روزنامه صبا

روزنامه صبا

عبدالرضا نصاری در گفتگو با صبا:

پدر هر انسان، اولین قهرمان و شوالیه اوست


سه کاراکتر پدر، شوالیه و کارگردان را ایفا می‌کنم. این سه شخصیت یکی هستند و می‌بینیم که پدر هر انسان، اولین قهرمان و شوالیه اوست و به همین خاطر هم باید این سه کاراکتر هم به یکدیگر نزدیک باشند.

مریم عظیمی _ امین سعدی این روزها همزمان دو نمایش «ساحلی‌ها» و «انفجاری در قلب» را در دو سالن مختلف روی صحنه دارد که هر دو برگرفته از نمایشنامه‌های وجدی معود هستند. نمایش ساحلی‌ها که در سالن چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه است به سفر درونی ویلفرد که سعی دارد جسد پدرش را برای تدفین به زادگاهش برساند، می‌پردازد و عبدالرضا نصاری، نریمان عابدی، ندا قاسمی، محمدرضا خادمی، مهسا الهیاری و آریا تحویلدار در آن به ریفای نقش می‌پردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

در این نمایش سه کاراکتر پدر، شوالیه و کارگردان را ایفا می‌کنید. تفکیک این سه کاراکتر از یکدیگر به چه صورت انجام شد و هر کدام از این کاراکترها چه ابعادی داشتند؟

ما با آقای سعدی ساعت‌ها و روزها درباره این موضوع صحبت می‌کردیم و حتی شاید تا چند روز قبل از اجرا تمام دغدغه‌ام همین امر بود. در متن اصلی، این سه شخصیت از هم جدا هستند، اما در دراماتورژی که امین سعدی روی این اثر داشته، این سه کاراکتر باید توسط یک بازیگر اجرا می‌شد. مسلما، در مرحله اول این موضوع برای هر بازیگری یک چالش است، اما عملی کردن آن سختی‌های خاص خودش را دارد. ما در ابتدا بررسی کردیم که به شکل تکنیکی چه تمهیداتی برای تفکیک این سه کاراکتر باید در نظر بگیریم. تقریبا در بسیاری از صحنه‌ها، شوالیه و پدر کنار هم بودند و در این بخش‌ها آقای سعدی با استفاده از شیوه‌های مدرن فاصله گذاری عمل کردند. در این نمایش ما از یک جهان وارد جهان دیگر می‌شدیم؛ مثلاً از جهان پدر به جهان شوالیه و کارگردان و این امر نیازمند تفکیک بود. بر اساس تفکر کارگردان این سه شخصیت با هم‌اند و با هم زیست دارند؛ حتی کسی که کارگردان است و دارد ذهن وینفرد(کاراکتر پسر) را مدیریت می‌کند، پدر و شوالیه، این سه شخصیت تقریباً یکی هستند و در نگاهی عمیق‌تر می‌بینیم که پدر هر انسان، اولین قهرمان و شوالیه اوست و به همین خاطر هم باید این سه کاراکتر هم به یکدیگر نزدیک باشند و هم به صورت شفاف تفکیک شوند. پیرو این امر به این نتیجه رسیدیم که هم از لحاظ تکنیکی، هم بدنی و هم آوایی و رفتاری، در برخی لحظه‌ها این سه کاراکتر را از هم دور کنیم و در برخی نقاط، زمانی که قرار است به هم تنیده شوند، آن‌ها را به هم نزدیک کنیم. مخصوصاً در صحنه‌هایی که کنار هم قرار می‌گیرند، با هم حرف می‌زنند و به یک رقص یا حرکت فرمی می‌رسند. اما هم تفکیک‌شان سخت بود و هم نزدیک‌کردن‌شان به یکدیگر و تمام تلاش من بر این بود که در بدن، حرکت و در لحن شوالیه و پدر، جایگاه صدای پدر و شوالیه متفاوت باشد و در برخی لحظه‌ها تعمداً به هم نزدیک شوند. امیدوارم توانسته باشم این کار را انجام بدهم.

آیا حرکات بدنی این سه کاراکتر (بخصوص در صحنه تایپ کردن نامه‌ها) در روند نمایش را باید در دسته بندی سبک خاصی قرار دهیم یا ترکیبی از حرکات ذهنی، شهودی و رباتیک هستند!

بله، تقریبا می‌توان گفت که ترکیبی از همین سه مورد است. امروزه در جهان، برخی اصطلاح اکلکتیک را برای اینگونه آثار به کار می‌برند. برخی آثار ساختار اجرایی و روایی خطی دارند؛ یعنی داستان به شیوه‌ی کلاسیک تعریف می‌شود، از نقطه‌ای آغاز و پس از اوج و فرود به پایان می‌رسد و شما کاملاً با آن همذات‌پنداری می‌کنید. اما در جهانِ نمایشِ امروز، چون وضعیت‌های سیاسی و اجتماعی، شکل زندگی و داده‌های مدرن تأثیر شدیدی بر هنر گذاشته‌اند، بسیاری از نمایش‌ها اکلکتیک هستند. این دست آثار، از هر شیوه‌ و سبکی بهره گرفته و التقاطی انجام می‌دهد تا اثر خود را ارائه داده و حرفشان را مطرح کنند. حال عده‌ای آنرا پست ‌مدرن می‌نامند و عده‌ای کار و وضعیتِ مدرنیته، در نمایش ما از این الگوها بهره فراوانی برده شده و برای ارائه چنین ویژگی‌هایی، از ابزارهای متفاوت بدنی، تصویرسازی و بیان استفاده می‌کنیم تا محتوا را ارائه کرده و منظورمان را به تماشاگر برسانیم و امیدوارم که این فضا ساخته شده باشد.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی