فرنوش نیکاندیش در گفتگو با صبا:
امیدوارم سینما بیشتر به تئاتریها فرصت بدهد
امیدوارم کارگردانها به بازیگرهای تئاتر اعتماد کنند و اجازه دهند در نقشهای کوچک و سپس بزرگ جلوی دوربین ظاهر شوند. معتقدم که بسیاری از بازیگران تئاتر هنوز فرصت کافی برای دیده شدن جلوی دوربین ندارند.

معصومه دهقان– فیلم سینمایی «کجپیله» ساخته هاتف علیمردانی در دو هفته نخست به حدود ۳۰ میلیارد تومان فروش رسید؛ اثری که با ترکیب روایت فانتزی و دغدغههای اجتماعی، تغییر هویت یک زن به مرد را به تصویر میکشد. علیمردانی (کارگردان)، فرنوش نیکاندیش (بازیگر) و علی طالبی (فیلمبردار) در گفتوگو با «روزنامه صبا» از چالشها و نگاه خود به این پروژه گفتند؛ علیمردانی تأکید میکند «همیشه دنبال ایدهای بودم که هم حرف مشخصی داشته باشد و هم بتواند مخاطب را جذب کند»، نیکاندیش ایفای این نقش را تجربهای متفاوت در سینما میداند و طالبی نیز طراحی زبان تصویری دوگانه برای شخصیت اصلی را یکی از سختترین بخشهای کار عنوان میکند.
فرنوش نیکاندیش فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۴ آغاز کرد و با پیوستن به گروه «تئاتر خانه» به سرپرستی محمد رضاییراد بهصورت حرفهای وارد عرصه تئاتر شد. او در نمایشهای متعددی نقشآفرینی کرده و برای بازی در نمایش «خاتون زن پارسا» در جشنواره تئاتر استان تهران، جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرده است. نخستین تجربه تلویزیونی نیکاندیش در سال ۱۳۹۴ با سریال «آمین» به کارگردانی بهرنگ توفیقی، منوچهر هادی و مهدی صفوی رقم خورد؛ حضوری که باعث شد تواناییهای او بیش از گذشته دیده شود. او در سال ۱۳۹۷ برای نخستینبار مقابل دوربین سینما قرار گرفت و در فیلم «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی، در کنار بازیگرانی همچون فرهاد اصلانی و شبنم مقدمی به ایفای نقش پرداخت. «کلمبوس» تجربهای مهم در مسیر حرفهای نیکاندیش بود و راه را برای حضور او در پروژههای سینمایی بعدی هموار کرد. نیکاندیش همچنین در سال ۱۳۹۸ در سریال «هیولا» به کارگردانی مهران مدیری، ایفای نقش کرد.
لطفاً کمی درباره سابقه فعالیتتان بگویید.
از سال ۸۴ فعالیت خودم را در عرصه تئاتر شروع کردم، یعنی تقریباً ۲۰ سال پیش. اما از سال ۹۴ خیلی جدیتر وارد این مسیر شدم. اولین کار سینماییام با آقای علیمردانی و بعدی نیز فیلم سینمایی بیحسی موضعی ساخته حسین مهکام بود، همچنین در در سریالهایی مثل «سرگیجه» بهرنگ توفیقی، «هیولا» و «دراکولا» مهران مدیری، «بیبرادر» آرش معیریان و «دفتر یادداشت» کیارش اسدیزاده بازی کردم. همچنین چند فیلم کوتاه کار کردم و در تئاتر بهصورت مستقل با گروههای متفاوت فعالیت داشتم، از جمله گروه «خانه» به سرپرستی محمد رضاییراد.
مسیر کاریتان چطور تغییر کرد وقتی وارد سینما شدید؟
ببینید، در سینما علاوه بر بازیگری، باید با مدیومهای مختلف مثل نور و قاببندی آشنا باشید و بدانید در چه فضایی و چه قاببندی بازی میکنید. من تجربیاتی داشتم، اما وقتی نقش مهمی داشتم و تمرکزم روی آن رفت، فهمیدم که خیلی چیزهای بیشتری هست که باید یاد بگیرم. هنوز گزینههای متفاوت زیادی در سینما برای من نبوده و فکر میکنم هنوز آنطور که باید توسط سینماگران دیده نشدهام. امیدوارم بعد از اکران فیلم این اتفاق بیفتد.
درباره تأثیر اجتماعی فیلم چه نظری دارید؟
واقعیتش این است که زیاد به تأثیر اجتماعی فکر نکردهام. امیدوارم آدمها را به فکر وا دارد. تمام نقشهایی که ما بازی میکنیم، به نوعی این امکان را دارند، اما فکر نمیکنم این نقش به تنهایی تأثیر عجیب و غریبی روی مردم بگذارد. نکته مهم فیلم این است که جنسیت را از ذهن آدمها حذف میکند، و این خیلی نکته مهمی است چون در جامعه ما جنسیتگرایی زیادی وجود دارد. طرفداریها اغلب بر اساس جنسیت است، اما در این فیلم جنسیت اهمیت ندارد و خوشحالم که نقشی دارم که این دغدغه را منتقل میکند.
در دوران فیلمبرداری از نظر احساسی و حرفهای چه تجربهای داشتید؟ آیا از همان ابتدا نسبت به نتیجه کار اطمینان داشتید یا با تردید و استرس جلو رفتید؟
واقعیت این است که در طول فیلمبرداری خیلی استرس داشتم و نمیدانستم نتیجه چه خواهد شد. وقتی فیلم را دیدم، حسم بهتر شد. نمیتوانم درباره خوب یا بد بودن بازی خودم صحبت کنم، اما احساسم نسبت به طول فیلمبرداری بهتر بود.
درباره نقش خود در «کجپیله» توضیح دهید.
فیلمنامه «کجپیله» از همان ابتدا جسارت دارد و مسئله مرد شدن بازیگر زن را نشان میدهد. تمام صحنهها و شخصیتها با دقت به آن پرداخته شدهاند. من همیشه میگویم بیش از نقش، اثر برایم اهمیت دارد، اما این مهمترین نقشی است که من تا به حال در فیلم یا سریال بازی کردهام. تجربهای بسیار متفاوت از گذشته بود چون خیلی جدیتر بود و خود نقش هم فاصله زیادی با من داشت. من هیچ وقت بلد نبودم نقشه بچینم یا چیزها را با هم جفت و جور کنم، اما در طول این نقش باید مکار و حیلهگر میبودم و حرص درآر هم بود. ما از اول با آقای علیمردانی صحبت کردیم که این حس منتقل شود و از کامنتهایی که گرفتم، فهمیدم تا حدی موفق بودهام.
اولین تجربه شما با آقای علیمردانی چگونه بود؟
خوشحالم که اولین تجربه و مهمترین تجربهام با ایشان بود. واقعیت این است که خیلی خاطره گفتوگویی نداشتیم. سر صحنه فیلمبرداری، آقای کلاری پشت دوربین بودند و من فرصت زیادی نداشتم به دلیل نور اشتباه کنم. تمام تمرکزم این بود که سکانسها خوب پیش برود و خدا را شکر موفق شدم. این اتفاق باعث شد آقای علیمردانی به من اعتماد کنند و نقش اعظم را به من بدهند.
چالش بازی در کنار بازیگران حرفهای فیلم چگونه بود؟
من هنوز بیشتر سابقهام در تئاتر است، بنابراین بازی در کنار کسانی که سینما را خوب میشناسند، مثل الناز شاکردوست، نعیمه نظامدوست و نیما شعباننژاد، چالش بزرگی بود. شبهای سرد زیادی را گذراندیم و بیشترین دوری از خانواده را تحمل کردم. اینها چالشهای بزرگی بودند که باید با آنها کنار میآمدم و علاوه بر آن با تکنیکهای سینما و شکل رسیدن به نقش هم روبرو بودم.
آقای علیمردانی چگونه شما را هدایت میکرد؟
ایشان ویژگیهای شخصیت را به ما توضیح میدادند و میگفتند مثال عینی شخصیت را در جامعه و اطرافیانمان پیدا کنیم که درک درستی از کاراکتر داشته باشیم. فیلمنامه کامل به خیلی از بازیگران داده نشد و هدف این بود که بازیگر خودش شخصیت را در خود بسازد و بعد رفتار و مواجههاش درست شود. من تمام سعیام را کردم که این اتفاق بیفتد.
صحبت پایانی؟
امیدوارم کارگردانها مثل آقای علیمردانی به بازیگرهای تئاتر اعتماد کنند و اجازه دهند ابتدا در نقشهای کوچک و سپس در نقشهای بزرگ جلوی دوربین ظاهر شوند. معتقدم که بسیاری از بازیگران تئاتر هنوز فرصت کافی برای دیده شدن جلوی دوربین ندارند. خوشحالم که من در این مسیر چنین فرصتی پیدا کردم و امیدوارم شرایط بهبود یابد.





