علیرضا ملکمحمودی در گفتگو با صبا:
کودکان باید خود را ببیند و دوست داشته باشند
کودکان باید بتوانند خودشان را ببینند. باید به آنها یاد بدهیم که خودشان را ببینند و دوست داشته باشند، نه اینکه مدام با دیگران مقایسه شوند و به نظرم آینه بهترین ابزار برای بیان این مفهوم است.

مریم عظیمی– نمایش کودک «غول آرزو» که برای رده سنی ۵ سال به بالا است به نویسندگی امین رضا ملک محمودی و سعید حاجیحیدری و با کارگردانی علیرضا محمودی اولین نمایش کودکی است که در سالن هما به مدیریت سام درخشانی روی صحنه میرود. این نمایش داستانِ باسل یک بچه غول پر شر و شور را روایت میکند که دلش میخواهد آرزوهای انسانها برآورده کند تا آرزوی خودش نیز برآورده شود اما در این راه ماجراهایی در انتظار اوست. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با کارگردان این نمایش را میخوانید.
تئاتر را چگونه آغاز کردید؟
یکی از دلایلی که باعث شد به سمت تئاتر کشیده شوم، برادرم امین رضا بود. پدرم مدیر سینما کانون و زمانی تنها تفریحمان فقط رفتن به سینما بود. اغلب میرفتیم پشت صحنه تا ببینیم روند پخش فیلم چگونه است. اما بعد از مدتی که از این فضا فاصله گرفته بودم، نزد استاد آرش شریفزاده، یکی از استادان بسیار تأثیرگذار تئاتر کودکی رفتم و گفتم که میخواهم تئاتر کار کنم، مدیر صحنهی کارشان شدم و از همانجا شروع کردم. من در واقع من بهصورت تجربی وارد این مسیر شدم اما در آکادمی کارنامه دورهی کارگردانی را زیر نظر استاد رضا گوران گذراندم و دورهها و کلاسهای آموزشی دیگری نیز شرکت کردم تا تجربه و دانشم را گسترش دهم. که شرایط برایشان فراهم شود، تا اینکه خودشان تلاش کنند.
یکی از نکاتی که در اثر شما به چشم میخورد، تفاوت در طراحی دکور است. دکور این نمایش متفاوت از دیگر نمایشهای کودک است و از بازی سایهها، به ویژه از آینه، که معمولا برای ایجاد «فاصلهگذاری» بهکار میرود، بهره بردهاید.
یکی از دلایل این طراحی صحنه به محدودیتهای خود سالن باز میگردد. در متن اصلی، دکور سنگینی برای این نمایش در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، من برای آنکه بتوانم مفهوم صحنهها را درست منتقل کنم، از بازی سایه استفاده کردم. در مورد استفاده از آینه هم باید بگویم که شخصا گاهی به آینه نگاه میکنم و باین میاندیشم که آینه فقط برای دیدن خودمان نیست، بلکه ماهیت خود آینه است که برایم اهمیت دارد. کودکان باید بتوانند خودشان را ببینند. باید به آنها یاد بدهیم که خودشان را ببینند و دوست داشته باشند، نه اینکه مدام با دیگران مقایسه شوند و به نظرم آینه بهترین ابزار برای بیان این مفهوم است؛ زمانی که کودک روبهروی خودش قرار میگیرد، به شناخت و پذیرش میرسد. یکی دیگر از دلایل استفاده از این فضا و دکور این بود که دلم میخواست مخاطبان آیندهی من، یعنی کسانی که قرار است تئاترهای بزرگسال مرا ببینند، همین بچهها باشند. یعنی از همین حالا کودکانی را تربیت کنیم تا بتوانند با مفاهیم سنگینتر تئاترهای بزرگسال مواجه شوند.
بازخوردی که تاکنون دریافت کردهاید چگونه بوده است؟
این دهمین اجرای ما بود و تا امروز هیچ بازخورد منفی از مخاطبان نگرفتهام. البته طبیعی است که هر تئاتری ایراداتی دارد و خودمان نیز به آن واقف و در حال برطرف کردنشان هستیم. از طرفی با اینکه نمایش ما اولین نمایش کودک به صحنه رفته در سالن هما است و این کارکرد جدید سالن هنوز برای بسیاری ناشناخته، اما استقبال مخاطبان عالی بوده و ما نیز از اجرا در این سالن بسیار راضی هستیم، چون برخورد مدیریت سالن نیز بسیار حرفهای و محترمانه بوده است. اولین دغدغهی آنها کیفیت اجرا بود، و از همان ابتدا استاندارد برخورد کردند. پیش از ما هم نمایشها کودک دیگری برای این سالن اقدام کرده بودند، اما خوشبختانه ما پذیرفته شدیم. در این مسیر، خانم ژاکلین آواره نقش بسیار تأثیرگذاری داشتند.
در زمینه تهیه اثر مسیرتان چگونه بود؟
تهیهکنندهی این کار آقای امیرسامان غلامی هستند و همهچیز را از خودشان تأمین کردند؛ ما هیچ حمایتی از هیچ نهاد یا ارگانی دریافت نکردیم و آقای غلامی نه فقط از نظر تأمین بودجه، بلکه برای تهیه و آمادهسازی وسایل و اجرای کار نیز شخصاً زحمت کشیدند. همهچیز را خودشان انجام دادند و واقعاً با تمام وجود وارد پروژه شدند. در نهایت پس از صحبت ایشان با سالن، متن را برای بازبینی فرستادیم. بعد از تأیید متن، آقای درخشانی آمدند و اجرای ما را دیدند. در واقع، ما بازبینی مخصوصی برای خود آقای درخشانی را داشتیم که به نظرم کار بسیار درستی است. ایشان اجراهایی را که در سالن تحت مدیریت خودش روی صحنه میروند، را شخصاً میبیند تا در جریان روند کارها باشد. برخوردشان بسیار محترمانه بود و حمایتشان تا امروز ادامه داشته که واقعاً این برای من ارزشمند است.
تمرینات این نمایش چقدر طول کشید؟
قرار ما بر این بود که در اردیبهشت یا خردادماه اجرا برویم، اما در همان زمان سالن تصمیم گرفت یک دپارتمان تئاتر کودک تأسیس کند. با تشکیل این دپارتمان، کار ما نیز وارد آن بخش شد و لازم بود مجدداً گفتوگوها و هماهنگیهایی صورت گیرد. همچنین باید مشاورههایی درباره روند کار دریافت میکردیم. با آغاز جنگ، همهچیز به تعویق افتاد و همینطور عقب افتاد تا در نهایت به مهرماه رسیدیم. برنامهریزی اولیه این بود که تمرینها دو ماه طول بکشد، اما بهخاطر اتفاقاتی که پیش آمد، روند کار طولانیتر شد. هزینهها نیز واقعاً بالا رفت و در مجموع حدود ۵۰ جلسه تمرین داشتیم.
آیا در روند تولید از مشاوره اساتیدتان در این حوزه نیز استفاده کردید؟
در این نمایش تلاشمان بر این بود که تا جای ممکن خودمان کار را پیش ببریم. هدف این بود که بر اساس مفهوم خود اثر، کار را با نگاه و تجربهی خودمان بسازیم و ببینیم به چه نتیجهای میرسیم. البته من خیلی نظر میگرفتم؛ بازیگران هم بسیار همراهی کردند و نظراتشان در روند کار تأثیر زیادی داشت. در این میان باید از مصطفی دارابی یاد کنم چرا که به عنوان کارگردان اثر واقعاً در بسیاری از مراحل، مدیون لطفش هستم. او با دقت و صبر کنارم ایستاد و همین باعث میشد با خیال راحتتر کار کنم. البته مشاورههای خانم ژاکلین آواره بهعنوان رئیس دپارتمان تئاتر کودک سالن هما نیز بسیار تاثیرگذار بود. ایشان کارگردان هستند و در حوزهی تئاتر بزرگسال نیز فعالیت داشتهاند. چند روز دیگر هم اجرای خودشان در همین سالن آغاز میشود.
سخن پایانی:
از همهی کودکان و نوجوانان دعوت کنم تا تئاترهایی را ببینند که متناسب با سنشان ساخته شدهاند. امیدوارم این تجربهها برایشان الهامبخش باشد و تئاتر را بیشتر بشناسند و دوست بدارند. از همه همکارانم در روند تولید این نمایش از دستیار کارگردان تا آهنگساز کار و… بسیار ممنونم که در کنارم بودند تا این اثر به اجرا برسد.





