امیر بشیری در گفتگو با صبا:
در «دشتستان» نگاهی متفاوت به دنیای جوانان داریم
در قصه، سه جوان از نقاط مختلف کشور در یک اتاق با هم هماتاقی میشوند. هر کدام دغدغهها و داستانهای شخصی خودشان را دارند و در طول روایت، اتفاقات کمدی، جدی و حتی تراژیکی برایشان رخ میدهد.

پگاه زارعی – سریال «دشتستان» به کارگردانی امیر بشیری، تهیه کنندگی آرمان زرینکوب و نویسندگی محمد نقایی در ۳۰ قسمت تولید شده و از روز شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۴ در کنداکتور پخش شبکه یک سیما قرار گرفته است. این سریال روایتی صمیمی و چندلایه از زندگی سه جوان غفور، فرید و دانیال در خوابگاهی دانشجویی است که از نقاط مختلف کشور گرد هم آمدهاند؛ داستانی که با نگاهی انسانی، به پیوند نسلها، دوستیها و دغدغههای مشترک اجتماعی میپردازد. امیر بشیری، کارگردان این اثر، از تئاتر میآید و با زبانی تصویری ساده اما پرمعنا، کوشیده است قصهای پر از جزئیات زندگی را در قالبی واقعی و صادقانه به تصویر بکشد. بازیگران این سریال هم اهالی تئاتر هستند و همین به دل نشینتر شدن و همذات پنداری برای مخاطب کمک کرده است. در این سریال وحید آقاپور، سیامک صفری، بیوک میرزایی، مهسا طهماسبی، جواد پولادی، نیما شکیبایی اصل، هانیه غلامی، سامان دارابی و… به ایفای نقش پرداختهاند. سریال «دشتستان» هر شب ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش میشود و در ادامه گفتوگوی خبرنگار روزنامه صبا را با کارگردان این سریال میخوانید.
از ایده اولیه «دشتستان» برایمان بگویید. چه شد که تصمیم گرفتید این قصه را روایت کنید؟
ما در ابتدا ایدهای داشتیم درباره چند جوان که از نقاط مختلف ایران برای تحصیل به تهران میآیند و کمکم این ایده کاملتر شد. با نویسنده، خاطرات خوابگاهی دوران دانشجویی را مرور میکردیم و متوجه شدیم این فضا چقدر زندگی و انرژی دارد؛ اینکه واقعاً چطور یک خوابگاه ساده میتواند تبدیل به «خانه دوم» آدمها شود. در واقع ایده اولیه از دلِ زندگی شکل گرفت. در مسیر این ماجرا، ایده مهمتری هم به ذهنمان رسید؛ اینکه به جای تمرکز بر یک نسل، ارتباط میان دو نسل با فاصله زمانی زیاد را بررسی کنیم. این دو گروه چطور میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟ چه تضادها و تعاملهایی میانشان وجود دارد؟ و از همه مهمتر، چه تأثیری میتوانند بر یکدیگر بگذارند؟ این ایده در ادامه تبدیل به طرح شد و سپس به فیلمنامهای که اکنون میبینید انجامید. در قصه، سه جوان از نقاط مختلف کشور در یک اتاق با هم هماتاقی میشوند. هر کدام دغدغهها و داستانهای شخصی خودشان را دارند و در طول روایت، اتفاقات کمدی، جدی و حتی تراژیکی برایشان رخ میدهد. به مرور، میان آنها رفاقتی عمیق شکل میگیرد و یک هدف مشترک پیدا میکنند که خط اصلی داستان را پیش میبرد. بخشی از قصه نیز به دهههای گذشته بازمیگردد و از طریق یک نقطه مشترک، این دو زمان به هم متصل میشوند. در نهایت، شخصیتها درگیر ماجراها و اتفاقاتی میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد و غافلگیرکننده است.
زبان تصویر در این سریال ساده و صمیمی است، اما لایههای عمیقی دارد. در میزانسنها و ریتم قصه چه رویکردی داشتید؟
در میزانسنها، رویکرد ما بر پایه سادگی و صمیمیت بنا شده بود؛ استفاده از نور طبیعی، دکورهای واقعگرایانه و نوع قاببندیهایی که حس نزدیکی با مخاطب ایجاد کند. در عین حال، از لایههای نمادین مانند رنگهای گرم و سرد برای انتقال عواطف پنهان و فضاهای خالی برای نمایش تنهایی استفاده کردیم. همه چیز بر اساس ایجاد اتمسفری شکل گرفت که برای مخاطب قابل لمس و ارتباطپذیر باشد. در ریتم روایت نیز تلاش کردیم میان مکثهای طولانی برای غوطهوری عاطفی و برشهای سریع برای ایجاد تنش تعادل برقرار کنیم. ریتم کند برای لحظات نوستالژیک و ریتم پویا برای لحظات رو به آینده طراحی شده بود. این رویکرد از جریان طبیعی زندگی الهام گرفته و با تمهای هویت و روابط انسانی هماهنگ است.
انتخاب بازیگران بر چه مبنایی انجام شد؟
نخست، تناسب نقش با شخصیت بازیگر برای ما اهمیت داشت. به دنبال بازیگرانی بودم که بتوانند عمق احساسی و تجربههای واقعی خود را به نقشها منتقل کنند، نه صرفاً شهرتشان را. به همین دلیل، انتخابهایی داشتیم از میان بازیگرانی که پیشتر در نقشهایی مرتبط با درگیریهای نسلی یا مسائل اجتماعی تجربه داشتند. دوم، اتمسفر بین بازیگران بود. از آنجا که داستان بر پایه تعاملات خانوادگی و نسلی استوار است، تستهای مشترک و جلسات خوانش فیلمنامه برگزار کردیم تا اطمینان حاصل شود روابط میان بازیگران طبیعی و باورپذیر است. سوم، تعهد به پیام اثر اهمیت زیادی داشت. ترجیح دادیم با بازیگرانی همکاری کنیم که دغدغههای نسل جوان برایشان اهمیت داشته باشد. به باور من، وقتی یک بازیگر به مسئلهای ایمان دارد، ارتباط درونیتری با آن برقرار میکند و در نتیجه، مخاطب هم راحتتر با اثر همراه میشود. در نهایت، به تنوع فرهنگی و سنی نیز توجه کردیم تا بازتابی واقعی از جامعه ارائه دهیم. این معیارها به ما کمک کرد تا گروهی متعادل و تأثیرگذار تشکیل دهیم که بتواند پیام اثر را عمیقتر منتقل کند.
در تولید این سریال، بیشترین سختی و در عین حال شیرینی پروژه برای شما چه بود؟
هیچ تولیدی بدون سختی و چالش نیست. شاید بتوان گفت فیلمبرداری در شرایط مختلف و موقعیتهای خاص، یکی از چالشهای هفتگی ما بود. اما ارتباط خوب میان گروه کارگردانی و گروه فیلمبرداری، بهویژه همکاری صمیمانه با مدیر فیلمبرداری که بسیار باتجربه است، باعث شد این مسیر با موفقیت طی شود. بهطور کلی، میان تمام گروههای هنری ارتباط بسیار مثبتی شکل گرفت. نوعی همکاری محترمانه و هماهنگی در پشت صحنه ایجاد شده بود که تأثیر مستقیمی در کیفیت بازیها و صحنهها داشت. وقتی تنش در گروه به حداقل برسد، بازیگر احساس راحتی بیشتری دارد و همین موضوع بر کیفیت اجرا اثر میگذارد. از سوی دیگر، انتقال دغدغههای نسل جوان بدون آنکه اثر شعاری به نظر برسد، یکی از دشوارترین بخشها بود. فیلمنامه چندین بار توسط محمد نقایی بازنویسی شد تا تعادل میان عمق احساسی و جذابیت دراماتیک حفظ شود.
واکنش مخاطبان تا اینجا چطور بوده؟ آیا همان چیزی است که انتظار داشتید؟
فکر میکنم برای قضاوت نهایی هنوز زود است، اما تا امروز از بازخوردهایی که دریافت کردهایم، بسیار خوشحالیم. احساس میکنم مخاطب توانسته با قصه ارتباط برقرار کند و همین برای ما بسیار ارزشمند است.
فکر میکنید «دشتستان» چه جایگاهی در میان سریالهای این سالهای تلویزیون خواهد داشت؟
ما قصهای جذاب داریم و به نظرم این نوع روایت کمتر در تلویزیون دیده شده است. وقتی مخاطب ماجرای «دشتستان» را دنبال کند، مطمئن هستم درگیر آن خواهد شد. برای ارائه درست این اثر زحمات زیادی کشیده شده و امیدوارم در جایگاه آثار پرمخاطب تلویزیون قرار بگیرد.
شما از بدنه تئاتر میآیید و ردپای نگاه تئاتری در میزانسنها، گفتوگوها و ریتم «دشتستان» کاملاً احساس میشود. چطور این ویژگی را با مدیوم تلویزیون هماهنگ کردید؟
تجربه تئاتری من، در کنار ساخت فیلمهای کوتاه و تلهفیلمها، در تولید «دشتستان» بسیار کمککننده بود. این تجربیات در نحوه تمرین با بازیگران و باورپذیر شدن میزانسنها نقش مؤثری داشت. دکوپاژ منطقی بر پایه موقعیت تمرینشده طراحی شده بود و همین موضوع ما را به زبان تلویزیونی نزدیکتر کرد. طبیعتاً همه چیز، از میزانسن گرفته تا طراحی موقعیتها و کنش و واکنش بازیگران، بر اساس قاب و مدیوم تلویزیون تنظیم شد.
گویا در فیلمنامه قرار بود «دشتستان» از دهه شصت آغاز شود و سپس به زمان حال برسد، اما شما مسیر روایت را برعکس کردید. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
در واقع ساختار وارونه نشده است. در نسخه اولیه فیلمنامه، قصه از همین سال ۱۴۰۳ آغاز میشد. در ادامه نویسنده تصمیم گرفت دهه شصت را به ابتدای قصه بیاورد، اما در نهایت مجدداً به این نتیجه رسیدیم که شروع از زمان حال، یعنی از خوابگاه و فضای معاصر، بهتر است. این نوع آغاز، ریتم مناسبتری برای معرفی شخصیتها داشت و تعلیق بهتری برای ورود به گذشته ایجاد میکرد. در اینجا لازم میدانم از تدوینگر پروژه به خاطر صبوری و مهارت بالایش تشکر کنم.
اگر از منظر یک کارگردان تئاتری نگاه کنید، تلویزیون چه محدودیتها و چه امکاناتی در اختیار شما قرار داد؟
ما قصهای داشتیم که بهنظرمان جذاب بود و میتوانست مورد علاقه مخاطب قرار گیرد. تلویزیون این فرصت را فراهم کرد تا بتوانیم این قصه را بسازیم و به سرانجام برسانیم.
نکته پایانی؟
امیدوارم مخاطبان «دشتستان» این سریال را دوست داشته باشند و آن را دنبال کنند. ما تمام تلاش خود را کردیم تا اثری باکیفیت و صادقانه ارائه دهیم. در پایان از همه هنرمندانی که در این مسیر کنار ما بودند، صمیمانه تشکر میکنم.





