روزنامه صبا

روزنامه صبا

سامان مهکویه در گفتگو با صبا:

برای بازی کردن، خودم دست به دوربین شدم


تمرکز اصلی من بر فیلمسازی بود تا بازیگری. من برای اینکه بازیگری‌ام دیده شود، مجبور بودم خودم فیلم بسازم و در آن بازی کنم. به همین دلیل یادگیری الفبای فیلمسازی جزو مسیرم شد، ولی همه چیز خودجوش بود.

معصومه دهقان– فیلم «آقای زالو» تنها یک کمدی ساده نیست؛ قصه‌ای است که در دل طنز، تصویر تلخ و شیرین جامعه امروز ایران را روایت می‌کند. در این پرونده، با حمید اکبری خامنه نویسنده و بازیگران مونا فرجاد و سامان مهکویه از چگونگی بازی در این فیلم تا چالش‌های پشت صحنه گفت‌وگو کرده‌ایم. از خنده‌های تلخ تا لحظات تاثیرگذار، همه نشان می‌دهد چگونه یک فیلم می‌تواند مخاطب را هم سرگرم کند و هم به فکر وادارد.

سامان مهکویه، بازیگر جوان سینما و تلویزیون، از آغاز مسیر هنری خود در انجمن سینمای جوان شیراز، تجربه همکاری با مهران احمدی، چالش‌های ایفای نقش و خاطرات پشت صحنه «آقای زالو» می‌گوید.


کمی از سوابق هنری‌تان بگویید
.

شروع بازیگری‌ام به سال ۱۳۸۸ برمی‌گردد، زمانی که با مدرسه انجمن سینمای جوان کارم را آغاز کردم. در آن زمان در شیراز زندگی می‌کردم و تمرکز اصلی بر فیلمسازی بود تا بازیگری. من هم برای اینکه بازیگری‌ام دیده شود، مجبور بودم خودم فیلم بسازم و در آن بازی کنم. به همین دلیل یادگیری الفبای فیلمسازی هم جزو مسیرم شد، ولی همه چیز خودجوش بود. عاشق تصویر بودم و مدتی فقط تدوین می‌کردم. با گروهی از دوستان که مثل خودم بودند، چهار یا پنج سال فقط فیلم کوتاه ساختیم. فعالیت در شهرستان کمی سخت بود، ولی همیشه در دلم حس می‌کردم مسیر درسته. هفت سال پیش در فیلم سینمایی «خوره» به کارگردانی سعید زمانیان بازی کردم و بعد از آن وارد سریال پربیننده «یاغی» به کارگردانی محمد کارت شدم. پس از «یاغی»، در فیلم سینمایی «آبی روشن» به کارگردانی خواجه‌پاشا بازی کردم و در آن پروژه با مهران احمدی هم‌بازی بودم. دوباره با آقای کارت همکاری کردم و در فیلم سینمایی «برمودا» ایفای نقش داشتم که هنوز آماده اکران نیست. زمستان گذشته نیز در پروژه تلویزیونی «استخوان‌سوز» به کارگردانی مجید اسماعیلی حضور داشتم و امسال هم در یک سریال نمایش خانگی جدید بازی کردم که هنوز پخش نشده است.

از تئاتر و ویدیوهای کوتاه به سینما رسیدید. نقطه شروع واقعی بازیگری برای شما چه لحظه‌ای بود؟

نقطه شروع دقیقاً همان لحظه‌ای بود که شروع کردم. مطمئن بودم ادامه زندگی‌ام از آن لحظه به بعد رقم خواهد خورد. چند دوره هم در مسیر تئاتر فعال بودم، ولی هرگز عمیقاً درگیر آن نشدم. الان دیگر مثل گذشته زور نمی‌زنم؛ فکر می‌کنم اتفاق درست سر وقت خودش رخ می‌دهد و زور زدن نتیجه معکوس می‌دهد.

 در کاراکترهایی که بازی می‌کنید معمولاً یک لحن و فیزیک خاص وجود دارد. این امضا را پیدا کرده‌اید یا هنوز در حال کشف آن هستید؟

راستش، تازه از شما می‌شنوم، تعداد نقش‌هایی که بازی کرده‌ام زیاد نیست که بخواهد امضا بسازد. به نظرم خوب نیست بازیگر یک امضا داشته باشد؛ هرچه بازیگر معمولی‌تر و مستندتر باشد، ماندگارتر است. تمرکز روی خاص بودن، تمرکز را از اصل کار منحرف می‌کند.

مهران احمدی به عنوان کارگردان-بازیگر، هدایتش چطور بود؟

چون خودش بازیگر است، احساس راحتی زیادی داشتم. از جدیتش که بگذریم، شوخ‌طبعی‌اش هم باعث شد هیچ تنشی روی صحنه نداشته باشم. واقعاً خوش گذشت و همکاری با همه بچه‌های تیم انرژی خوبی داشت.

از چالش‌های بازی در این فیلم بگویید.

چالش اصلی من تفاوت سنی کاراکترم با خودم بود. جایی نزدیک ۲۰ سال کوچکتر و جایی نزدیک ۳۰ سال بزرگتر بود. کار کمی سخت شد، ولی آقای احمدی برای نزدیک شدن به شخصیت محمد، تماشای یک مستند را به من پیشنهاد دادند که کمک زیادی کرد.

کدام صحنه بیشترین انرژی روانی را از شما گرفت؟

همان سکانس بیمارستان. یک ساعت قبل از ضبط، در حال تمرین دیالوگ‌ها با آقای حیایی بودم که ناگهان آقای احمدی اشکش در آمد و خودم هم تحت فشار روانی بودم. چشمانم شده بود کاسه خون. البته آخرین برداشت را خودم اصرار کردم و آقای احمدی قبول کردند. آن سکانس واقعاً انرژی زیادی از من گرفت.

تجربه کار با تیم «آقای زالو» چطور بود؟

بسیار عالی بود. آن فضا برایم انرژی‌بخش بود و روحیه‌ام را بالا برد. آقای احمدی و تیمشان نهایت احترام را به من گذاشتند و از هم‌بازی شدن با بازیگران خوبی مثل آقای حیایی و هادی کاظمی تجربه‌های زیادی یاد گرفتم. بازخورد فیلم تا حالا هم خیلی خوب بوده و تعریف و تمجید مردم اعتماد به نفس مرا افزایش داده است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی