننده و سرمایهگذارم تا بتوانم آنها را بسازم. البته فیلم دومم را نیز ساختهام و بهزودی وارد مرحله تدوین میشود. منظورم از پروژه بعدی، فیلم سومم است. طبیعتاً اگر جشنواره بتواند زمینهای فراهم کند که بتوانم کارهای بعدیام را راحتتر و بدون نیاز به سرمایه شخصی بسازم، بسیار خوشحال خواهم شد.





