عماد سلمانیان در گفتگو با صبا:
سینمای تجربی و خطر مرگ هنری؛ هشدار یک فیلمساز جوان
من به سینمای داستانی علاقهمند هستم و فکر میکنم که سینمای داستانی میتواند بیشتر به من و مخاطبان کمک کند. سینمای داستانی، حتی اگر کمدیالوگ یا بیدیالوگ باشد، برای من جذابتر است.

معصومه دهقان _ فیلم کوتاه تجربی «هفت وادی»، اثر جدید عماد سلمانیان یکی از آثار پذیرفته شده در جشنواره فیلم کوتاه تهران است. داستان فیلم که برگرفته از شعر هفت وادی عطار نیشابوری است، مخاطب را به سفری درونساز و معنوی میبرد، جایی که هفت مرحله روحانی مختلف را از دیدگاه فردی و معنوی روایت میکند. در این مصاحبه، با کارگردان درباره مسیر سینمایی او، چالشها و تجربیات شخصیاش در ساخت این اثر به گفتوگو نشستهایم.
لطفاً کمی از خودتان و شروع کارتان در سینما بگویید.
من متولد سال ۱۳۶۰ هستم و از سن ۱۶ سالگی وارد انجمن سینمای جهان آبادان شدم. اولین فیلمام را سال ۱۳۷۷ کار کردم و اولین حضورم در جشنوارهها سال ۱۳۷۹ بود که در جشنواره جهانی تک، جایزه اول را دریافت کردم. بعد از آن چند سالی وقفه داشتم و دوباره از سال ۱۳۸۸ کارهای سینماییام را آغاز کردم و اکنون نزدیک به ۱۵ یا ۱۶ سال است که مشغول به کار هستم.
آیا تحصیلات آکادمیک سینما دارید یا بیشتر تجربی بوده است؟
بله، من در دانشکده هنر انقلاب تهران تحصیل کردهام و مدرک کارشناسی سینما دارم. البته بیشتر از آنچه که در دانشگاه آموخته بودم، تجربیات خودم در عرصه سینما به من کمک کردهاند. خیلی از نکات سینمایی را به صورت تجربی و در کارهای مختلف یاد گرفتهام.
در مورد فیلم جدیدتان بیشتر توضیح دهید. چطور تصمیم گرفتید چنین فیلمی بسازید؟
ایده فیلم از تجربهها و پژوهشهای مختلف من نشأت گرفت. همیشه به عدد هفت علاقه داشتم، چون در ادیان مختلف، از جمله اسلام، مسیحیت، یهودیت، و بودا، این عدد مقدس است. به دنبال تحقیق در این زمینه، به «هفت وادی» عطار نیشابوری رسیدم. در واقع، تصمیم گرفتم یک فیلم تجربی بسازم که به این هفت مرحله عرفان پرداخته باشد. لوکیشنها و فضاهای مختلفی که در طول سفرهایم به جزیره هرمز و قشم دیده بودم، نیز الهامبخش این پروژه بودند.
چرا تصمیم گرفتید فیلمی تجربی بسازید؟
من فیلمهایی که تا حالا ساختهام، در سبکهای مختلف بودهاند. تجربهای که در فیلمسازی داشتم، به من اجازه داد که از شیوههای مختلف استفاده کنم. برای من، مسئله اصلی در ساخت این فیلم، انتقال معنا و مفهوم بود. برای همین تصمیم گرفتم که فیلم به صورت تجربی ساخته شود تا مخاطب به درک بیشتری از موضوع برسد.
فیلم شما به نظر میرسد که ساختاری اپیزودی دارد. درست است؟
بله، فیلم در هفت قسمت تقسیم شده که هر قسمت مربوط به یکی از مراحل عرفانی است. این قسمتها به نوعی بازتابدهنده «هفت وادی» عطار نیشابوری هستند.
در روند تولید فیلم چه چالشهایی داشتید؟
تولید این فیلم چالشهای زیادی داشت. از جمله فاصله زیاد لوکیشنها تا محل سکونتم. فیلمبرداری در جزیره قشم و هرمز انجام شد که چیزی حدود ۱۲۵۰ کیلومتر با محل سکونت من فاصله داشت. علاوه بر این، فیلم به دلیل وجود جلوههای ویژه بصری، زمانبر بود و کار تولید به تعویق افتاد.
چقدر زمان برد تا فیلم آماده شود؟
کل روند تولید از پیشتولید تا پستولید حدود دو سال طول کشید. پیشتولید از بهمن ۱۴۰۰ شروع شد، فیلمبرداری در اردیبهشت ۱۴۰۲ به پایان رسید و تدوین فیلم در خرداد همان سال انجام شد.
در ساخت این فیلم از چه تکنیکهای خاصی استفاده کردید؟
در این فیلم از تکنیکهای خاصی در عکاسی یا فیلمبرداری استفاده نکردم. بیشتر تمرکز من روی محتوا بود و تلاش کردم فیلم با یک نگاه کلاسیک و ساده ساخته شود. فرم و ساختار فیلم، در خدمت محتوا بود و برای من مهمترین چیز، انتقال مفهوم فیلم به مخاطب بود.
چرا تصمیم گرفتید فیلم را به صورت تجربی بسازید و نه داستانی؟
با توجه به محتوای خاص فیلم و موضوع عرفان، یک روایت داستانی معمولی برای این پروژه مناسب نبود. من نمیخواستم فیلم به صورت یک داستان خطی روایت شود. همچنین ترجیح دادم که فیلم بدون دیالوگ باشد تا مخاطب بیشتر به فضای فیلم و مفاهیم آن توجه کند.
آیا این اولین تجربه شما در سینمای تجربی است؟
بله، این اولین تجربه من در سینمای تجربی است. البته پیش از این، فیلمهای کوتاه دیگری ساختهام که به نوعی تجربی بودهاند، اما این پروژه کاملاً متفاوت است. احتمالاً این آخرین تجربه من در این زمینه خواهد بود، زیرا من بیشتر به سینمای داستانی علاقه دارم.
چرا فکر میکنید که این فیلم آخرین تجربه شما در سینمای تجربی خواهد بود؟
من به سینمای داستانی علاقهمند هستم و فکر میکنم که سینمای داستانی میتواند بیشتر به من و مخاطبان کمک کند. سینمای داستانی، حتی اگر کمدیالوگ یا بیدیالوگ باشد، برای من جذابتر است. به همین دلیل تصمیم گرفتم که این کار را به عنوان یک تجربه انجام دهم و به آن پایان دهم.
در مورد تجربیات دیگر خود در دنیای انیمیشن صحبت کنید.
من یک تجربه اشتباه در زمینه انیمیشن داشتم. یک انیمیشن به عنوان کارگردان ساختم، اما متوجه شدم که باید دانش عمیقی از انیمیشنسازی داشته باشم تا بتوانم آن را به درستی هدایت کنم. این تجربه برای من بسیار چالشبرانگیز بود، چرا که این پروژه با آنچه در ذهن داشتم، تطابق نداشت.
در نهایت چه پیامی برای هنرمندان جوان دارید؟
به هنرمندان جوان توصیه میکنم که در برابر چالشها و شکستها ناامید نشوند. سینما نیاز به شجاعت، تلاش و پشتکار دارد. همچنین از داوران و مسئولان جشنوارهها میخواهم که با دقت بیشتری فیلمها را ارزیابی کنند. ممکن است فیلمی که توسط یک هنرمند جوان ساخته میشود، پتانسیل زیادی داشته باشد، اما به دلیل بیتوجهی یا روابط نادرست، از جشنواره پذیرفته نشود. این میتواند تأثیر زیادی روی روحیه و مسیر حرفهای آن هنرمند داشته باشد.





