محمد عزیزمحمدی در گفتگو با صبا:
تمرکز «برتا» بر طراحی معما بود
ما پیشزمینه تحقیقات جنایی را از «خونسرد» داشتیم؛ بررسی قاتلان سریالی، دیدن مستندها و مطالعه پروندهها پیشتر انجام شده بود. برای «برتا» تمرکز از پروندههای جنایی برداشته شد و روی طراحی معما رفت.

پگاه زارعی – سریال «برتا» در ادامه موج تازهای از آثار جنایی ایرانی، تلاشی است برای آمیختن ساختار معمایی، طراحی پازلمحور و درام شخصیتمحور. تیم سازنده با عبور از مرزهای شناخته شده ژانر در ایران، کوشیده فرمی پیچیده و چند لایه خلق کند که هم به قواعد ژانر وفادار باشد و هم امکان تجربهگرایی داشته باشد. «برتا» با تکیه بر فیلمنامهای تکنیکی، روایت هم زمان چند خط داستانی و شخصیتهایی که گذشته و اکنونشان پیوسته بر هم اثر میگذارد، کوشیده مخاطب را وارد بازیای کند که هر قطعهاش معنای خاص خود را دارد. روزنامه صبا در این پرونده به سراغ سه ضلع مهم شکلگیری این سریال که از شبکه نمایش خانگی پخش میشود رفته تا از نگاه نویسنده، کارگردان و بازیگر، مسیر ساخت این سریال را بررسی کند. در ادامه گفتوگو خبرنگار صبا را با محمدمهدی عزیزمحمدی نویسنده را خواهید خواند.
محمدمهدی عزیزمحمدی نویسنده سینما و تلویزیون است که پیش از این سریال درام جنایی «خون سرد» را با نویسندگی وی در شبکه خانگی شاهد بودهایم. سریال جنایی معمایی «ماجرای کشته شدن لیلا»، طراح سریال «منم دوستت دارم» در شبکه سلامت، سریال «سوریخ» (شبکه سلامت)، برنامه «شهروند و مافیا» (شبکه نسیم)، برنامه «ساعت صفر» (شبکه سه سیما)، برنامه «هفت ونیم» برنامه «وقتشه» (شبکه نسیم)، برنامه «سرحال» (شبکه نسیم)، برنامه «نونوایان» ( شبکه دو سیما) و برنامه «صبگاهی باطراوت» (شبکه سه سیما) از جمله آثاری هستند که در کارنامه کاری وی بهثبت رسیدهاند.
در «برتا» چه میزان تحقیق انجام شد و همکاریها با چه نهادهایی بود؟
ما پیشزمینه تحقیقات جنایی را از «خونسرد» داشتیم؛ بررسی قاتلان سریالی، دیدن مستندها، مطالعه پروندهها و ترجمه منابع سایکولوژیک پیشتر انجام شده بود. برای «برتا» تمرکز از پروندههای جنایی برداشته شد و روی طراحی معما رفت. ساختار قصه معمایی است و طراحی آن بیشتر شبیه طراحی مکانیزم بازی و ویدیوگیم شد. زمان زیادی صرف مطالعه شیوههای ساخت پازل، طراحی چالش و ساختار معما شد. همکاریهای نظارتی ساترا و ناجی هنر هم در جریان کار وجود داشت.
آنچه در سریال میبینیم چقدر با فیلمنامه اولیه یکسان است؟
ساختار منطقی قصه تغییری نکرده و سازمانهای نظارتی همکاری کامل داشتند. ناجیهنر فقط بعضی موارد را تعدیل کرده اما قصه تغییر اساسی نکرده است. اگر تفاوتی هست در شرایط تولید رخ داده. قصه «برتا» دومینویی طراحی شده و بخش مهمی از جذابیت سریال، کلیشهشناسی و کلیشهزدایی آگاهانه بوده تا بعد از گرهگشایی سورپرایزهای مؤثری ایجاد شود.
در شخصیتپردازی و نمادگرایی چه تمهیداتی داشتید؟
برای یونس امجد یک الگوی هرمسی در نظر گرفته شد؛ شخصیتی درونگرا، کمالگرا، عجول و منزوی که با نشانههایی مثل نوشیدن چای داغ یا ویس گذاشتن برای خودش معرفی میشود. سکانسهای وان حمام نماد غرقشدگی درونی اوست. عرفان ناصری بیشتر حرف میزند و یونس بیشتر ناظر است.
در مورد کاراکترهایی که هنوز وارد قصه نشدهاند، مثل شخصیت مهدی حسینینیا، توضیح میدهید. از ابتدا برای نقش، انتخاب آقای حسینینیا مشخص بود؟
مهدی حسینینیا شخصیتی حادثه دیده و غمگین با گذشتهای پرچالش دارد و در پیشبرد ماجرای «برتا» تاثیرگذار است. در نگارش اولیه کاملا شخصیت شکل گرفته یک فرد سن دار است و اصلا تصور نمیکردیم که حسینی نیا این نقش را ایفا کند چون بازیگری جوانتر از شخصیت ما بود اما توانایی و چهره حسینینیا باعث شده انتخاب او در اولویت قرار بگیرد و این فاصله سنی شخصیت با گریمی خاص و متفاوت جبران شده است.
چرا ژانر جنایی در ایران طرفدار دارد و چگونه باید از کلیشه دور شد؟
بهصورت تاریخی پروندههای جنایی همیشه برای مردم ایران جذاب بوده؛ از «خفاش شب» تا پروندههای معروف قدیمی. اما محدودیتهایی که فضای داخلی برای شخصیتپردازی پلیس ایجاد میکند، مثل ممنوعیت نمایش برخی ویژگیهای انسانی پلیس، باعث شده نشود دقیقاً از الگوهای بینالمللی استفاده کرد. این محدودیت هم تهدید و هم فرصت است. تیم نویسندگی تلاش کرده پلیسها را بهوسیله طراحی زندگی خانوادگی، گذشته دردناک و اشتباهات شخصی خاکستری و قابل باور کند. مخاطب ایرانی ژانر جنایی، پلیسی و حتی ترسناک را دوست دارد و همراه ملودرامها دنبال میکند.
مهمترین ویژگیهای «برتا» از نظر شما چیست؟
«برتا» فیلمنامهای تکنیکال دارد؛ سکانس به سکانس و پلان به پلان طراحی شده و هیچ کلمهای بدون کارکرد نیست. قصه از چند خط روایی موازی تشکیل شده و بر محور اسلحه «برتا» بهعنوان نخ تسبیح پیش میرود؛ کلتی که ۲۰ سال پیش زندگیای را نابود کرده و حالا دوباره شلیک میشود و دو گروه باید برای فهم ماجرا به توافق برسند. او تأکید میکند که طراحی معما، ساختار فرمی و نگارش جزئینگر باعث شده «برتا» صرفاً یک درام نباشد و به فیلمنامهای پیچیده و دقیق تبدیل شود.





