روزنامه صبا

روزنامه صبا

محسن بیگ آقا در گفتگو با صبا:

تمرکز اصلی کارناوال سرگرمی و جذب مخاطب است


«کارناوال» قرار نیست چیزی به فرهنگ جامعه اضافه کند یا کمدی را ارتقا دهد. هدف اول برنامه تقریباً مشخص است: سرگرمی. هدف دوم نیز جذب مخاطب است تا شاهد یک برنامه جذاب باشند.

زهرا طاهریان – وقتی «کارناوال» رامبد جوان وارد شبکه نمایش خانگی شد، بحث و هیاهوی فراوانی به ‌پا کرد؛ از عروسک تازه ‌نفس «افتو» تا دکور عظیم و حضور چهره‌های محبوب، همه چیز حکایت از تولد یک ریالتی‌شو متفاوت داشت. روزنامه صبا در این پرونده به سراغ این پدیده تازه رفته؛ برنامه‌ای که توانسته مخاطب را نه فقط سرگرم، بلکه وارد بازی قضاوت و مشارکت کند. اما در کنار این موفقیت‌ها، منتقدانی چون محسن بیگ‌آقا، جبار آذین و زهرا مشتاق بر این باورند که «کارناوال» اگرچه در فرم و اجرا پیشروست، اما هنوز می‌تواند در غنا بخشیدن به محتوا، تقویت فرهنگ نقد و کشف استعدادهای تازه، قدم‌های جدی‌تری بردارد. برنامه‌ای که پتانسیل آن را دارد از یک ریالتی‌شوی پرهیاهو، به تجربه‌ای اثرگذار در عرصه طنز و گفت‌وگوی فرهنگی تبدیل شود. در ادامه گفتگوی خبرنگار صبا با محسن بیگ آقا، منتقد سینما و تلویزیون می خوانید.

 

ارزیابی شما از شیوه تولید برنامه جدید رامبد جوان چیست و این پروژه را از نظر مقیاس، طراحی صحنه و رویکرد تولید چگونه می‌بینید؟

به‌نظرم یک تولید عظیم یا به‌اصطلاح بیگ پروداکشن اتفاق افتاده که در حوزه برنامه‌سازی و سریال‌سازی ما یک رخداد بسیار مهم محسوب می‌شود. این اتفاق، استفاده از یک محوطه بسیار بزرگ برای برنامه‌ای که در یک پلتفرم پخش می‌شود و در واقع یک مسابقه است. رامبد جوان سابقه انجام چنین کارهایی را دارد. او پیش‌تر هم در سوله‌هایی خارج از شهر برنامه می‌ساخت و آن زمان برخی از افراد به امکاناتِ محدود خندوانه اعتراض می‌کردند. حالا او یک پروژه عظیم را اجرا کرده که در قالب یک سیرک و یک کارناوال طراحی شده؛ برنامه‌ای که محور اصلی‌اش یک مسابقه است و در اطراف آن بخش‌های جانبی مختلفی وجود دارد. در حال حاضر بخش اصلی برنامه مخاطب بیشتری دارد و بخش‌های دیگر، مانند بازی‌هایی که توسط دلقک‌ها یا اعضای سیرک اجرا می‌شود،کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

شباهت بخش‌هایی از برنامه جدید به فضای «خندوانه» را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

گربه‌ای که در برنامه حضور دارد از نظر بسیاری یادآور «جناب‌خان» در خندوانه است؛ چه از نظر طراحی و چه از نظر حال‌وهوا. حتی اصطلاحات خندوانه — مثل «بریم بیایم» — دوباره توسط رامبد جوان استفاده می‌شود و او از مخاطبان می‌خواهد آن‌ها را تکرار کنند.

این مقیاس بزرگ تولید و هزینه‌کرد قابل‌توجه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این حجم از کار و طراحی شنیده شده که به مسابقه‌دهندگان هم گفته شده نگران بودجه نباشند و می‌توانند طراحی‌های بسیار پیچیده ارائه بدهند. بسیاری از مسابقه‌دهندگان هم این کار را انجام داده‌اند و دکورهای عجیب با تعداد زیادی بازیگر روی صحنه آورده‌اند. این اتفاق باعث شده برنامه از نظر کمّی و هزینه‌ای یک کار بسیار بزرگ و کم‌سابقه به حساب بیاید.

با توجه به تنوع ژانرها و حضور چهره‌های حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف، ارزیابی کیفیت اجراها در مسابقه «کارناوال» را چقدر ممکن و منصفانه می‌دانید؟

وقتی درباره یک مسابقه صحبت می‌کنیم، سنجش کیفیت واقعاً پیچیده است. به هر حال مسابقه‌دهندگان هر کاری انجام بدهند، همیشه گروهی منتقد وجود دارد. مثلاً عده‌ای به آقای سامان احتشامی اعتراض کرده‌اند که با آن شخصیت و توانایی‌هایش در آهنگسازی و نوازندگی پیانو، چرا به‌جای اجرای قطعات کلاسیک، به سمت آهنگ‌های شش و هشت رفته است. او هم پاسخ داده که این موضوع ایرادی ندارد و پیش‌تر هم چنین تجربه‌هایی داشته است. یا حضور محسن شریفیان — با آن پیشینه جدی و اعتبار جهانی در موسیقی و نی‌انبان — باعث شده برخی نسبت به کیفیت پایین‌تر بعضی اجراها یا حضور چهره‌هایی که شاید جایگاهی در این فضا نداشتند، اعتراض کنند. حتی فردی مثل روزبه‌حصاری، که کمدین و تئاتری خوبی است، در این برنامه به کارهای کمدی نه‌چندان برجسته روی آورده تا مخاطب را جذب کند. نمونه دیگر امیرحسین رستمی است که فقط یک اجرای دو سه دقیقه‌ای داشته و توجهی به مخاطب نشان نداده و صرفاً تلاش کرده با استفاده از عروسک‌هایی که خواننده‌های خارج از کشور را تقلید می‌کنند، رأی جمع کند. این مسئله مطرح شده که «چه باید کرد؟» اما در نهایت این یک شو است و نمی‌توان ایرادهای جدی به آن گرفت. در مجموع، روند جذب مخاطب باعث شده هرچه جلوتر می‌رویم، کسی مثل یک رپر بتواند مسابقه‌دهندگان را کنار بزند که از نظر شناخت هنری بسیار برجسته‌تر از او هستند.

