روزنامه صبا

روزنامه صبا

فاطیما بهارمست در گفتگو با صبا:

متن‌های رئالیستی برای من جذابیت خاصی دارند


متن‌های رئالیستی برای من جذابیت خاصی دارند. به‌نظر من یکی از سختت‌ترین کارها در تئاتر این است که بتوانی کاری را به نقطه‌ای برسانی که مخاطب با تو همذات‌پنداری کند، همراه شود، تو را باور کند و بپذیرد.

مریم عظیمی _ این روزها نمایش «باران اسیدی» به نویسندگی نیما نافع، کارگردانی الهام شعبانی و تهیه کنندگی صدف رضاپور در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود و سپند امیرسلیمانی، مونا کرمی، صادق برقعی، فاطیما بهارمست، مهسا طهماسبی و مازیار سیدی گروه بازیگران آنرا تشکیل داده‌اند. این نمایش به داستان شش دوست قدیمی می‌پردازد که در سفری کوتاه و موقعیتی پیچیده حبس شده‌اند و هوا، فضا و رابطه‌ها آرام‌آرام تغییر می‌کند و رازهای سر به مهر افشا می‌شوند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

جذابیت اصلی و عاملی که باعث شد حضور در این پروژه را بپذیرید چه بود؟

من با کارگردان کار خانم الهام شعبانی بارها همکاری داشتم اما این اولین باری است که الهام در مقام کارگردان است و من برای او بازی می‌کنم. بنابراین یکی از دلایل اصلی حضورم خود الهام شعبانی بود. نکته دوم این است که متن‌های رئالیستی برای من جذابیت خاصی دارند. به‌نظر من یکی از سختت‌ترین کارها در تئاتر این است که بتوانی کاری را به نقطه‌ای برسانی که مخاطب با تو همذات‌پنداری کند، همراه شود، تو را باور کند و بپذیرد. اساساً کارهای رئالیستی مبتنی بر روابط‌اند، این برای من جذاب است و احساس کردم می‌تواند تجربه جالبی باشد. ضمن اینکه گروه همگی دوستانم هستند و من نیز از اینکه در تئاتر دوستانم را کنارم داشته باشم خیلی لذت می‌برم و با حضور آنها همه‌چیز برایم آسان‌تر می‌شود.

کاراکتر مهسا که شما ایفا می‌کنید در واقع روان‌شناس است، لطفا از ویژگی‌های این کاراکتر و نوع پرداختتان بگویید؟

بله مهسا روان‌شناس و تراپیست است ولی با توجه به شغلش و اینکه تمام زندگی‌اش را صرف این کار کرده، ویژگی‌هایی که فعالین این حوزه دارند، علاوه بر ترومای جمعی که در اینجا مسئله فرانک است، ترومای دیگری هم دارند که حاصل اتفاقی است که برای یکی از مراجعانش افتاده و این موضوع او را می‌آزارد. به همین دلیل نشان‌دادن این موارد در کنار هم سخت بود. یعنی این کاراکتر جدای از تصویری که ما از تراپیست در ذهن داریم که همیشه باید آدم‌ها را آرام کند، راهکار درست بدهد و در موقعیت‌های سخت و همراه با استرس از فروپاشی انسان‌ها جلوگیری کند، خودش هم به لحاظ روحی‌ـ‌روانی به خاطر تمام چیزهایی که حمل می‌کند، در موقعیت پایدار و درستی نیست. بنابراین باید تلورانسی بین این دو فضا وجود می‌داشت؛ یعنی او در حالی‌که از نظر روحی بسیار به‌هم‌ریخته است، باید سعی کند خودش را کنترل کند و این اتفاقاتی را که اکنون هم افتاده، از مسئله باران اسیدی و انفجار تا مسئله فرانک را تحت کنترل درآورد. بالانس کردن این دو وجه برایم جالب بود و به نظرم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کاراکتر است.

با توجه به دکور و طراحی کار آیا محدود شدن میزانسن‌ها برای شما به‌عنوان بازیگر چالشی ایجاد می‌کرد؟

نکته‌ای که وجود دارد این است که طراحی این کار اساساً بر محدودیت استوار است. ما در صحنه یک فضای مربع‌شکل داریم که برخلاف کارهای دیگر که بازیگر می‌تواند از صحنه خارج شود، برود، بیاید و یا قرارداد بگذاریم که بیرون این صحنه ادامه خانه است را در طراحی این اثر نمی‌بینیم چون طراحی صحنه در راستای مفهوم کلی کار است؛ در واقع طراحی صحنه کاملاً رئالیستی نیست و کلیت فضایی که ما باید در آن حرکت کنیم یک فضای تقریبا محدود شده و کوچک است. به این دلیل که قرار است آن محدودیتی که کاراکترها در کل این قصه تجربه می‌کنند، اینکه نمی‌توانند از این فضا خارج شوند و در این مکان گیر افتاده‌اند، در طراحی صحنه بیشتر به مخاطب منتقل شود. به‌صورت کلی نیز خودم طرفدار کارهایی هستم که در آنها بتوانی حتی در حالت نشسته، بدون انجام حرکات ویژه یا رفت‌وآمدهای خاص، تنها با همان ایستایی یا نشستن یا بی‌حرکتی، فضای مورد نظرت را منتقل کنی. به نظر من هیچ الزامی وجود ندارد که حتماً حرکتی انجام شود. اگرچه بسیاری از بازیگران بخصوص وقت دیالوگ ندارند تلاش می‌کنند خودشان را با حرکات یا یک‌سری میزانسن سرگرم کنند. درحالی‌که تنها کافی است بازیگر در فضا حضور داشته باشد؛ همان حضورِ کامل، به‌نظر من آن چیزی را که باید به مخاطب منتقل کند، منتقل می‌کند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی