علیرضا عطااللهتبریزی در گفتگو با صبا:
عاشقانهای در دل جنایت
مخاطب ممکن است در مسیر داستان به دنبال قاتل باشد، اما هدف اصلی فیلم نمایش «چگونگی و چیستی» یک عمل جنایی است و ما نمیخواستیم فقط یک نظام ساده علت و معلولی را نمایش بدهیم.

گفتوگوی روزنامه صبا با عوامل فیلم سینمایی «پروانه» روایت یک عاشقانه جنایی از دل چالشهای سینمای ایرانفیلم سینمایی «پروانه»با نویسندگی علیرضا عطاالله تبریزی، کارگردانی محمد برزویی پور و تهیهکنندگی بهمن کامیار به عنوان یک درام جنایی- عاشقانه با رگههایی از سایکودرام، امروز در سینمای رسانهها اکران اول خود را تجربه میکند. به همین بهانه خبرنگار صبا با نویسنده، کارگردان و تهیهکننده این فیلم به گفتوگو نشسته است که در ادامه میخوانید.
علیرضا عطااللهتبریزی، نویسنده فیلم سینمایی «پروانه»، در گفتوگو با روزنامه صبا درباره شکلگیری یک عاشقانه در دل جنایت سخن میگوید؛ از بازنویسی فیلمنامه بر پایه روابط انسانی و سوءتفاهمها تا اهمیت غافلگیری، محدودیتهای ژانر جنایی در سینمای ایران و تلاشی آگاهانه برای روایت «پروسه جنایت» بهجای تمرکز صرف بر کشف قاتل؛ روایتی که میخواهد عشق را بهمثابه نیرویی یادآور و کنشگر، در متن یک تراژدی جنایی به تصویر بکشد.
ایده فیلم «پروانه» از ابتدا متعلق به خودتان بود یا طرحی به شما ارائه شد که بر اساس آن فیلمنامه را نوشتید؟
طرح اولیه فیلم از ابتدا وجود داشت و در همان طرح هم عناصر عاشقانه و جنایی حضور داشتند، در گفتوگوهایی که با کارگردان انجام دادیم، به یک ساختار مشخص رسیدیم و من پرداخت نهایی داستان را بر اساس همان ساختار انجام دادم؛ پرداختی که طبیعتاً به سلیقه و جهانبینی خودم نزدیک بود.
وقتی طرح اولیه به شما داده شد، کدام بخش آن برایتان جذابتر بود؟ وجه جنایی یا عاشقانه؟
من بهطور کلی به ژانر جنایی علاقه دارم؛ طراحی معما، سرنخ و ساختن پازلهای روایی همیشه برایم جذاب بوده است، اما در «پروانه» چیزی که برایم پررنگتر بود، بستر عاشقانهای بود که در آن اتفاق میافتاد.
غافلگیری مخاطب در روایت «پروانه» چقدر برای شما اهمیت داشت؟
سینمای جنایی بدون غافلگیری اساساً معنا ندارد البته شاید در برخی ژانرها بتوان بدون غافلگیری هم پیش رفت، اما در ژانر جنایی این امکان وجود ندارد و در «پروانه» اصل غافلگیری بهعنوان یکی از پایههای روایت در نظر گرفته شده است.
روابط میان شخصیتها بیشتر بر پایه سوءتفاهم است یا اعتماد؟
به نظر من روابط انسانی اصولاً بر پایه سوءتفاهم شکل میگیرند یا از بین میروند و در «پروانه» هم هر دو عنصر سوءتفاهم و اعتماد در کنار هم حضور دارند و بر روابط شخصیتها تأثیر میگذارند.
مخاطب در «پروانه» بیشتر دنبال کشف قاتل است یا چرایی وقوع جنایت؟
مخاطب ممکن است در مسیر داستان به دنبال قاتل هم باشد، اما هدف اصلی فیلم نمایش «چگونگی و چیستی» یک عمل جنایی است و ما نمیخواستیم فقط یک نظام ساده علت و معلولی را نمایش بدهیم، بلکه سعی کردیم خودِ پدیده جنایت را بهعنوان یک تابلو پیش روی مخاطب بگذاریم تا ابعاد مختلف آن را ببیند به عبارتی خودِ عمل جنایی و روابط میان شخصیتها، جزئی از روایت فیلم محسوب میشوند، فیلم درباره پروسه جنایت است نه صرفا انجام جنایت، به عنوان یک پدیداری که مخاطب با آن مواجه میشود و سعی در شناخت آن دارد.
برای نوشتن این فیلمنامه از وقایع یا پروندههای واقعی الهام گرفتهاید؟
در کل هر واقعیت یا مستندی میتواند جرقهای برای چنین داستانهایی باشد، ولی بسیاری از اتفاقات جنایی واقعی که در ایران رخ میدهند، بهدلیل محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی، قابلیت روایت مستقیم ندارند، حتی آثاری که بر اساس واقعیت نوشته میشوند، معمولاً تغییرات زیادی پیدا میکنند، به نظر من حدود هفتاد تا هشتاد درصد داستانهای جنایی، ریشهای در واقعیت دارند، اما آن واقعیت در مسیر داستانپردازی دگرگون میشود.
از آثار جنایی خارجی الهام میگیرید؟
فرهنگ ما از نظر روابط انسانی، اجتماعی و حتی ساختار پلیسی تفاوت زیادی با کشورهای دیگر دارد، خیلی وقتها وقتی فیلم یا سریال خارجی میبینم، میگویم این اتفاق در ایران نمیتواند به همین شکل رخ بدهد، به همین دلیل اقتباس مستقیم در ژانر جنایی کار بسیار دشواری است.
کدام شخصیت برای شما چالشبرانگیزتر بود؟
شخصیت بازجوی پرونده برای من سختتر بود، البته کاراکترهای دیگرهمچون پروانه، پدرام و آرمان پیچیدگیهای بیشتری دارند ولی حفظ سادگی این کاراکتر در عین داشتن لایههای عمیق دراماتیک، کار سختی بود.
عشق چه نقشی در پیشبرد درام دارد؟
عشق در کل برای یادآوری مناسب هستند و در داستان پروانه هم وجه یادآوری دارد و هم وجه عمل.
فیلم تا چه اندازه به مفهوم، گناه و بیگناهی میپردازد؟
قصد ما پرداختن به این مفاهمیم نبوده ولی این مفاهیم بهصورت ضمنی در ذهن مخاطب شکل میگیرند چون فیلم جنایی ناخواسته مخاطب را با چنین پرسشهایی درگیر میکند و این یک انتخاب آگاهانه است که مخاطب بتواند با فیلم همزاد پنداری کند.
فیلمنامه در طول تولید چقدر تغییر کرد؟
بازنویسیها بیشتر حاصل گفتوگو و مشورت با کارگردان و تهیهکنندگان بود ضمن اینکه بعد از شکلگیری فیلمنامه به ساختار نهایی، خود متن لیدر است و مشخص میکند که به چه تغییراتی نیاز دارد و چه تغییراتی را نمیپذیرد.
محدودیتهای ژانر جنایی در سینمای ایران چه تأثیری بر کار شما داشته است؟
از ابتدا میدانیم که چه چیزهایی را نمیتوان نوشت یا نشان داد چون هم محدودیتهای نظارتی وجود دارد و هم ملاحظات اجتماعی و قضایی و همین موضوع باعث میشود بسیاری از قصههای واقعی قابل پرداخت نباشند و حتی بسیاری از قصههای جنایی واقعی کشور خودمان نیز به خاطر مسائل اجتماعی و دینی قابل بیان نیست.
به نظر شما پرداختن به مسائل جنایی در سینما میتواند موجب ترویج آن شود؟
به نظر من ژانر جنایی به تخلیه خشونت ذهنی برخی از مخاطبان کمک میکند و این مدل از سینمای جنایی که به خشونت عریان نمیپردازد چنین کارکردهایی در جامعه ندارد و من با این نگاه که نشان دادن خشونت میتواند موجب خشونت شود مخالفم چون اگر فردی بخواهد از خشونت فیلم الگوبرداری کند هر روز میتواند از درون جامعه الگو برداری کند.
«پروانه» را بیشتر یک عاشقانه میدانید یا یک تراژدی جنایی؟
یک عاشقانه جنایی است.
دوست دارید مخاطب با چه تصویری از فیلم سالن سینما را ترک کند؟
فکر میکنم، شاید تنها چیزی که مخاطب می تواند به آن تکیه کند این است که «عاشق بودن زیباست»
این فیلمنامه چه تفاوتی با آثار قبلی شما دارد؟
«پروانه» با آثار قبلی من خیلی متفاوت است چون پلیس در آثار قبلی من نقش پررنگتری داشته و خرده داستان بیشتر دارد و فیلمنامه «پروانه» برای من شخصیتر است چون داستان را آن را دوست دارم و خیلی با آن ارتباط برقرار گفتهام و اگر خودم نویسنده داستان نبودم، دوست داشتم آن را ببینم.
شما کدام شخصیت داستان را بیشتر دوست دارید؟
همه شخصیتهای داستان را دوست دارم، اما شخصیت پدرام برای من کاراکتر جذابی است که داستان را نیز خیلی پیش میبرد.
جایگاه ژانر جنایی را در سینمای ایران چگونه میبینید؟
تقریباً همه ژانرها در سینمای ما کمرنگاند و عمده فیلمهای ما یا کمدی است یا جنگی و یا اجتماعی در حالی که ژانرهای بسیار خوبی وجود دارد که در سینما و شبکه خانگی خالی از آنهاست و دلیل اصلی آن وضعیت اقتصادی است چون سرمایهگذارها معمولاً مسیرهای امتحانشده را ترجیح میدهند.





