روزنامه صبا

روزنامه صبا

سعید مربی در گفتگو با صبا:

هر رنگ و چیدمان از شخصیت پیروز الهام گرفت


فیلمنامه «لاک‌پشت» یک درام روانشناسی بود، در واقع سایکو هم بود و ما تلاش کردیم بر اساس شخصیت پیروز، که کاراکتر اصلی داستان بود، طراحی فضا، خانه و مطب دکتر را انجام بدهیم.

 

معصومه دهقان _ فیلم سینمایی «لاک‌پشت» تجربه‌ای متفاوت در سینمای ایران است؛ اثری روانشناسانه که طراح صحنه، فیلمبردار و کارگردان با همکاری هم، تلاش کرده‌اند مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن شخصیت اصلی محو کنند. سعید مربی، طراح صحنه، از الهام گرفتن از شخصیت پیروز برای خلق فضاهای سرد و دقیق، وحید ابراهیمی، فیلمبردار، از سکوت‌های فشرده و نورپردازی کنترل ‌شده، و بهمن کامیار، کارگردان، از پایداری در برابر محدودیت‌ها و ممیزی، درباره پشت صحنه و فلسفه بصری فیلم با روزنامه صبا صحبت کرده‌اند. «لاک‌پشت» نمونه‌ای از سینمای مستقل است که با بودجه محدود و خلاقیت بالا، مخاطب را وارد روان شخصیت‌ها می‌کند و بازخوردهای مثبتی از منتقدان و مخاطبان دریافت کرده است.

در فیلم سینمایی «لاک‌پشت»، طراحی صحنه بیش از آنکه صرفاً دکور و رنگ‌آمیزی باشد، روایتگر ذهن و شخصیت اصلی داستان است. سعید مربی، طراح صحنه فیلم، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از چالش‌های تولید مستقل، محدودیت‌های بودجه و الهام گرفتن از شخصیت پیروز برای خلق فضایی که مرز واقعیت و خیال را برای مخاطب محو می‌کند، می‌گوید.

 

درباره انتخاب لوکیشن‌ها برای فیلم «لاک‌پشت» توضیح دهید.

لوکیشن‌های فیلم در واقع بیشتر لوکیشن‌هایی بودند که به انتخاب رسیده‌اند؛ یعنی وارد پروسه دکور و ساخت‌وساز شدیم، اما در خیلی جاهای کوچک و لوکیشن‌هایی که ریزه‌کاری داشتند، عموماً لوکیشن‌ها انتخاب شده بودند و فضای رنگی، اکسسوار و چیدمان در آن‌ها لحاظ شده بود. در واقع خیلی دکورهای عظیمی ما در این کار نساختیم؛ خانه، مطب، خانه مادر زن در قصه، تمامی لوکیشن‌ها انتخاب شده بودند و بیشتر به لحاظ رنگ‌آمیزی و چیدمان کار کردیم.

چه رویکردی برای طراحی فضای داخلی لوکیشن‌ها داشتید؟

فیلمنامه «لاک‌پشت» یک درام روانشناسی بود، در واقع سایکو هم بود و ما تلاش کردیم بر اساس شخصیت پیروز، که کاراکتر اصلی داستان بود، طراحی فضا، خانه و مطب دکتر را انجام بدهیم. رنگ‌های سرد به کار بردیم که از خود کاراکتر الهام گرفته شده بود. پیروز شخصیتی بود که مدام در ذهن خودش و در خیال خودش با یک سری آدم‌ها در ارتباط بود. ما سعی کردیم خصوصیات شخصیتی او را در فضا منعکس کنیم و با رنگ‌های سرد جلو برویم، چه در فضای خانه و چه مطب دکتر.

یعنی تلاش کردید مرز بین واقعیت و خیال برای مخاطب مشخص نشود؟

دقیقاً. کلینیک در قصه به گونه‌ای بود که فقط خود پیروز می‌رفت و در خیال خودش مراجعین را می‌دید، حتی حضور دخترش در قصه. ما تلاش کردیم این مرز بین واقعیت و خیال به لحاظ بصری مشخص نشود و مخاطب لحظه‌ای متوجه نشود که این سکانس‌ها در ذهن شخصیت اتفاق می‌افتد. در فضای طراحی صحنه تلاش کردیم همه چیز یک‌دست باشد و حتی سکانس ورود دخترش یا مراجعین اول داستان، همه در خیال پیروز رخ می‌داد.

با توجه به تولید خصوصی فیلم، با چه چالش‌هایی مواجه بودید؟

در سینمای ایران، فیلم‌هایی که در بخش خصوصی تولید می‌شوند همیشه مشکلات مالی و زمانی دارند. «لاک‌پشت» هم مستثنا نبود و با هزینه کاملاً شخصی ساخته شد. قطعاً مشکلاتی داشتیم، اما همه گروه بسیج شدند تا به یک خروجی درست برسیم. اتحاد تیم تولید، گروه صحنه، تهیه‌کننده و همه بچه‌ها باعث شد به استاندارد حداقلی بر اساس فیلمنامه و قصه برسیم. ما طراحان باید خودمان را با شرایط فیلم آداپته می‌کردیم تا بتوانیم با همان میزان هزینه، خروجی کار را تنظیم و بالانس کنیم.

تعامل شما با کارگردان فیلم چگونه بود؟

با آقای کامیار عزیز به دلیل سواد و دانش سینمایی بالا، تعامل بسیار راحتی داشتیم. جلسات پیش‌تولید مدام با حضور خود ایشان، وحید ابراهیمی و سرگروه‌ها برگزار شد. با آرامش، متانت و گفتمان مستمر تلاش می‌کردیم چیزی که در ذهن ایشان و در فیلمنامه پرورش یافته، به لحاظ بصری اجرا شود. کار کردن با بهمن عزیز، کارگردان بسیار باسواد، خوش‌برخورد و محترم، تجربه بسیار لذت‌بخشی بود. مطمئنم کل گروه از همکاری با ایشان لذت بردند.

بازخوردها نسبت به فیلم چطور بوده است؟

بازخوردها واقعاً خوب بود. از همکاران حرفه‌ای در سینما که در زمینه طراحی صحنه فعالیت دارند، بازخوردهای خوبی گرفتم و مخاطب عام هم از کار راضی بود. خدا را شکر، فیلم «لاک‌پشت» بازخوردهای بسیار مثبتی دریافت کرده است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی