روزنامه صبا

روزنامه صبا

تینو صالحی در گفتگو با صبا:

اضطراب این تجربه؛ کشنده بود


از خودم می‌پرسیدم آیا از پس چنین کاری برمی‌آیم یا نه. این تجربه به‌هیچ‌وجه شبیه نقش‌ها و فیلم‌های معمولی نبود و اضطرابی که در طول فیلم‌برداری داشتم، برایم کشنده بود.

حسن بردبار؛ صبا – فیلم «احمد» محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و موسسه تصویرشهر تلاش می‌کند روایت ۱۸ ساعت نخست پس از زلزله بم را نه تنها با وفاداری تاریخی بازسازی کند، بلکه وجه انسانی و کم‌ادعای قهرمانی احمد کاظمی و نقش پژوهشگر علمی را به تصویر بکشد. بازیگران و کارگردان درباره چالش‌های سنگین ایفای نقش‌های واقعی، اضطراب ناشی از مسئولیت تاریخی و روش‌های انتقال حس بحران به تماشاگر توضیح می‌دهند؛ تجربه‌ای که برای بازیگران، متفاوت از هر نقش دیگری در حرفه‌شان بوده است.

تینو صالحی، بازیگر فیلم «احمد»، از تجربه ایفای نقشی سخت و حساس می‌گوید؛ نقشی که بار تاریخی و واقعی آن، اضطراب و فشار بسیاری را برای او به همراه داشت. او توضیح می‌دهد چگونه با وفاداری به تاریخ، همذات‌پنداری با قربانیان و راهنمایی کارگردان توانست حس مسئولیت و اضطراب شخصیت را بدون اغراق به تماشاگر منتقل کند.

 

وقتی فهمیدید قرار است بخشی از یک روایت واقعی و حساس مثل «احمد» باشید، اولین نگرانی‌تان چه بود؛ بازی، قضاوت مخاطب یا وفاداری به تاریخ؟

اولین و مهم‌ترین نگرانی من از همان ابتدا، مسئله قضاوت و وفاداری به تاریخ بود. پیش از آن‌که تصمیم بگیرم این نقش را بپذیرم یا نه، اضطراب‌های فراوانی داشتم. با خودم مدام فکر می‌کردم آیا این فیلم واقعی است؟ آیا واقعه‌ای که روایت می‌کند به‌اندازه‌ای مهم هست که بتوانم بار آن را به دوش بکشم؟ شخصیت بسیار مهمی در مرکز داستان قرار دارد و مسئولیت آن سنگین است. این نگرانی‌ها آن‌قدر جدی بود که حتی به جایی رسیدم که گفتم شاید نتوانم ادامه بدهم و توان انجامش را نداشته باشم. واقعاً از خودم می‌پرسیدم آیا از پس چنین کاری برمی‌آیم یا نه. این تجربه به‌هیچ‌وجه شبیه نقش‌ها و فیلم‌های معمولی نبود و اضطرابی که در طول فیلم‌برداری داشتم، برایم کشنده بود.

نقش شما در «احمد» چه نسبتی با واقعیت بیرونی دارد و کجاها ناچار بودید آن را از دل تخیل بازیگرانه بسازید؟

تخیل بازیگر اصولاً باید در هر اثر دراماتیکی حضور داشته باشد، چه تاریخی باشد و چه غیرتاریخی. اما هرچه از تاریخ دورتر می‌شویم، دست بازیگر برای خلاقیت بازتر است، چون مستندات دیداری کمتری وجود دارد. وقتی به زمان معاصر می‌رسیم، به‌خصوص درباره شخصیتی مثل احمد کاظمی که تنها ۲۰ تا ۲۲ سال از زمان حیاتش گذشته و مستندات بسیار زیادی از او در دسترس است، خلاقیت بازیگر محدودتر می‌شود. این مسئله کار را بسیار سخت می‌کند، چون باید خلاقیت داشته باشید اما از یک خط مشخص عبور نکنید. در نتیجه، سهم خلاقیت بازیگرانه در این نقش نسبت به بسیاری از نقش‌های دیگر بسیار پایین‌تر بود.

آیا لحظه‌ای در فیلم‌برداری بود که سنگینیِ واقعی بودن ماجرا، بازی را برایتان سخت‌تر کند؟

این ماجرا برای من بسیار دردناک است. زمانی که این اتفاق رخ داد، دانشجو بودم و خبر آن جامعه را به‌شدت تکان داد. در دانشگاه دوستانی داشتم که عزیزانشان را در این فاجعه از دست داده بودند. حالا بعد از حدود ۲۰ سال، وارد بازسازی ۱۸ ساعت از آن واقعه شدیم. در نگاه اول سخت به نظر می‌رسد، اما وقتی وارد عمق ماجرا می‌شوید، درد آن چند برابر می‌شود. برای مثال فیلم‌برداری در فصل سرد انجام شد، درست مثل زمانی که زلزله بم اتفاق افتاد. شب‌هایی که فیلم‌برداری داشتیم، سرمای شدیدی را تجربه می‌کردیم و این سرما باعث نوعی همذات‌پنداری می‌شد؛ مدام به این فکر می‌کردیم که مردم در آن شب‌ها چه کشیده‌اند.

فیلم در بازه زمانی محدودی (۱۸ ساعت پس از زلزله بم) می‌گذرد؛ بازی در چنین فشردگی زمانی چه تفاوتی با روایت‌های معمول داشت؟

کاراکتری که در بازه‌ای حدود ۱۸ ساعت فعال است، تفاوت زیادی با کاراکترهایی دارد که در یک بازه زمانی طولانی روایت می‌شوند. چون زمان کوتاه است، خطر یکنواخت شدن حس و حال شخصیت وجود دارد. تغییرات باید فقط از دل اتفاقات بیرونی بیاید. این مسئله کار را سخت می‌کند، چون نباید تماشاگر حس کند که همه‌چیز در یک روز گذشته است.

آیا برای درک این وضعیت بحرانی، سراغ روایت‌ها یا خاطرات واقعی بازماندگان رفتید؟

فیلم‌ها و مستندات بسیار زیادی در اختیارم قرار گرفت؛ هم درباره احمد کاظمی و هم درباره واقعه بم. دیدن تصاویر مستند بم یکی از دردناک‌ترین تجربه‌های من بود. برخی از این تصاویر هرگز از تلویزیون پخش نشده‌اند. فشار روحی آن‌قدر زیاد بود که گاهی با خودم می‌گفتم نمی‌شود این‌ها را نبینم؟ با این حال تمام تلاشم را کردم که بیشترین حجم ممکن از این آثار را ببینم. همچنین زمانی که به بم سفر کردیم، در کوچه و بازار با مردم درباره زلزله صحبت کردم و این گفت‌وگوها کمک بسیار زیادی به من کرد.

 فکر می‌کنید خطر کلیشه‌ای شدن قهرمان‌پردازی در این جنس فیلم‌ها چقدر جدی است و شما چطور از آن فاصله گرفتید؟

من معتقد نیستم که همیشه باید از کلیشه فرار کرد. کلیشه‌ها گاهی می‌توانند باعث خلق لحظه‌های درخشان شوند. در فیلم احمد صحنه‌هایی وجود دارد که ممکن است کلیشه قهرمانانه به نظر برسد، اما مردم برای همان کلیشه‌ها دست می‌زنند. بعضی کلیشه‌ها را مخاطب دوست دارد و اگر هوشمندانه از آن‌ها استفاده شود، می‌تواند کاملاً درست و جذاب باشد. به نظر من، ما در این فیلم دو کلیشه درخشان داریم.

کار با امیرعباس ربیعی در هدایت بازی‌ها چه تفاوتی با تجربه‌های قبلی‌تان داشت؟

من تجربه زیادی در بازیگری دارم؛ نزدیک به ۶۰ تئاتر، چند سریال و حدود ۸ فیلم سینمایی بازی کرده‌ام. پیش از «احمد» هم نقش‌های اصلی و مکمل داشته‌ام، اما بسیاری از آن فیلم‌ها اکران و دیده نشدند. به همین دلیل «احمد» اولین نقش اصلی‌ای شد که عملاً از من دیده شد. من بازیگری را از تئاتر آموختم، کارگردانی تئاتر کرده‌ام و مدرس بازیگری هستم. معمولاً ۳۰ درصد نقش را برای خودم نگه می‌دارم و ۷۰ درصد را به کارگردان می‌سپارم و به او اعتماد می‌کنم، اما در این فیلم به درخواست امیرعباس ربیعی و سختی‌ای که در نقش وجود داشت، صددرصد نقش را به او واگذار کردم. او تأکید داشت که زیست، حرکات، راه رفتن و… به احمد کاظمی نزدیک باشد. من بسیار تمرین کردم تا دقیقاً همان چیزی را اجرا کنم که کارگردان می‌خواست. بعد از حدود ۱۷ یا ۱۸ دقیقه‌ای از کار که تصویربرداری‌اش تمام شده بود، گروه و سرمایه‌گذاران گفتند که «احمد درآمده است» و بسیار از این موضوع خوشحالم.

فضای پشت صحنه در فیلمی با این بار عاطفی و تاریخی چگونه بود؟

در پشت صحنه کار فضای بسیار خوبی حاکم بود اما وقتی به بم رفتیم، اتفاقات عجیبی افتاد و هنرورانی که اهل آنجا بودند، همه بدون استثنا افرادی از خانواده خود را از دست داده بودند. در بخشی که باید گریه می‌کردند، این دوستان واقعا مویه می‌کردند و اسم صدا می‌زدند. بعدها متوجه شدیم آن هنرور خانم بالای سر نوه‌های خود در زمان زلزله بم چنین مویه‌ای می‌کرده است. توصیف برخی از مسایل واقعا در کلام نمی‌گنجد.

 اگر قرار باشد تماشاگر با یک حس از سالن بیرون بیاید، دوست دارید آن حس چه باشد؟

دوستت دارم تماشاگر وقتی فیلم را می‌بیند، راضی از سالن بیرون بیاید. وقتی بحرانی در جامعه به وجود می‌آید، مهم نیست افراد چه گرایشی دارند، مهم این است که سمت مردم بایستند. آرزو دارم هر آدمی که این فیلم را می‌بیند، به این تیجه برسد که هرکسی با هر فکری به مردم ضربه می‌زدند، باید از او فاصله گرفت.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی