کاوه مرحمتی در گفتگو با صبا:
فضای ذهنی کارگردان ما را از رئالیسم دور کرد
من با شخصیتی مواجه بودم که زمینه فعالیت هنری داشت و سبک زندگیاش شبیه به زندگی خود ما بود. از نظر اجرایی، با توجه به اینکه فضای ذهنی کارگردان فضای کاملاً رئالیستی نبود، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتیم.

وجیهه فصیحی؛ صبا _ نمایش «عچق» نوشته موری شیسگال نویسنده آمریکایی با ترجمه شهرام زرگر و به کارگردانی عبدالرضا شیبانی، همانگونه که از نامش نیز برمیآید روابط بین فردی و عاشقانه را با رویکردی کاریکاتورگونه بازتعریف میکند و در ساختاری کمیک تاثیر افکار و ضعفهای فردی شخصیتها بر روابط عاشقانه را در کنار نگاه اجتماعی و تعریفی که برای زن، مرد، عشق و خانواده ارائه شده به چالش کشیده و مطرح میکند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
مواجهه ابتدایی شما با این کاراکتر به چه صورت بود و روند نقشپردازی چگونه پیش رفت؟
به هر حال در ابتدای امر من با شخصیتی مواجه بودم که زمینه فعالیت هنری داشت و احتمالاً سبک زندگیاش تا حدی شبیه به سبک زندگی خود ما و دوستان و همکاران اطرافمان بود. از این نظر، نمونهها و مصادیق زیادی وجود داشت که میشد از دل آنها جزئیات مختلفی را چه در مدلهای رفتاری، چه در تیپ، ظاهر و مواردی از این جنس، انتخاب کرد و بکار برد. اما در نهایت، از نظر اجرایی، با توجه به اینکه فضای ذهنی کارگردان لزوماً یک فضای کاملاً رئالیستی نبود و فاصلهای با رئالیسم داشت، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتیم.
در بازی شما، استفاده از میمیک صورت بسیار پررنگ بود، همچنین فرم بدنی خاصی برای کاراکتر در نظر گرفته بودید که حالتی کاریکاتورگونه داشت.
واقعیت این است که از مقطعی به بعد و پس از گفتوگوهایی که با آقای شیبانی داشتیم، این انتخابها و اینکه بازی کاراکترها و در نتیجه بازی ما به چه سمتی برود به تصمیم ایشان در خصوص سبک اجرایی بازمیگشت؛ ما با توجه به تحلیلی که ایشان از متن و نمایشنامه داشند، رگههای آن فضا را بیشتر در روان کاراکتر «هری» دیدیم و آن آشفتگی، بههمریختگی و فروپاشی روانی را در فرم بدنی نیز مد نظر قرار دادیم. به هر حال، نمایش با تصویری از خودکشی هری آغاز میشود؛ جایی که او بالای پل ایستاده و قصد دارد خود را به پایین پرتاب کند. این نشان میدهد که شخصیت به مرحلهای رسیده که روان او عملاً دچار فروپاشی شده است. از سوی دیگر، نمایش در کلیت خود یک اثر کمدی است. علاوه بر این، با انتخاب کارگردان، فرم اجرایی حالتی فرمالیستیتر به خود گرفته است. مجموع این عوامل، یعنی فضای طنز و کمیک اثر، انتخاب فرم فرمالیستی از سوی کارگردان و ویژگیهای درونی خود کاراکتر، همه دست به دست هم داد تا نوع بازی به سمتی برود که نسبت به سایر کاراکترها اغراقشدهتر، گلدرشتتر و حتی فیزیکالتر باشد؛ بهگونهای که بتوان از بدن، بیش از حد معمول، در بیان شخصیت استفاده کرد.
با توجه به اینکه پیشتر با خانم سهیلی همکاری داشتید تجربه همکاری با آقای جمشیدی و آقای شیبانی چگونه بود؟
واقعیت این است که کل گروه، چه خانم سهیلی، چه آقای جمشیدی و چه آقای شیبانی، همگی در جایگاه خود یعنی چه بهعنوان کارگردان و چه بهعنوان بازیگر، از وسواس و دقت نظر بالایی برخوردار هستند. البته منظورم از وسواس، جنبه منفی آن نیست، بلکه ریزبینی و توجه بسیار جدی به جزئیات است. این میزان دقت و حساسیت به جزئیات در همه اعضای گروه بهقدری بالاست که به نظر من، با هر بار دیدن اجرا متوجه جزئیاتی میشویم که ممکن است در بار اول، در برخی بازیها و بدهبستانها به چشم نیاید و نیاز داشته باشد چند بار دیده شود و این متاثر از پرداخت به جزئیات و ظرافتی است که در نگاه اعضای گروه وجود دارد، به نظر من این اثر حتی میتوانست یک سال دیگر هم تمرین شود و اتفاقات تازهتری برایش رقم بخورد. اما به هر حال، به دلیل محدودیتهایی که وجود دارد، همیشه باید نقطه پایانی برای کار در نظر گرفت. با این حال، برای من این میزان توجه به جزئیات، آن هم لحظهبهلحظه و دیالوگبهدیالوگ، بسیار لذتبخش و همکاری در این گروه تجربهای بسیار خوب و رضایتبخش بود.