ارزیابی شما از نقش تماشاگران ب ه‌عنوان داور و میزان نظم و مدیریت بخش دفاعیه‌ها در «کارناوال» چیست؟

در این برنامه، داوران همان ۵۰۰ تماشاگر حاضر در سالن هستند. پیش‌تر اعلام نمی‌شد که برنامه در چه شرایطی ضبط می‌شود، اما حالا با افتخار گفته می‌شود که «نصف شب» یا «دمِ صبح» مشغول ضبط هستیم. در واقع نوعی بی‌برنامگی به شکل یک امتیاز بیان می‌شود؛ در حالی که طبیعی است کیفیت اجرای هنرمند در چنین ساعتی مشخصاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد. چند بار از زبان تماشاگران شنیده شد که اگر خوابمان نمی‌برد، شاید رأی دادن و دیدن اجراها خیلی سخت می‌شد. البته امکان رأی‌گیری الکترونیکی که فراهم شده مزایایی دارد؛ شفاف است، شمارش دستی ندارد و وضعیت آرا روشن است. اما در بخش دفاعیه‌ها دیدیم که امیرحسین رستمی با وجود اجرای ضعیف، با ایجاد یک جو احساسی و جهت‌دهی به جمعیت، رأی‌ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا جایی که خودِ «اجرا» کمتر اهمیت پیدا کرد و «دفاعیه» محور اصلی شد. به‌نظر من دفاعیه‌ها بسیار بی‌نظم بود. هر چه برنامه جلو رفت کمی بهتر شد، اما همچنان مشکلاتی مثل تکرار حرف‌ها، قطع کردن صحبت دیگران، توهین و ایجاد التهاب وجود دارد.

به نظر شما هدف اصلی برنامه «کارناوال» چیست و چه تأثیری بر فرهنگ طنز و کمدی جامعه دارد؟

به نظرم برنامه «کارناوال» قرار نیست چیزی به فرهنگ جامعه اضافه کند یا کمدی را ارتقا دهد؛ اساساً چنین هدفی وجود نداشته است. هدف اول برنامه تقریباً مشخص است: سرگرمی. هدف دوم نیز جذب مخاطب است تا شاهد یک برنامه جذاب باشند. این برنامه جذاب می‌تواند هم یک اجرای سطح بالا و هنری باشد و هم یک برنامه ساده، با چند عروسک، کمدی سخیف یا موسیقی رپ. همه این‌ها می‌توانند مخاطب خود را جذب کنند.

به نظر شما «کارناوال» تا چه اندازه نوآورانه است و چه تفاوتی با «خندوانه» در کشف استعدادها دارد؟

قبل‌تر هم گفتم به نظرم «کارناوال» از نظر تولید و پروداکشن یک کار بزرگ و نوآورانه است. هدایت چنین پروژه‌ای، جذب مخاطب و به‌کارگیری این همه افراد در یک سیرک بزرگ و در یک محوطه وسیع، بدون شک انرژی و تلاش زیادی می‌طلبد. خندوانه مخاطبان و بازیگران زیادی تربیت کرد و رامبد جوان بسیاری از آن‌ها را به جامعه معرفی نمود؛ برخی اکنون برنامه‌های مستقل خود را دارند، مانند امیرحسین قیاسی که سه برنامه همزمان اجرا می‌کند. با این حال، یک ایراد وجود دارد: در «خندوانه» استعدادهای جوان کشف می‌شدند، اما در «کارناوال» این اتفاق کمتر رخ می‌دهد. این برنامه عمدتاً از چهره‌های شناخته ‌شده استفاده می‌کند و اجراهای آن‌ها را به مخاطب معرفی می‌کند. در واقع، هدف اصلی جذب مخاطب است و نه استعداد‌یابی، به همین دلیل تلنت‌هایی که در برنامه‌های مشابه خارجی دیده می‌شوند، در اینجا کمتر دیده می‌شوند.

به نظر شما چگونه می‌توان در «کارناوال» جذابیت و کیفیت هنری را هم‌زمان حفظ کرد و تماشاگران را برای تشخیص بهتر اجراها هدایت نمود؟

در مورد نقاط ضعف «کارناوال» هم پیش‌تر اشاره شد. مشکل اصلی این است که بخش‌های سیرک و مسابقه پراکنده‌اند و کیفیت اجراها به دلیل تمرکز روی جذب مخاطب گاهی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به نظرم رامبد جوان، با خلاقیت خودش، می‌تواند تکیه بر تجربه «خندوانه» را کنار بگذارد و نوآوری‌های جدیدی ارائه دهد؛ جذابیت برنامه را از مسیرهای متنوع اضافه کند و هم‌زمان کیفیت اجراها را حفظ نماید. یعنی اجراها می‌توانند وجه هنری غالب داشته باشند؛ بدون اینکه مجبور باشیم آثار  موسیقی‌دانان حرفه‌ای را با قطعات شش و هشت یا اجراهای ساده و سخیفی جایگزین کنیم که فقط برای جذب مخاطب اجرا می‌شوند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی