علیرضا عمرانی در گفتگو با صبا:
با خود قرار گذاشتم که فقط به نمایشهای آئینی و سنتی بپردازم
از سال ۷۳ با خود قرار گذاشتم که فقط نمایشهای آئینی و سنتی انجام بدهم؛ از ۷۳ تا ۸۰ در مراسمهای مذهبی، نمایشهایی را برگزار میکردیم و از ۸۰ به بعد در سالنهای مختلف تهران اجرا داشتم.

مریم عظیمی _ نمایش «اولین گمنامه» به نویسندگی علیرضا ناسوتی، کارگردانی علیرضا عمرانی و تهیه کنندگی محمدعلی ذاکری به مناسب ایام فاطمیه، از 2 آذر آغاز شده و تا 10 آذر ماه در سالن سنگلج روی صحنه خواهد رفت. این نمایش رئالیستی به آنچه بر حضرت فاطمه روا شده در کنار مسائلی که پس از واقعه عاشورا اتفاق است میپردازد. در ادامه، گفتگوی خبرنگار صبا با کارگردان این نمایش را میخوانید.
علاقه شما به حوزه نمایش از کجا آغاز شده و ورودتان به این عرصه چگونه بود؟
من از دوره تحصیلم، یعنی از سال ۶۷، به کار نمایش علاقهمند و وارد کانون شهید مفتح شدم در واقع در کلاسهای این مرکز، در زمینه نمایش همکاری میکردم. بعد از تحصیل، اگرچه در ابتدا فعالیتهای دیگری نیز داشتم اما از سال ۷۳ به بعد با خود قرار گذاشتم که فقط نمایشهای آئینی و سنتی انجام بدهم؛ پیرو همین امر از ۷۳ تا ۸۰ در مراسمهای هیاتها و مراسم مذهبی، نمایشهایی را برگزار میکردیم و از ۸۰ به بعد در سالنهای مختلف تهران اجرا داشتم و معمولاً نمایشها برای مناسبت فاطمیه، نیمه شعبان یا بعضاً برای غدیر بوده است. امسال سومین سالی است که با آقای ذاکری در زمینه کارگردانی همکاری میکنیم و من کارگردانی کارهای ایشان را انجام میدهم.
آیا قراری که از ان سخن گفتید متاثر از اتفاق خاصی در زندگیتان بود یا احساس کردید که در این زمینه میتوانید موفقتر عمل کنید و ذهنیت و روحیات شما بیشتر مایل به این زمینه است؟
در واقع شغل من چیز دیگری است و من آموزگار هستم و این کار را به عنوان کار دلی انجام میدادم و دنبال درآمدزایی از این طریق نیز نبودم. به همین علت ترجیحم بر ای بود که اگر این کار را انجام میدهم و بر اساس اعتقاداتم به آن نگاه تبلیغی دارم، این مسیر را به عنوان تبلیغ دین و شعائر دینی دنبال کنم. فکر میکنم حالا اگر خدا به من استعدادی داده و در این زمینه فعالیتهایی داشتهام، بهتر است از آن در ترویج مسائل دینی و تبلیغ ائمه اطهار علیهمالسلام استفاده کنم. این تصمیمی بود که با خودم گرفته بودم. چون راستش ورود به جوّهای تئاتری برایم یکسری خط قرمزها داشت و با خود گفتم که شاید من در این بخش موفقتر باشم.
طبق صحبت آقای ذاکری این نمایش بر اساس یکسری مستندات تاریخی نوشته شده و بار درام آن روی مسائلی است که کاملاً مستند هستند. لطفا از این بُعدِ اثر و خلاصهای از داستان آن بگویید.
داستان این نمایش با اینکه مربوط به فاطمیه است، اما از سال ۶۱ هجری و بعد از واقعه عاشورا، در زمان بازگشت کاروان اسرا به مدینه شروع میشود. وقتی خبر واقعه به گوش همگان میرسد، برخی از صحابه یا تابعینی که در مدینه بودند به تحریک برخی دیگر برآشفته میشوند و میگویند یزید چطور چنین کاری کرده و ما باید به او اعتراض کنیم و او را خلع نماییم. همانجا شبانه از مدینه به سمت شام حرکت میکنند تا به یزید اعتراض کنند که چرا با نوه پیامبر چنین رفتاری کرده است. در مسیر، در شهرهای مختلف مردم را با خود همراه میکنند تا به قصد خلع یزید به شام بروند. خبر به یزید میرسد و او در پی یافتن راه چارهای برای جلوگیری از حرکت آنهاست. در همین حین یزید در میان اشارههایی که پدرش معاویه در وصیتنامهاش دارد، یعنی در نامه معاویه به یزید میبیند که به او توصیه شده که در مواجهه با چنین رویدادی چه باید بکند. معاویه در وصیتنامهاش به نامهای اشاره گرده که با آن میتواند در مقابل این شورش و اعتراض ایستاد و در آن نامه اشاره شده که آنها چه برخوردی با دختر پیامبر کردهاند. درباره منابع نیز بله، این داستان منابع مستند دارد. اصل منبع در کتاب بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی آمده و در دو کتاب دیگر هم این موضوع آورده شده است. مرحوم محقق، جناب حجتالاسلام والمسلمین مرحوم آقای احمد رحمانی همدانی، در کتاب فاطِمَةُ الزّهْراء بَهْجَةُ قَلْبِ المُصْطَفی(ص) تحقیق شده این مطلب را مفصلاً آورده است؛ اینکه این نامه از طرف چه کسی بوده، به چه کسی بوده و چه مطالبی در آن آمده، دقیقاً در ان کتاب مورد پرداخت قرار گرفته است. اشاره شده است. البته این داستان منابع دیگری هم دارد، که من در همین حد خدمتتان عرض میکنم.
بازیگران این نمایش چگونه انتخاب شدند؟
گروهی که من با آنها همکاری میکنم، گروه «سماء» متشکل از جوانان بسیار مخلصی است که همراهی قابل توجهی در زمینه کار اهلبیت داشتهاند و ما سعی کردیم از همین جوانان استفاده کنیم. بعضی از آنها تجربه کمی در زمینه تئاتر داشتند و از میان آنها برخی، سابقه تئاتری دارند و پیشتر در چندین کار تئاتر حضور داشتهاند. به این ترتیب، سعی کردیم از داشتههای خود گروه استفاده کنیم به همین علت از بازیگر بیرونی یا به اصطلاح بازیگر نامی و مشهور استفاده نشده است.
در شیوه نمایشهای آیینی، مذهبی و سنتی، شما بیشتر از چه فرمی استفاده کردید؟ آیا مثلاً از نقالی یا تعزیهخوانی استفاده شده است؟
اگرچه مدل اجرایی ما آیینی است ولی قالب کار، قالب نمایش است؛ بسیاری از داستانهایی که ما کار میکنیم رئال هستند، ولی بعضا حالت سوررئال نیز دارند. همینطور بعضی از متنهایی که به اجرا رساندهایم به مدلهای امروزی تئاتر نزدیکتر هستند، اما به عنوان ابزاری برای بیان محتوای دینی استفاده شدهاند و قالب این نمایش نیز رئال و تاریخی است.
در نمایشهایی که به مسائل مذهبی بهخصوص بر اساس مستندات تاریخی برمیگردند، چه مسائلی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟ در شخصیتپردازیها چه باید کرد که هم باورپذیر باشد و هم آنگونه که میخواهیم روی احساسات و تفکر مخاطب تأثیر بگذارد؟
بله، سؤال بسیار خوبی است. اولاً ما در زمینه مذهبی متأسفانه با محدودیت متن مواجهیم و امیدوارم که نویسندگان در این بخش فعالیت بیشتری داشته باشند و روی متنهای ادبی و نمایشی مذهبی بیشتر کار کنند. آنچه در مورد متن و سناریو باید مورد توجه قرار گیرد این است که ضمن اینکه ما باید داستانپردازی داشته باشیم، نمایش نیاز به فضاسازی دارد و گاه اصلا نیازی به دیالوگ نیست و باید یک مفهوم را بر اساس حرکات نمایشی به مردم رساند، در متنها باید مقید به تاریخ اسلام نیز باشیم؛ یعنی نمیتوانیم از آن حد و حدود خارج شویم. چرا که مخاطب از ما منابع میخواهد تا بداند داستان از کجا آمده و بر چه مستنداتی پایدار است. بنابراین، از یک طرف باید پایبند تاریخ باشیم و از طرف دیگر باید فضای نمایشی را رعایت کنیم. حالا یک جاهایی ناچاریم شخصیتهایی را به داستان اضافه کنیم و یا شخصیتهایی را کم کنیم تا اثر بتواند حالت نمایشی خود را حفظ کند. اما چیزی که در نهایت به تأثیرگذاری اثر میانجامد این است که به قول قدیمیها «حرفی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند». بنابراین آن چیزی که من با تمام وجودم به آن اعتقاد دارم و میخواهم از آن دفاع و دربارهاش صحبت کنم، اگر واقعاً تلاش کنم که از وجودم برآید، انشاءالله بر دل تماشاگر هم مینشیند و اثرگذار خواهد بود. ضمن اینکه ما درباره اهل بیت بخصوص در سوگوارههایی که درباره اهلبیت است، مطالب احساسی و عاطفی فراوانی داریم و شنیدن ظلمها و فجایعی که بر حق اهلبیت وارد شده، خود به خود اثرگذار است و تماشاگر را با شما همراه میکند.
در کشور ما سوگ نیز موسیقی خاص خودش را دارد و این موسیقی میتواند برای نمایش ارزش افزوده ایجاد کند. شما درباره موسیقی این نمایش چه کردید؟
در نمایشهای مذهبی ما تقیداتی داریم و اینطور نیست که بتوانیم از هر موسیقی استفاده کنیم. پیروی همین امر به جای موسیقی از سرود استفاده کردیم و اساساً عنوان کار را نیز «نوا نمایش» گذاشتهایم. گروه سرود نوجوانانی در کنار کار هستند که در قسمتهای حساس کار، سرود میخوانند و این سرود در فضاسازی کار، تاثیرگذار و کمک کننده ماست و دیگر نیازی به موسیقی جداگانه نیست. اما در قسمتهای دیگر از افکت، وکال و … استفاده میشود.
گاه در نمایشهای مذهبی و آیینی از دکور مینیمال یا نمادین استفاده میشود. آیا شما نیز در این اثر چنین نگاهی به دکور داشتید؟
خیر، کار ما دکور دارد و رویکرد مینیمال و نگاه نمادین نداشتیم. حتی در اجرایی که سال گذشته در سالن سنگلج داشتیم، بخشی از یک کوه را ساختیم یا بعضا فضاسازیهای دیگری مثل صحنههای مسجد پیامبر، مسجدی در مدائن، صحنه کوچه بنیهاشم و درِ خانه حضرت زهرا را که هر ساله در نمایش داریم و ساخته میشود. امسال هم صحنهسازی و دکور داریم و البته سعی میشود دکور قابل حمل باشد که راحت بتوان آن را تعویض کرد و از ماشینری سالن نیز در این راستا بهره برد تا در مدت زمان کوتاهی تغییر صحنه انجام شود. دوستان ما در گروه زحمت زیادی برای تهیه دکور میکشند و زمان زیادی صرف میشود، بعضی وقتها حتی تا ساعاتی قبل از اجرا، همچنان برخی روتوشهای نهایی دکور انجام میشود تا کار دقیق و انشاءالله زیبا انجام شود.
آیا این نمایش، باز هم در طول سال اجرای دیگری خواهد داشت؟
از آنجاییکه این نمایش مناسبتی است، این گروه همین نمایش را در طول سال اجرا نخواهد کرد. اما دوستان در حال جمعآوری آرشیوی از متنهای سالهای مختلف هستند که همگی قابلیت اجرا در سالهای بعد را دارند. البته نسبت به بعضی از متنها این درخواست همیشه وجود داشته که در سال بعد هم اجرا شوند. اما صحبت این بود که تا زمانی که دوستان انرژی و توان دارند و نویسنده و عوامل در دسترس هستند، شروع به تولید متنهای جدید کنیم و سپس، در سالهای آینده از تکرار این آثار استفاده شود.
سخن پایانی
برای این کار زحمت کشیده شده است و زحمتی با نیت خالص، البته من خودم را عرض نمیکنم. اما این دوستان و جوانان با نیت خالص، زمانگذاری زیاد و تلاش فراوان سعی کردند کاری درخور این ایام آماده کنند. کاری که ادعا نمیکنیم و نمیگوییم در شأن حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها، اما درخور این ایام و حاوی پیامی برای مخاطب باشد و انشاءالله اثر خوبی نیز بر مخاطب بگذارد. من دعوت میکنم از همه عزیزان و مخاطبان که از این فرصت محدود اجرا استفاده کنند، تشریف بیاوردند، ما را سرافراز کنند و کار را ببینند.





