روزنامه صبا

روزنامه صبا

ارشیا شریعتی در گفتگو با صبا:

دوست‌داشتنی بودن، کنه ذات اصلی این کاراکتر است.


انتخاب کردیم که «ولی» به‌نوعی حامی دیگران باشد. او کسی است که با دیگران مشکلی ندارد و همه او را دوست دارند. این دوست‌داشتنی بودن، به نظر من، کنه ذات اصلی این کاراکتر است تا آن پوسته‌ی ترنس!

مریم عظیمی _ نمایش «سلول» به نویسندگی پوریا گلستانی و محسن زرآبادی‌پور که کارگردانی این نمایش را نیز بر عهده دارد در سالن نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود. در این نمایش با سلسله اتفاقاتی در بند اعدامی‌ها روبرو هستیم که همزمان با شب یلدا رخ می‌دهد. در این نمایش کمدی تراژیک به تهیه کنندگی داود نامور، بازیگرانی مانند وحید نفر، محسن زرآبادی پور، حسین میرزائیان، حمید عرب، بردیا دیانت، محسن بیده و …. به نقش آفرینی می‌پردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را می‌خوانید.

 

از ابتدا برای همین نقش انتخاب شده بودید؟

بله، البته در اجرای قبلی این نمایش، دوست دیگری این نقش را بازی می‌کردند. اما در این دور از اجرا، ایشان به دلیل مشغله‌های دیگر امکان همکاری نداشتند. نظر آقای زرآبادب هم از ابتدا این بود که من این نقش را بازی کنم و پیرو آن درباره‌ی ویژگی‌ها و روحیات این شخصیت و اینکه متعلق به کدام قشر است با هم گفت‌وگو کردیم و نهایتاً با کمی بالا و پایین کردن، به عمق شخصیت رسیدیم.

تا چه حد با چنین کاراکترهایی مانند ولی، مواجهه داشتید؟

به‌طور کلی می‌توانم بگویم که بله، با چنین کاراکترهایی مواجهه داشتم یعنی صرفا اینگونه نبود که در تحقیق برای این مورد خاص این مواجهه شکل گرفته باشد. اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، این افراد که در اقلیت‌اند یا ترنس محسوب می‌شوند معمولاً در زندان یک بند جداگانه دارند. اما داستان این اثر به شکلی روایت شد که قرار بود چنین کاراکتری در کنار سایر زندانی‌ها باشد. می‌توان گفت گذشته‌ای که برای او تعریف شده و ویژگی‌های منحصربه‌فردی که شخصیت دارد، مسیرش را شکل داده است.

آیا اتفاق پایان نمایش از سر انتقام گیریست یا ترس از کشته شدن توسط اکبر؟

من فکر می‌کنم از روی انتقام است. اکبر بدون آنکه حقیقت را بداند حکم حامی عاطفی ولی را هم به عهده داشت. در واقع آن دو صرفاً همبند نیستند اما وقتی کاراکتر ولی متوجه می‌شود که چه حقیقتی در گذشته اکبر در ارتباط با خودش وجود دارد در اثر غلیان‌ احساسات ناشی از حوادث تلخ گذشته‌ی خود دست به انتقام می‌زند.

معمولاً در کاراکترپردازی چنین شخصیت‌هایی، ما با یک پوسته‌ی بیرونی مواجهیم که اکثراً یک تیپ خاص از شخصیت‌ها ارائه می‌دهد. اما بازی شما آن‌قدر روان بود که نشان می‌دهد از این پوسته‌ی تیپ عبور کرده و به خود کاراکتر رسیده‌اید. از نظر حسی چطور به این کاراکتر نزدیک شدید؟

ما در پرداخت به این شخصیت تمام مشخصات و المان‌هایی که این قشر از افراد دارند و به قول شما یک تیپیکال از آن‌ها می‌سازد ار کنار گذاشتیم چرا که من با این قشر کاملاً آشنا بودم تمام بالا و پایین‌ها، نت‌ها و حجم صدایشان و بسیاری دیگر از جزئیات زندگی اجتماعی آنها را می‌شناختم. اگر دقت کرده باشید، ولی نه یک بچه‌ی شیک نیست بلکه تا حدی هم لات است. او با اینکه وسواس دارد و تمیز است، اما در عین حال یک لایه‌ی پایین‌شهری هم دارد. فارغ از این‌ها که پوسته‌ی بیرونی کاراکتر است، ما تمام اتفاقاتی که در زندگی ولی افتاده بود را مرور کردیم، غم‌هایی که تجربه کرده و نحوه‌ی بزرگ شدنش را بررسی کردیم و در نهایت انتخاب کردیم که «ولی» به‌نوعی حامی دیگران باشد، کاراکتری دوست‌داشتنی بند، تنها کسی است که به دیگران می‌گوید: «اذیت نکنید»، «دعوا نکنید»، «غذا نریزید»، «دور از جونتان، انشالله اعداممان نمی‌کنند و عفو می‌شویم». او کسی است که با دیگران مشکلی ندارد و همه او را دوست دارند. این دوست‌داشتنی بودن، به نظر من، کنه ذات اصلی این کاراکتر است تا آن پوسته‌ی ترنس! بنابراین کنار هم قرار گرفتن این ویژگی‌های درونی و بیرونی کاراکتر هم به رنگ‌بندی شخصیت اضافه شد تا کاراکتر کامل و قابل درک شود. در نهایت، آنچه اهمیت دارد، نحوه معرفی هسته‌ی درونی کاراکتر است. در صحبتی که با آقای زرآبادی داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که این کاراکتر، با وجود اینکه از خانواده‌ای بدسرپرست است، همچنان حامی دیگران باقی می‌ماند. به نظر می‌رسد که این شخصیت در مسیر رشد حواسش به مسائل اخلاقی و این‌گونه موضوعات بوده است و تنها انگیزه‌ی انتقام و جنون است که باعث شده چنین جرمی مرتکب شود. در نسخه اول نمایش نیز او «زیست‌شناسی» خوانده اما دوست داشته که بازیگر شود، که ما آن را تغییر دادیم و به جایش رشته آرایشگری را انتخاب کردیم. در مجموع، این شخصیت تحصیلات دارد و به اصطلاح آدم سطح پایینی نیست. درست است که طبقه ضیف جامعه برآمده یا نوع پوشش و علایقش ممکن است متفاوت باشد، اما از لحاظ تفکر، آدم سطح پایینی محسوب نمی‌شود. این نکته برای من بسیار مهم بود که بتوانم این وجه شخصیت را به مخاطب نشان بدهم.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی